چهارشنبه 6 خرداد1388
رادیو اینترنتی مازندرانی
* منظومه طالبا به روايت حسين علمباز و موسيقي استاد احمد محسن پور
* قطعه محلي بينجکر با شعر وصداي زنده ياد حجت خشخون (عشقي مازندران)
* قطعه "چپون مقوم" با صداي ابراهيم اکبري و آهنگ صادق اسحاقي
* "ته گره ته امشو برو" کار جاودانه زنده ياد نور محمد طالبي را با کمانچه استاد احمد محسن پور
* صداي زنده ياد مکرمه قنبري،هنرمند نقاش بابلي
* شعرخواني رحمت الله حسن پور-سوادکوه
* شعر خواني منوچهر اسکندري،شاعر و خوشنويس قائم شهري
و ... را به صورت آنلاین بشنوید.
این هم لینک پادکست مازندنومه
مازندنومه ای ها شمه خنابدون
جمعه 1 خرداد1388
بچه هاى شمال؛زندگى، كار و ديگر هيچ
ادامه مطلب
جمعه 1 خرداد1388
جغرافیای تاریخی مازندران
در جلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجانمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهرا زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند. در کتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگر‘‘ ودر اوستا ’’پذشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر میرسدکه مازندران جزو قلمرو اشکانیان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکرده انـد و استقلال نسبی داشته اند.
ادامه مطلب
شنبه 12 اردیبهشت1388
96 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 4 درصد مردم ايران است
شنبه 12 اردیبهشت1388
مازندران از 4500 سال قبل وارد شهر نشيني شد
جمعه 4 اردیبهشت1388
شعر تبری
این شعر زیبا رو تقدیم به شما می کنم. هر چند شاعرش رو نمیشناسم.
مه دل تنگه سـر هاده شه صدا ره بـَـزن سـاز و دم هـاده لـَلهوا ره
تـه جـا بـلبـل گـلی بـه گـلی نـَوونه ته نـَخوندی پيله ، پاپلی نـَوونه
بــی تــه لـالـه و لـمـپـا سـو نــَدنـه ونـوشه اسبـه بـونـه ، بـو ندنه
بـــهــار وائــه پـــيــغــوم پـــه انــی هـلـی اسبـه جـِمه ره دوجنـی
بـــهــار گــلــهی بـــچــا بـــچــايــی ميا گيرنه مه دل ته بی صدايی
خل توم گوم بيمه مه ويشه ته ای نوج بزه پيتومه مه ريشه ته ای
بــرو بــی تــه سـوا صــفا نــدارنــه تـیـنـاری گـلـی ونـگـا وا نـدارنـه
مه دل تنگه سـر هاده شه صدا ره بـَـزن سـاز و دم هـاده لـَلهوا ره
چهارشنبه 2 اردیبهشت1388
اصل پانزدهم
در زیر اصل ۱۲۱ قانون اساسی را می خوانیم:
رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسهای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل میشود به ترتیب زیر سوگند یاد میکند و سوگندنامه را امضاء مینماید. بسماللهالرحمنالرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد میکنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده گرفتهام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهمالسلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."
حال سوالی اینجا پیش می آید که : چرا با وجود اینکه رئیس جمهور سو گند یاد می کند که پاسدار قانون اساسی باشد ، اجرای برخی از اصول قانون اساسی همچون اصل پانزده سالها نادیده گرفته می شود ؟
برخی از کاندیدا ها قول اجرای این اصل را در برنامه های تبلیغاتی خود می دهند. در صورتی که اجرای کامل قانون اساسی وظیفه رئیس جمهور است. هر کس که رئیس جمهور شود باید شرایط اجرای قانون اساسی را کامل فراهم کند.
در این بین کارشناسان و فعالان فرهنگی در قومیت های مختلف ، باید نظر خود را درباره : الفبا ، گویش معیار ، نحوه تدریس ، محتوی کتب و ... به زبان های قومی بیان کنند تا خدای ناکرده با اجرای ناقص قانون ، از چاله به چاه نیفتیم.
چهارشنبه 19 فروردین1388
مسافران نوروزی
صنعت توریسم می تواند مشکل بیکاری را در منطقه از بین ببرد ، به شرط اینکه درست مدیریت شود.
به طور کلی دو دسته مسافر وجود دارد :
دسته اول : سرمایه داران (از ما بهتران) که زمین های مرغوب را خریداری می کنند و با از بین بردن زمین های کشاورزی ، ویلا های نازیبا و ناسازگار با محیط اطرافشان را در آن می سازند .
در این مر حله کشاورز سرمایه ای بدست می آورد ، اما چون نمی داند با آن سرمایه چه باید بکند اغلب آن را درست مصرف نمی کند و به جای ایجاد یک حرفه ی مناسب و تولیدی ، تنها کالای های مصرفی خریداری می کند و رو به شغل های کاذب و خدماتی رده پایین می آورد . در نیتجه یک تولید کننده به یک مصرف کننده صرف تبدیل می شود . و سر انجام : زمین دار دیروز ، پراید سوار امروز و آواره و حاشیه نشین فردا می شود .
در ضمن تولید کشاورزی که ایجاد درآمد و اشتغال پایدار می کند ، از بین می رود . همچنین مهاجرت به شهر ها باعث ایجاد مشکلات فرهنگی و اقتصادی فراوانی رو برای یک یا دو نسل می گردد.
اما بعد از ساختن ویلا ، از ما بهتران ها سالی یک بار از ویلای خود استفاده می کنند و شاید دو تا تخم مرغ و پفک هم بخرند - البته اکثر اونها مایحتاجشان رو از شهر شان با خود می آورند - این ایجاد شغل و درآمد پایدار نمی کند . این توریسم نیست بلکه استعمار است .
دسته دوم : طبقه متوسط جامعه است . این افراد پول ساختن یا خریدن ویلا را ندارند . بنا بر این اینها باید از امکانات عمومی استفاده نمایند . اگر این افراد درست مدیریت شوند می توانند درآمد و اشتغال پایدار رو برای مردم محلی ایجاد نمایند .
مثلا ساختن متل های های ارزان قیمت با امکانات کافی برای اقامت در محلی مناسب و یا ایجاد رستوران ها و مغازه ها و فروشگاه های صنایع دستی در کنار اماکن دیدنی .
نمونه این امر در ماسوله گیلان و اخیرا در آلاشت مازندران وجود دارد .
تمام آن مشکلاتی که آقای حسن پور در مقاله خود به آن اشاره کردند ناشی از عدم مدیریت صحیح است . ساخت ویلا های شخصی بزرگترین ضربه را به اقتصاد و فرهنگ محلی می زند و البته پیامد های منفی را در سطح ملی برای کل کشور ایجاد می نماید ، مثل از بین بردن کشاورزی و وابستگی به واردات برنج که یکی از غذاهای اصلی مردم ایران است .
بنا بر این این دسته دوم مجبورند یا از مدارس استفاده کنند و یا به علت نبود اماکن اقامتی با قیمت مناسب در مکان مناسب و با امکانات کافی ترجیح بدهند که از چادر استفاده کنند و ره آورد سفرشان خرید چند تا پفک و کلو چه و ایجاد تورم و زباله و از بین بردن آرامش ساکنین منطقه باشد .
یکشنبه 16 فروردین1388
ضرورت آموزش زبان مادری به کودکان
با بیان چند سوال به بیان اهمیت موضوع آموزش زبان مادری به فرزندانمان می پردازم.
· چرا در همه ی دنیا و موزه های پر زرق و برق به دنبال نگهداری آثار به جای مانده از پیشینیان هستند؟
· چرا گروه های حرفه ای ویژه ای مامور کاوش در متون کتیبه های باستانی هستند؟
· چرا فرهنگستان زبان و ادب پارسی در کوشش برای پویایی زبان فارسی است؟
· چرا هر فردی به گذشته ی ایران و افتخارات آن در طول تاریخ افتخار می کند؟
آیا زبان مادری نیز یادگار گذشتگان و نیاکان ما نیست ؟ آیا نباید تلاشمان در راه نگهداری آن باشد ؟ و اما از هر چه که بگذریم، سخن دوست خوش تر است. در مورد زبان تبری سخن بگویم . همانگونه که شما دوستان آگاه هستید یکی از بزرگترین مناطق تبری نشین ـ علاوه بر استان های گلستان و سمنان و تهران ـ استان مازندران است . استانی که بنابر اخبار در سال های پیشین ۹۰ درصد مردمان آن به زبان شیرین تبری سخن می گفتند .
سوال اینجاست که هم اکنون چند درصد مردمان مازندران به زبان تبری سخن می گویند ؟ 10درصد ؟ 20 درصد ؟ 30 درصد و یا کمتر ؟ دلیل این امر چیست ؟ دلیل اینکه زبان فارسی تهرانی جایگزین گفتار تبری شده است چیست ؟ مگر بیشتر شما مازندرانی های گرامی بر این باور نیستید که روزی پدر بزرگ ، مادر بزرگ و ... ی شما زبانشان زبان تبری بوده است و بس ؟ پس چرا روزگار اینگونه پیش می رود ؟ چه دلیلی دارد که افراد به اصطلاح تحصیل کرده ای که خودشان به تبری سخن میگویند ، اکنون به فرزندان دلبندشان فارسی یاد می دهند و سخن گفتن به تبری را "بی کلاس" می دانند ؟ شما چه میدانید کلاس چیست ؟ زاده ی کجا هستید ؟ چرا هویت خود را فراموش کرده اید ؟ چرا تبر بر ریشه ی زبان تبریمیزنید ؟ مگر این زبان تبری نیست که سراسر زیبایی مور و هوره است ؟ مگر این اشعار و داستان ها و ضرب المثل های زیبای تبری نیستد که با شنیدنشان لذت می بریم ؟ براستی دلیل فراموشی تدریجی (البته این سال ها آنی) زبان مادریتان چیست ؟؟؟
- آیا دلیل آن فقط عملکرد ضعیف شبکه ی استانی طبرستان است که برنامه های آن به زبان فارسی است ؟
- آیا دلیل آن بی تفاوتی مازندرانی ها نسبت به یادگار پیشینیان است ؟
- آیا دلیل آن تالیف و انتشار ضعیف کتب تبری است ؟
- آیا دلیل آن عدم برگزاری همایش ها و کنفرانس های تبری است ؟
کرد را نظر بگیرید .
- ببینید که نسبت به لباس و پوشش کردیشان چه تعصب به جایی دارند .
- ببینید که برای خود شبکه های ماهواری ای دارند که تمام برنامه های آن به زبان کردی است .
- ببینید که در دانشگاه ها و محافل گروهی به کرد بودن خویش افتخار کرده و به خود می بالند .
آیا بهتر نیست ما هم به خود آییم و کمی به فکر پاس داشت زبان مادریمان باشیم .
بر داشتی از وبلاگ لکستان .

