تبليغاتX
اِساره سو _ نور ِستاره

جمعه 29 خرداد1388

قبل و بعد از انتخابات و هاله نور!!

نوشته شده توسط اسماعیل در 1:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 6 خرداد1388

رادیو اینترنتی مازندرانی

گردانندگان مازندنومه ، رادیو ی اینترنتی (پادکست) را ایجاد کرده ‌اند که در آن می‌توانین آثاری چون :

* منظومه طالبا به روايت حسين علمباز و موسيقي استاد احمد محسن پور 

* قطعه محلي بينجکر با شعر وصداي زنده ياد حجت خشخون (عشقي مازندران)

 * قطعه "چپون مقوم" با صداي ابراهيم اکبري و آهنگ صادق اسحاقي

* "ته گره ته امشو برو" کار جاودانه زنده ياد نور محمد طالبي را با کمانچه استاد احمد محسن پور

* صداي زنده ياد مکرمه قنبري،هنرمند نقاش بابلي

* شعرخواني رحمت الله حسن پور-سوادکوه

* شعر خواني منوچهر اسکندري،شاعر و خوشنويس قائم شهري

و ... را به صورت آنلاین بشنوید.

این هم لینک پادکست مازندنومه

مازندنومه ای ها شمه خنابدون

نوشته شده توسط اسماعیل در 12:14 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1 خرداد1388

بچه هاى شمال؛زندگى، كار و ديگر هيچ

هنوز تابستان تمام نشده است و هنوز امتحانات مدارس بچه ها تمام نشده است اما صحبت مسافرت هاى تابستانى بين اعضاى خانواده خصوصاً بچه ها از مهم ترين موضوعاتى است كه بسيار مهم و البته جذاب به نظر مى رسد. در كنار همه شهرهاى غربى، شمال غربى و ... سفر به شمال ايران حتماً اولين گزينه اى است كه موردنظرقرار مى گيرد، خصوصاً براى بچه ها و جوان ترها؛ چرا كه هيچ چيزى به اندازه آب و استخر و دريا در تابستان به آدم حال نمى دهد. البته وجود جذابيت هاى ديگرى چون جنگل هاى شمال و جاده هاى پرپيچ و خم وديدنى و پرصفا نيز باعث مى شود تا در فصل تابستان اتومبيل هايى را با پلاك هايى از همه جاى ايران در اين جاده ها و در شمال ايران بتوان ديد، از دزفول و زاهدان گرفته تا سنندج و مشهد، تهران
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 15:20 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1 خرداد1388

جغرافیای تاریخی مازندران

درباره‎ تاریخ باستانی استان مازندران اطلاع زیادی دردست نیست و اساسا‏‏ وضع اقلیمی آن اجازه نمیدهد ابنیه وآثار معماری پایدار بمانند.
در جلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره‎‎ پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجانمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهرا زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند.  در کتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگر‘‘ ودر اوستا ’’پذشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر میرسدکه مازندران جزو قلمرو اشکانیان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکرده انـد و استقلال نسبی داشته اند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 15:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 اردیبهشت1388

96 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 4 درصد مردم ايران است

به اعداد بیان شده در این گزارش خوب توجه کنید و کمی درباره آنچه برسر ما می گذرد بیندیشد.
 
محمد شيدفر، معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان مازندران گفت: « 4 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 96 درصد مردم ايران است. به معنايي ديگر 96 درصد از سواحل درياي مازندران تنها در اختيار 4 درصد مردم ايران است.»
  
وی همچنين به اين موضوع تاكيد كرد كه مجموعه تختهاي اقامتي استان مازندران 60 هزار تخت است كه حدود 22 هزار تخت از اين تعداد در اختيار دستگاههاي دولتي است.
 
وي افزود:« سازمان دولتي را مي شناسم كه سال 77 يك مركز اقامتي با 17 ميليارد تومان سرمايه ساخت و سال 82 به بهره‌برداري رساند. اين درحالي است كه اگر تنها به سود سپرده اين مجموعه توجه شود. مي‌توان سالي 3 ميليون تومان به كاركنان آن مجموعه سود سفر داد! از اين مجموعه اقامتي و دولتي تنها فصلي از سال استفاده مي شود و هزينه نگهداري اين مجموعه سالانه يك ميليارد تومان است.»
 
شيدفر با گله از اين موضوع كه تختهاي موجود در استان مازندران در اختيار ارگانهاي دولتي است، پيشنهاد داد:« اگر بتوان با دستگاهاي دولتي مذاكراتي انجام داد كه اين مراكز اقامتي تنها به استفاده فصلي كاركنان آن ارگان محدود نشود بلكه همه مردم در همه زمانها از آن بهره‌ببرند، مي توان بسياري از مشكلات كمبود تخت را در استان رفع كرد.»
 
طبق سند چشم‌انداز 20 ساله؛ استان مازندران بايد تا سال 1404، بتواند 22 ميليون توريست داخلي جذب كند. اين درحالي است كه استان مازندران توانسته در مدت 6 ماهه اول سال ۸۷ پذيراي 5/13 ميليون گردشگري داخلي باشد.
 
خبرگزاري ميراث فرهنگی _ فاطيما كريمي
نوشته شده توسط اسماعیل در 12:0 |  لینک ثابت   • 

شنبه 12 اردیبهشت1388

مازندران از 4500 سال قبل وارد شهر نشيني شد

طبق آخرين مطالعات انجام گرفته در حوزه باستان شناسي استان مازندران، ساکنين اين منطقه از کشور 5600 سال قبل روند شهر نشيني را آغاز کردند و 4500 سال قبل وارد مرحله شهر نشيني شده‏اند.
 
«علي ماهفروزي»، سرپرست کاوش‏هاي باستان‏شناسي در گوهرتپه مازندران و همچنين يکي از باستان‏شناسان استان مازندران دراين‏باره به CHN گفت: «بر اساس آزمايش هاي انجام گرفته روي نمونه هاي کربن بدست آمده از محوطه باستاني گوهرتپه مازندران، تاريخ دقيق روند شهر نشيني در اين محوطه به 5600 سال قبل بازمي گردد.»
 
وي افزود: «بر اين اساس و با توجه به شواهد باستان‏شناسي بدست آمده از گوهرتپه و ديگر محوطه‏هاي باستاني استان و جنوب شرق درياي مازندران، اين منطقه يعني جنوب و جنوب شرقي درياي مازندران از 4500 سال قبل وارد مرحله شهرنشيني شده است، اما پيش از آن اين روند از 5600 سال قبل آغاز شده است.»
 
به گفته وي اگر باور داريم که روند شهرنشيني از مرحله روستا نشيني بوده، پس تاريخ سکونت در مازندران به قبل از 5600 سال مربوط مي شود.
 
گوهرتپه مازندران تا کنون بزرگترين محوطه باستاني کشف شده در استان مازندران است و از آنجايي که شواهد بيشماري از استقرارهاي شهري هم در آن يافت شده، يکي از مهمترين محوطه هاي باستاني کشور محسوب مي شود.
 
ماهفروزي درباره تاريخ پيش از آغاز روستا نشيني در مازندران گفت: «پيش از دوران روستا نشيني در مازندران، انسان‏ها در غارها زندگي مي‏کردند. بر اساس نتايج بدست آمده از کاوش استروناخ، در "يارين تپه" گرگان مي‏توان گفت که يک وقفه تاريخي در حدود 3800 سال از دوران غارنشيني به روستا نشيني در منطقه ديده مي‏شود. اين وقفه بين سال‏هاي اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد وجود دارد.»
 
وي بر اين نکته تاکيد کرد که پس از آغاز روستا نشيني در مازندران، کشاورزي و دامپروري نيز به شکل جدي آغاز شد و سپس در دوره شهر نشيني اقتصاد متکي بر کشاورزي، دامپروري، صنعتي و تجاري وجود داشته است.
 
شواهد باستان‏شناسي نشان مي‏دهد که گوهرتپه بر اساس نزديکي به درياي مازندران يکي از مهمترين شهرهاي زمان خود بوده است. اين شهر در دوران رونق يکي از مهمترين شهرهاي تجاري منطقه نيز محسوب مي‏شده است.
 
اين شهر در آغاز دوره تاريخي به دلايل نامعلومي از رونق مي‏افتد و پس از يک دوره وقفه مدفن ساکنين خود مي‏شود. به واقع در دوره تاريخي از بخشي از گوهر تپه به عنوان گورستان استفاده شده است.
 
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ حسن ظهوري
نوشته شده توسط اسماعیل در 11:36 |  لینک ثابت   • 

جمعه 4 اردیبهشت1388

شعر تبری

این شعر زیبا رو تقدیم به شما می کنم. هر چند شاعرش رو نمی‌شناسم.


مه دل تنگه سـر هاده شه صدا ره             بـَـزن سـاز و دم هـاده لـَله‌وا ره

تـه جـا بـلبـل گـلی بـه گـلی نـَوونه             ته نـَخوندی پيله ، پاپلی نـَوونه

بــی تــه لـالـه و لـمـپـا سـو نــَدنـه             ونـوشه اسبـه بـونـه ، بـو ندنه

بـــهــار وائــه پـــيــغــوم پـــه انــی             هـلـی اسبـه جـِمه ره دوجنـی

بـــهــار گــلــه‌ی بـــچــا بـــچــايــی             ميا گيرنه مه دل ته بی ‌صدايی

خل توم گوم بيمه مه ويشه ته ای             نوج بزه پيتومه مه ريشه ته ای

بــرو بــی تــه سـوا صــفا نــدارنــه             تـیـنـاری گـلـی ونـگـا وا نـدارنـه

مه دل تنگه سـر هاده شه صدا ره             بـَـزن سـاز و دم هـاده لـَله‌وا ره

نوشته شده توسط اسماعیل در 14:54 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388

اصل پانزدهم

اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حاشیه این وبلاگ نوشته شده است.

 

در زیر اصل ۱۲۱ قانون اساسی را می خوانیم:

 

رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسه‏ای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‏شود به ترتیب زیر سوگند یاد می‌کند و سوگندنامه را امضاء می‌نماید. بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

 

حال سوالی اینجا پیش می آید که : چرا با وجود اینکه رئیس جمهور سو گند یاد می کند که پاسدار قانون اساسی باشد ، اجرای برخی از اصول قانون اساسی همچون اصل پانزده سالها نادیده گرفته می شود ؟

 

برخی از کاندیدا ها قول اجرای این اصل را در برنامه های تبلیغاتی خود می دهند. در صورتی که اجرای کامل قانون اساسی وظیفه رئیس جمهور است. هر کس که رئیس جمهور شود باید شرایط اجرای قانون اساسی را کامل فراهم کند.

 

در این بین کارشناسان و فعالان فرهنگی در قومیت های مختلف ،  باید نظر خود را درباره : الفبا ،  گویش معیار ،  نحوه تدریس ، محتوی کتب و ... به زبان های قومی بیان کنند تا خدای ناکرده با اجرای ناقص قانون ، از چاله به چاه نیفتیم.

نوشته شده توسط اسماعیل در 17:50 |  لینک ثابت  

چهارشنبه 19 فروردین1388

مسافران نوروزی

آقای امین حسن پور در سایت شون ورگ مطلبی را درباره مسافران نوروزی نوشتند که خواندنی است. اما این قضیه را می توان از دیدگاه دیگری هم بررسی کرد.

صنعت توریسم می تواند مشکل بیکاری را در منطقه از بین ببرد ، به شرط اینکه درست مدیریت شود.

به طور کلی دو دسته مسافر وجود دارد :

دسته اول : سرمایه داران (از ما بهتران) که  زمین های مرغوب را خریداری می کنند و با از بین بردن زمین های کشاورزی ، ویلا های نازیبا و ناسازگار با محیط اطرافشان را در آن می سازند .

 در این مر حله کشاورز سرمایه ای بدست می آورد ، اما چون نمی داند با آن سرمایه چه باید بکند اغلب آن را درست مصرف نمی کند و به جای ایجاد یک حرفه ی مناسب و تولیدی ، تنها کالای های مصرفی خریداری می کند و رو به شغل های کاذب و خدماتی رده پایین می آورد . در نیتجه یک تولید کننده به یک مصرف کننده صرف تبدیل می شود . و سر انجام : زمین دار دیروز ، پراید سوار امروز و آواره و حاشیه نشین  فردا می شود .

در ضمن تولید کشاورزی که ایجاد درآمد و اشتغال پایدار می کند  ، از بین می رود . همچنین مهاجرت به شهر ها باعث ایجاد مشکلات فرهنگی و اقتصادی فراوانی رو برای یک یا دو نسل می گردد.

اما بعد از ساختن ویلا ، از ما بهتران ها سالی یک بار از ویلای خود استفاده می کنند و شاید دو تا تخم مرغ و پفک هم بخرند - البته اکثر اونها مایحتاجشان رو از شهر شان با خود می آورند - این ایجاد شغل و درآمد پایدار نمی کند . این توریسم نیست بلکه استعمار است .

دسته دوم : طبقه متوسط جامعه است . این افراد پول ساختن یا خریدن ویلا را ندارند . بنا بر این اینها باید از امکانات عمومی استفاده نمایند . اگر این افراد  درست مدیریت شوند می توانند درآمد و اشتغال پایدار رو برای مردم محلی ایجاد نمایند .

مثلا ساختن متل های های ارزان قیمت با امکانات کافی برای اقامت در محلی مناسب و یا ایجاد رستوران ها و مغازه ها و فروشگاه های صنایع دستی در کنار اماکن دیدنی .

نمونه این امر در ماسوله گیلان و اخیرا در آلاشت مازندران وجود دارد .

تمام آن مشکلاتی که آقای حسن پور در مقاله خود به آن اشاره کردند ناشی از عدم مدیریت صحیح است . ساخت ویلا های شخصی بزرگترین ضربه را به اقتصاد و فرهنگ محلی می زند و البته پیامد های منفی را در سطح ملی برای کل کشور ایجاد می نماید ، مثل از بین بردن کشاورزی و وابستگی به واردات برنج  که یکی از غذاهای اصلی مردم ایران است .

بنا بر این این دسته دوم مجبورند یا از مدارس استفاده کنند و یا به علت نبود اماکن اقامتی با قیمت مناسب در مکان مناسب و با امکانات کافی ترجیح بدهند که از  چادر استفاده کنند و ره آورد سفرشان خرید چند تا پفک  و کلو چه و ایجاد تورم و زباله و از بین بردن آرامش ساکنین منطقه باشد .

نوشته شده توسط اسماعیل در 11:52 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 16 فروردین1388

ضرورت آموزش زبان مادری به کودکان

 همزمان با پیشرفت فن آوری و گام هایی که امروزه بر می داریم، حفظ  و نگهداری میراث نیاکان مان گنجینه ی نسل های فردا خواهد بود.

با بیان چند سوال به بیان اهمیت موضوع آموزش زبان مادری  به فرزندانمان می پردازم.

 ·         چرا در همه ی دنیا و موزه های پر زرق و برق به دنبال نگهداری آثار به جای مانده از پیشینیان هستند؟

·         چرا گروه های حرفه ای ویژه ای مامور کاوش در متون کتیبه های باستانی هستند؟

·         چرا فرهنگستان زبان و ادب پارسی در کوشش برای پویایی زبان فارسی است؟

·         چرا هر فردی به گذشته ی ایران و افتخارات آن در طول تاریخ افتخار می کند؟

 آیا زبان مادری نیز یادگار گذشتگان و نیاکان ما نیست ؟ آیا نباید تلاشمان در راه نگهداری آن باشد ؟ و اما از هر چه که بگذریم، سخن دوست خوش تر است. در مورد زبان تبری سخن بگویم . همانگونه که شما دوستان آگاه هستید یکی از بزرگترین مناطق تبری نشین ـ علاوه بر استان های گلستان و سمنان و تهران ـ استان مازندران است . استانی که بنابر اخبار در سال های پیشین ۹۰ درصد مردمان آن به زبان شیرین تبری سخن می گفتند .

سوال اینجاست که هم اکنون چند  درصد مردمان مازندران به زبان تبری سخن می گویند ؟  10درصد ؟  20 درصد ؟ 30 درصد و یا کمتر ؟ دلیل این امر چیست ؟ دلیل اینکه زبان فارسی تهرانی جایگزین گفتار تبری شده است چیست ؟ مگر بیشتر شما مازندرانی های گرامی بر این باور نیستید که روزی پدر بزرگ ، مادر بزرگ و ... ی شما زبانشان زبان تبری بوده است و بس ؟ پس چرا روزگار اینگونه پیش می رود ؟ چه دلیلی دارد که افراد به اصطلاح تحصیل کرده ای که خودشان به تبری سخن میگویند ، اکنون به فرزندان دلبندشان فارسی یاد می دهند و سخن گفتن به تبری را "بی کلاس" می دانند ؟ شما چه میدانید کلاس چیست ؟  زاده ی کجا هستید ؟ چرا هویت خود را فراموش کرده اید ؟ چرا تبر بر ریشه ی زبان تبریمیزنید ؟ مگر این زبان تبری نیست که سراسر زیبایی مور و هوره است ؟ مگر این اشعار و داستان ها و ضرب المثل های زیبای تبری نیستد که با شنیدنشان لذت می بریم ؟ براستی دلیل فراموشی تدریجی (البته این سال ها آنی) زبان مادریتان چیست ؟؟؟

  • آیا دلیل آن فقط عملکرد ضعیف شبکه ی استانی طبرستان است که برنامه های آن به زبان فارسی است ؟
  • آیا دلیل آن بی تفاوتی مازندرانی ها نسبت به یادگار پیشینیان است ؟
  • آیا دلیل آن تالیف و انتشار ضعیف کتب تبری است ؟
  • آیا دلیل آن عدم برگزاری همایش ها و کنفرانس های تبری است ؟

  کرد را نظر بگیرید .

  • ببینید که نسبت به لباس و پوشش کردیشان چه تعصب به جایی دارند .
  • ببینید که برای خود شبکه های ماهواری ای دارند که تمام برنامه های آن به زبان کردی است .
  • ببینید که در دانشگاه ها و محافل گروهی به کرد بودن خویش افتخار کرده و به خود می بالند .

 آیا بهتر نیست ما هم به خود آییم و کمی به فکر پاس داشت زبان مادریمان باشیم . 

بر داشتی از وبلاگ لکستان .

نوشته شده توسط اسماعیل در 0:49 |  لینک ثابت   •