چهارشنبه نهم دی 1388
سرنوشت محتوم مازندران
تا چند سال پيش، همين وقتها، هنگامي كه از تعطيلات عيد به تهران برميگشتيم وا اسفاها سر ميداديم براي كلاردشت.
در سالهاي اخير كندلوس، ابر، جواهرده، جنت رودبار و چند جاي ديگر هم به اين سرنوشت ملحق شدهاند به كلاردشت. اكنون اما بايد حرف را يكسره كرد و سو و شوني به پا كرد براي كل مازندران.
ماجرا اين است: تخريب جنگل، آلودگي ساحل، نابساماني چشمانداز، نبود مديريت جامع محيطي و... به جاي خود، حتي تغيير كاربري در اراضي كشاورزي هم كه تا چند سال پيش جنايتي در رديف به حراج گذاشتن موزه ايران باستان به شمار ميرفت و اكنون موضوعي كاملاً عادي شده هم به جاي خود، اكنون حتي اراضي ملي نيز تفكيك و واگذار ميشود.
ظاهرسازيها در اين باره بسيار ساده است: بهرهبرداري از همه اراضي مرتعي و حتي بخش عمده اراضي جنگلي در قالب مجوزهاي دولتي هميشه به شماري از مردم واگذار ميشده است.
اين بهرهبرداري صورت مشخص و محدود داشته، يعني فيالمثل فرد اين مجوز را داشته كه در بهار گوسفندان خود را براي تعليف به فلان منطقه ببرد، يا امكان برداشت محدود از بوتههاي دارويي فلان منطقه جنگلي را داشته باشد.
عجيب اينجاست كه همين افراد با همان مجوزهاي بيربط منقضي شده، اكنون در سراسر مازندران زمين ميفروشند.
اين موج آخر است. موج اول انبوهسازي در مناطق شهري مثل چالوس، حسن كيف، رامسر و... بود، موج دوم گسترش ويلاسازيها به اراضي همجوار شهرها و نيز خط ساحلي، موج سوم گسترش ويلاها در محدوده اراضي روستايي، موج چهارم تغيير كاربري كشاورزي و اينك موج آخر: تصرف و تغيير كاربري اراضي ملي و طبيعي.
در پايان اين موج قطعاً ديگر از مازندران چيزي باقي نخواهد ماند و لابد طبق روال معمول قرار است الگوي مازندران به تدريج به گيلان و گلستان، اردبيل و سمنان و... نيز تعميم پيدا كند. اين است سؤالهاي بيپاسخ:
۱. اساسا وزارت جهاد كشاورزي و سازمان جنگلها و مراتع اين وسط چهكارهاند؟
۲. ظاهراً آنچه بهعنوان سند زمين دست به دست ميشود فقط بنچاقهايي هستند ممهور به مهر شوراهاي شهر و روستا. وزارت كشور (كه اينقدر علاقهمند به دخالت جدي در مصوبهاي مثل قيمت مجوز ورود به محدوده طرح ترافيك تهران است)، در اين باره چرا هيچ واكنشي نشان نميدهد؟ آيا قرار بوده است شوراها در قالب بنگاههاي معاملات ملكي فعاليت كنند؟
۳. قوه قضائيه چرا در اين باره هيچ واكنشي جدي ندارد؟ اگر اين معاملات و اينطور تصرف اراضي ملي و تغيير كاربري اراضي عمومي غيرقانوني است، چرا متولي قانون به وظيفه خود عمل نميكند؟
۴. اگر بپذيريم كه راه مجاب كردن جامعه محلي در استانهاي پيشگفته به حفاظت از طبيعت زادبوم خود و ممانعت از فروش آن به ديگران، توسعه گردشگري و بهويژه اكوتوريسم است، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين باره كدام برنامه جامع و فراگير را داشته است؟
۵. مقامات مسئول و متنفذ محلي كه از همه چيز اطلاع دارند چرا سكوت ميكنند؟ اين سكوت آيا شائبههاي موجود را دامن نميزند؟
۶. از تبديل شدن مازندران به قطب شهري جديد تهران (بهواقع تا چند سال ديگر مازندران يك جور، شميراننو، خواهد بود) ايران چه سودي خواهد برد؟
چندان دير نيست روزي كه در سبزترين خطه ايران نشاني از سرسبزي و طراوت باقي نماند.
همچنانكه برخلاف نص صريح قانون بيش از ۹۰ درصد خط ساحلي مورد تصرف عدواني قرار گرفته و حتي يك نفر هم در اين باره مورد مؤاخذه قرار نگرفته است، دهشتناك است كه بپذيريم همين بلا اكنون بر كوهستان و جنگل مازندران نيز نازل شده است.
همهجا ديواركشيهايي، آن داخل يك ويلاي شخصي و ديگر هيچ؛ منطقهاي ويلايي و ييلاقي براي مرفهان تهراني و ديگر هيچ. اين است سرنوشت مازندران، نهتا چند دهه ديگر، تا همين چهار پنج سال آينده.
جمعه چهارم دی 1388
حسين چراغ هدايت و کشتي نجات
پیام روحبخش او در هنگامه ی بلاخیز صحرای کربلا ، خطاب به لشکریانی که رویاروی او ایستاده اند ، سرلوحه ی درس آزادگی در میان همه ی اقوام و ملل است ؛ آنجا که فرمود :
اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید
حسین(ع) آموزگار شهادت و آزادی است ؛ برای امر به معروف و نهی از منکرو رسیدن به گوهر گرانبهای حریت ، جان عزیز خویش را قربانی کرد ؛ برای بقای دین محمد(ص) شمشیرها را به میهمانی تن خویش خواند .
پیام روحبخش او در رهگذر ایام هر روز جلا و روشنی بیشتری می یابد .
دوشنبه نهم آذر 1388
پایتخت تشیع

م.الف در حاشیه سفر به تبریز، با حضور در همایش «تبریز؛ نخستین پایتخت تشیع درجهان اسلام»، سند ملی ثبت تبریز به عنوان پایتخت تشیع را امضا کرد.
اقدامی که از سوی رئیس مجمع نمایندگان اردبیل مورد اعتراض شدید واقع شد. سیدکاظم موسوی ، گفت: آقای احمدینژاد مرد عاقل و عارفی هستند. همه میدانند که مرکز اشاعه فرهنگ تشیع در اردبیل بوده و اساساً صفویه از اردبیل برخاسته است. وی افزود: حتی اگر ایشان چنین کاری هم کرده باشند، یقیناً منظورشان تبریز نبوده، بلکه منطقه آذربایجان با مرکزیت اردبیل را پایتخت تشیع دانستهاند.
اما آنچه که از همه جالب تر است، بی توجهی مسئولین مازندران به این مساله است، به طوری که حتی یک نماینده یا مسئول فرهنگی ، اعتراضی به این سرقت تاریخی نکرده است.
مازندران میزبان نخستین حکومت شیعی دنیا بوده است. علویان طبرستان در سال ۲۵۰ ه.ق. حکومت نخستین حکومت شیعی دنیا را در مازندران برپا کردند و آمل نخستین پایتخت تشیع در دنیاست.
مردم دیلم و طبرستان بسیار زودتر از مناطق ایران به تشیع گرویدند، هر چند ابتدا شیعه زیدی بودند. اما سقوط علویان مردم به شیعه اثنی عشری روی آوردند و زمینه ساز قدرت گرفتن آل زیار و آل بویه شدند.
هر دو سلسله اصالتا دیلمی بودند. آل زیار بیشتر در تبرستان و گرگان حکومت می کرد. اما آل بویه در خارج از شمال حکومت می کرد. آل بویه اولین حکومتی بود که خلای اسلامی را شکست داد و خلیقه عباسی را در بغداد عوض کرد و فرزندش را به جای آن نشاند.
در واقع اکثر مناطق ایران تا پیش از صفویه سنی بو دند. تمام شاعران و دانشمندان ایرانی از جمله فردوسی، سعدی، ابوعلی سینا و .. سنی بودند. با تاسیس حکومت صفوی به تشیع گرویدند.
تشیع نیز از طریق شمال به آذربایجان و طوایف قزلباش نفوذ کرد. بعد ها شاه اسماعیل از نوادگان شیخ صفی حکومت صفویه را ایجاد کرد.
جا دارد که مسئولین و نمایندگان استان اقدامی درخور برای شناساندن جایگاه مازندران در تاریخ تشیع انجام دهند.
در ادامه مطلب تاریخچه ای از علویان طبرستان را می آورم.
ادامه مطلب
چهارشنبه سیزدهم آبان 1388
تیرما سیزده شو
از آن خوانند آرش را کمانگير که از آمل بمرو انداخت يک تير
در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی ، در جنگی با تورانیان ، افراسیاب سپاهيان ایران را در مازندران محاصره مي کند . سرانجام منوچهر پيشنهاد صلح میدهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند و قرار بر اين میگذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرز تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد .
آرش از پهلوانان ايران داوطلب این کار میشود . به فراز دماوند میرود و تیر را پرتاب میکند . تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود جیحون بر درخت گردويی فرود مي آيد و آنجا مرز ایران و توران می شود . آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد ؛ جانش در تیر دمیده میشود پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود .
مردمان مازندران سالروز این حماسه را که برابر با « 13 تیرما تبری » یا « 12 آبان شمسی » است با برگزاری جشن « تیرما سیزده شو » گرامی می دارند . در این شب با برگزاری مراسم مختلف ، پختن انواع شیرنیهای محلی مانند پشتزیگ ، پسیکنده بهادونه ؛ آجیل و میوه همراه با لله وا نوازی و امیری خوانی جشن می گیرند .
شگون چوب خوردن از لال نيز از ديگر مراسم مخصوص اين جشن است. به گونهاي كه در برخي از شهرها اين مراسم به «لال شو» معروف است. در اين شب شخصي با لباس مبدل ، دستمالي به سر بسته و صورتش را سياه مي کند و مانند لالها با کسي حرف نميزند . اين شخص كه او را لال ، لال مار و لال شيش ميگويند با همراهي چند نفر وارد خانههاي محل ميشود و با چوب و ترکهاي که در دست دارد ، ضربهاي به ساکنان خانه ميزند . این ترکه نمادی از تیری است که آرش تمام هستی خود را در آن قرار داد. مازندرانيها آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نيک ميگيرند و باور دارند که « لال هر کس را بزند تا سال ديگر مريض نميشود » . از رسمهاي ديگر «تيرما سيزه شو» فال گرفتن با ديوان حافظ است که در شهرها ، روستاها و تقريبا همه خانهها مرسوم است. در اين شب همه اهل خانه دور هم جمع مي شوند و خوب و بد نيت خود را از حافظ، که " به شاخ نبات " قسمش دادهاند، جويا ميشوند .
در همین رابطه به گزارشی از برگزاری تیرما سیزده شو در منطقه میخساز کجور در سایت مازندنومه نگاه کنید. لینک
جمعه یکم آبان 1388
موسیقی پاپ مازندرانی

اساره با صدای رضا تیموری (صالح ) و تنظیم الیاس جوادیان اجرا شده و شامل هشت قطعه موسیقی شنیدنی و خاطره انگیز مازندرانی می باشد : " اساره - مازرون - بیقرار - فراق - غریب آواز - خسته تن - ننا جان - انتظار "
این اثر هر چند نواقصی دارد، اما در نوع خود بی نظیر است. چون سعی شده به نیازها و علائق نسل جوان توجه شود تا موسیقی مازندران از بن بست کنونی به در آید.
اگر این روند ادامه یابد موجب آشتی نسل جوان با موسیقی و زبان مازندرانی خواهد شد. کاری که دیگران مانند کـُردها مدت هاست که شروع کرداد. آنها فهمیده اند که تنها را حفظ هویت شان سرمایه گذاری روی نسل جوانی است که پدر و مادرهای آینده اند.
برای حمایت از هنرمندانی که این اثر را آفریده اند، می توانید این CD را به صورت اینترنتی از طریق : " سایت شرکت نسیم مهر آوا " خریداری نمائید.
شنبه یازدهم مهر 1388
اصلاحات ارضی
از جمله مسائلی که باید مد نظر قرار گیرد تحلیل تاریخ گذشته ای است که امروز ما را ساخته است. از جمله این وقایع تاریخی اثر گذار در تاریخ معاصر ما اصلاحات ارضی است که باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرد.
در سال ۱۳۴۱ طرح اصلاحات ارضی باعث افزایش مهاجرتها از روستاها به شهرها گردید و عملا در یک دهه ساختار اجتماعی در اکثر نقاط کشور از جمله شمال دگرگون شد. عدم وجود ساختارهای اجتماعی سازمان یافته، آگاه و هویت طلب جمعیت عظیم مهاجران تازه وارد را بدل به مردمانی بی هویت و بی پشتوانه اجتماعی می کرد.
اندک اندک از هویت خود فاصله می گرفتیم. در این میان والدینی پا به عرصه گذاشتند که به جای زبان مادری به زبان فارسی به کودکانشان می آموختند. آداب و رسوم ما کمرنگ تر کمرنگ تر گشت مازندرانی صحبت کردن مایه ننگ و بی کلاسی ونشانه عقب ماندگی و فارس بودن و فارسی صحبت کردن نشانه فرهنگ و تمدن در جامعه به شمار می رفت. رفته رفته نسلی ایجاد شد که با هویت خود بیگانه بود.
اما این نسل در جستجوی گمگشته دیرین خود می باشد. در این راه از ابزار جدیدی به نام اینترنت بهره می گیرد که او را در ساخت هویتش یاری خواهد کرد. اگر به درستی هدایت شود نتایج مطلوبی خواهد داشت. باید به انتظار بنشینیم تا تاثیر آن را در آیندگان ببینیم.
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(1)
در این پست ها به بررسی آمار رشد جمعیت در استانهای مازندران و گیلان، با استفاده از دادههای دو سرشماری اخیر در سالهای 75 و 85 میپردازیم. به علت حجم زیاد مجبور شدم آن ها را در چهار پست بنویسم.برای مطلع شدن از کل نوشته آنها را به ترتیب دنبال کنید.
الف) استان مازندران
در این جدول شهرستانهای استان مازندران بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شدهاند.
جمعیت کل استان مازندران در سال 85 برابر با 2,920,657 نفر می باشد.
|
|
شهرستان |
جمعیت در سال 85 |
جمعیت در سال 75 |
میزان افزایش مطلق |
درصد افزایش نسبی |
رتبه در افزایش نسبی | |
|
1 |
ساری
|
495,360 |
422,463 |
72,897 |
17.26 |
1 | |
|
2 |
بابل
|
469,591 |
421,068 |
48,523 |
11.52 |
7 | |
|
3 |
آمل
|
346,775 |
298,243 |
48,532 |
16.27 |
2 | |
|
4 |
قائمشهر
|
295,135 |
261,692 |
33,443 |
12.78 |
5 | |
|
5 |
بهشهر*
|
195,656 |
176,731 |
18,925 |
10.71 |
9 | |
|
6 |
تنکابن*
|
194,719 |
175,032 |
19,687 |
11.24 |
8 | |
|
7 |
بابلسر*
|
175,302 |
155,265 |
20,037 |
12.90 |
3 | |
|
8 |
چالوس
|
122,863 |
108,861 |
14,002 |
12.86 |
4 | |
|
9 |
نوشهر
|
116,706 |
105,892 |
10,814 |
10.21 |
10 | |
|
10 |
نور
|
105,894 |
94,768 |
11,126 |
11.74 |
6 | |
|
11 |
نکا
|
105,652 |
98,828 |
6,824 |
6.90 |
12 | |
|
12 |
محمودآباد
|
90,502 |
83,436 |
7,066 |
8.47 |
11 | |
|
13 |
جویبار
|
70,419 |
66,892 |
3,527 |
5.27 |
14 | |
|
14 |
رامسر
|
68,163 |
64,440 |
3,723 |
5.78 |
13 | |
|
15 |
سوادکوه
|
67,920 |
69,240 |
-1,320 |
-1.90 |
15 |
* به علت فقدان اطلاعات دقیق جمعیتی ، سه شهرستان جدید التاسیس گلوگاه ،عباسآباد و فریدونکنار در این جدول نیامدهاند. بنابراین جمعیت آنها جزء شهرستانهای اسبق خود یعنی بهشهر ، تنکابن و بابلسر حساب شده است.
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(2)
در این جدول شهرستانهای استان مازندران بر اساس درصد افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.
|
ایران |
17.34 | |
|
مازندران |
12.21 | |
|
ساری |
17.26 | |
|
آمل |
16.27 | |
|
بابلسر |
12.90 | |
|
چالوس |
12.86 | |
|
قائمشهر |
12.78 | |
|
نور |
11.74 | |
|
بابل |
11.52 | |
|
تنکابن |
11.24 | |
|
بهشهر |
10.71 | |
|
نوشهر |
10.21 | |
|
محمودآباد |
8.47 | |
|
نکا |
6.90 | |
|
رامسر |
5.78 | |
|
جویبار |
5.27 | |
|
سوادکوه |
-1.90 |
1. همان طور که مشاهده میکنید، افزایش جمعیت نسبی استان مازندران نسبت به کل کشور کمتر است.
در افزایش نسبی جمعیت دو عامل موثر است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».
با توجه به این که در طی این ده سال 198 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 163 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 35 هزار نفر بوده است.
بنابراین استان مازندران یک استان مهاجرپذیر محسوب میشود.
لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت مازندران نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.
2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.
ساری به عنوان مرکز و قطب سیاسی و اداری استان.
آمل به عنوان قطب صنعتی استان. (با وجود اینکه آمل 12 درصد از جمعیت استان را در خود جای داده است حدود 37 درصد صنایع استان در آن قرار دارد)
چالوس و بابلسر به عنوان قطب های تورستی استان در مراتب بعدی قرار دارند.
قائمشهر قطب اسبق صنعت کشور بود. اما در از کمبود شدید امکانات رنج می برد. قائمشهر متراکم ترین شهرستان کشور بعد از تهران است. می توان گفت در حاضر قائمشهر قطب انسانی استان است. در زمینه های علمی ، فرهنگی ، ورزشی و ... سرآمد می باشد. تنها علت جذابیت آن جمعیت زیاد و تنوع قومیتی است. خیلی ها دوست دارن در شهر بزرگ زندگی کنند حتی اگر امکانات اون شهر بزرگ از یک روستا هم کمتر باشه.
3. اما در رده های پایینی جدول شهرستان های مهاجر فرست قرار دارند، که شامل: محمودآباد ، نکا ، رامسر ، جویبار و سوادکوه اند.
این شهرستان ها به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ مهاجر فرست می شوند.
در قعر این جدول سوادکوه قرار دارد. بی شک سوادکوه از محرومترین مناطق استان همچنین قرار گرفتن در مجاورت شهرستان های بزرگ نیز مزید بر علت است. البته احداث سد البرز که حدود 15 روستا از 30 روستای دهستان تاریخی لفور را زیر آب برده است نیز از دیگر دلایل مهاجرت مردم است. لفور که زادگاه مازیار محل پرورش فریدون است به زیر آب رفت تا مناطق پائین دست آباد گردند. شاید می شد سد را طوری ساخت که چند روستا تخریب شوند نه نیمی از دهستان.یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(3)
ب) استان گیلان
در این جدول شهرستانهای استان گیلان بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شدهاند.
جمعیت کل استان گیلان در سال 85 برابر با 2,404,861 نفر می باشد.
|
|
شهرستان |
جمعیت در سال 85 |
جمعیت در سال 75 |
میزان افزایش مطلق |
درصد افزایش نسبی |
رتبه افزایش نسبی | |
|
1 |
رشت |
875,606 |
715,097 |
142,509 |
19.93 |
1 | |
|
2 |
تالش
|
180,485 |
154,367 |
26,118 |
16.92 |
2 | |
|
3 |
لاهیجان
|
162,898 |
152,627 |
10,271 |
6.73 |
3 | |
|
4 |
رودسر
|
146,057 |
152,044 |
-5,987 |
-3.94 |
4 | |
|
5 |
لنگرود
|
133,956 |
136,602 |
-2,646 |
-1.94 |
5 | |
|
6 |
انزلی
|
133,134 |
119,728 |
13,406 |
11.20 |
6 | |
|
7 |
صومعهسرا
|
130,802 |
136,710 |
-5,908 |
-4.32 |
7 | |
|
8 |
آستانه
|
108,092 |
114,483 |
-6,391 |
-5.58 |
8 | |
|
9 |
رودبار
|
104,102 |
113,083 |
-8,981 |
-7.49 |
9 | |
|
10 |
فومن
|
97,400 |
103,190 |
-5,790 |
-5.61 |
10 | |
|
11 |
آستارا
|
79,874 |
63,256 |
16,618 |
26.27 |
11 | |
|
12 |
رضوانشهر
|
64,574 |
58,693 |
5,881 |
10.02 |
12 | |
|
13 |
شفت
|
63,604 |
70,292 |
-6,688 |
-9.51 |
13 | |
|
14 |
ماسال
|
48,091 |
48,929 |
-838 |
-1.71 |
14 | |
|
15 |
سیاهکل
|
47,488 |
51,675 |
-3,887 |
-7.52 |
15 | |
|
16 |
املش
|
46,398 |
50,716 |
-4,318 |
-8.51 |
16 |
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(4)
در این جدول شهرستانهای استان گیلان بر اساس افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.
|
ایران |
17.34 | |
|
گیلان |
7.28 | |
|
آستارا |
26.27 | |
|
رشت |
19.93 | |
|
تالش |
16.92 | |
|
انزلی |
11.20 | |
|
رضوانشهر |
10.02 | |
|
لاهیجان |
6.73 | |
|
ماسال |
-1.71 | |
|
لنگرود |
-1.94 | |
|
رودسر |
-3.94 | |
|
صومعهسرا |
-4.32 | |
|
آستانه |
-5.58 | |
|
فومن |
-5.61 | |
|
رودبار |
-7.49 | |
|
سیاهکل |
-7.52 | |
|
املش |
-8.51 | |
|
شفت |
-9.51 |
1. همان طور که مشاهده میکنید، افزایش جمعیت نسبی استان گیلان نسبت به کل کشور کمتر است.
در اینجا نیز افزایش نسبی جمعیت به دو عامل وابسته است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».
با توجه به این که در طی این ده سال 202 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 178 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 24 هزار نفر بوده است.
بنابراین استان گیلان یک استان مهاجرپذیر محسوب میشود.
لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت گیلان نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.
2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.
آستارا به عنوان قطب تجاری.
رشت به عنوان قطب سیاسی اداری.
انزلی و لاهیجان به عنوان قطب گردشگری در مراتب بعدی قرار گرفته اند.
اما علت حضور تالش و رضوانشهر در بالای جدول، رقابت قومی- مذهبی بین تالش های اهل تسنن و آذری های شیعه. این رقابت ها به عنوان مانعی برای مهاجرت و عامای برای افزایش زاد و ولد عمل می کند.
3. اما د ر این بین تعداد بسیار زیاد شهرستان های دارای رشد منفی جلب توجه می کند.
در این شهرستان ها نیز به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ انگیزه ماندن را از بین میرود و مهاجر فرست می شوند.
نتیجه کلی:
با نگاهی کلی به این آمار و ارقام به عمق محرومیت گیلان و مازندران می توان پی برد. محرومیتی که پشت ظاهر سرسبز زیبای شمال پنهان شده است.
علاوه بر این رشد پائین جمعیت نیز تبعاتی برای شمال خواهد داشت.
در حالت ایده آل رشد پائین جمعیت می تواند عامل رفاه بیشتر نسل های آینده را سبب شود.
اما در شرایطی که برخی استان ها همچون سیستان و بلوچستان با وجود مهاجر فرست بودن رشدی معادل 42 در صد را دارا می باشند، از طرفی سهم درصدی ما در بین سایر قومیت ها کاهش می یابد.
از طرف دیگر با افزایش مهاجرت ها به شمال و اضمحلال فرهنگی- زبانی ما موجودیت ما در معرض خطر قرار می گیرد.
نویسنده: اساره سو
لطفا با نظرات خود در تکمیل و رفع نواقص این مقاله ما را یاری کنید.
جمعه بیستم شهریور 1388
آموزش تصویری تبری
در این پست به معرفی سایت کرد زبانان مقیم سوئد می پردازم، که برای انتقال فرهنگ و زبان کردی به فرزندانشان، اقدام به ایجاد چنین سایتی کردهاند.
سایتی مفید برای یادگیری زبانهای کردی،انگلیسی و سوئدی با هم
لازم به ذکر است که این سایت به یادگیری زبان کردی، انگلیسی و سوئدی به صورت جداگانه می پردازد اما محیط و طرز کار سایت برای هر سه زبان مشابه است.
از نکات جالب در این سایت می توان به محیط جذاب و کاملا مصور آن اشاره کرد طوری که با تصاویر و کلمات زیر نویس ان شما می توانید لغات و اصطلاحات را یاد بگیرید.
نکته دیگر اینکه با کلیک بر روی هر تصویری شما می توانید تلفظ صحیح آن کلمات را نیز داشته باشید که به زبان مربوطه ارائه می شود.

در ستون سمت چپ هر پنجره کلیه لغاتی که قرار است در آن پنجره آموخته شود ارائه شده است که شما با حرکت دادن ماوس بر روی هر لغت تصویر مربوط به آن در کادر تصاویر برجسته می شود.
شما می توانید در هر پنجره ای با هر زبانی با کلیک بر روی زبان دیگر پنجره را به همان زبان داشته باشید.
موضوعاتی که مورد بررسی قرار می گیرد و اموخته می شود شامل 31 موضوع مختلف در زمینه هایی مانند خانه، وسایل خانه، لباس،بدن انسان، بیمارستان، انواع جانوران و گیاهان، مدرسه، شهر و روستا، ترافیک،اتومبیل، غذا، کار بانکی و غیره است.
سه شنبه دهم شهریور 1388
آموزش و تحصیل به زبان مادری حق مسلمی است، کتمان چرا؟!!
زبان مادری يادگار لالايی و گهواره جنبانی و قصه گويی های بلند نيمه شب مادر است. يادآور كودكی، يادآور روزهای رفته، روزهای فراموش ناشدنی لبخند پر مهر مادر. غربت زبان مادری در ايران رنجی روح آزار است. زبان مادری بخشی از هويت ماست. انكار زبان مادری پنهان نمودن بخشی از هستی انسان است و اين كتمان خويش و هويت خود باعث بروز نوعی بحران هويت، تضاد و تعارض درونی در وجود فرد و جامعه خواهد شد. انکار و گريز از زبان مادری همچون نشستن بر قايق سرگردان در دريايی توفانی است كه بی هيچ هدفی از ساحل فاصله می گیرد. بنابر این سرمنزل نهایی ایران در این دریای توفانی به کجا ختم خواهد شد؟
زبان مادری يا زبان اول امروزه سخت مورد توجه قرار گرفته است. يونسكو روز دوم اسفند (٢١ فوريه) را روز جهانی زبان مادری نام گذاری كرده است. مديركل يونسكو در پيامی به مناسبت اين روز پيشنهاد كرده، زبان های مادری بايد از همان ابتدايی ترين سن در نظام های آموزشی مورد عنايت قرار گيرد.
كشور ايران كه خاستگاه اقوام و فرهنگ های متعددی است از ديرباز خانه ای پرطراوت برای همه اقوام بوده است و در كشور ما زبان بيش از نيمی از مردم ايران زبانی غير از فارسی است و اين سبب انباشت مطالبات معقول قوميت ها گرديده است. قوميت های ايران سخت به دنبال تحقق اصل ١٥ قانون اساسی هستند و برآورده شدن اين اصل زيربنای حفظ زبان مادری و در نهایت حفظ ايران است.
كشور چين يكي از موفق ترين كشورها در اين زمينه است و سنگاپور نمونه موفق ديگری است كه با داشتن ٤ زبان رسمی در ميان گروه های فرهنگی، با هيچ مشكلي روبه رو نيست. بلژيك يك كشور ٣ زبانه است و سوئيس با ٤ زبان رسمی موفقيت های بيشتری داشته است. در اروپا فقط ايسلند و پرتغال كشورهای تك زبانه هستند.
روی آوری به حفظ و آموزش به زبان مادری نه تنها باعث حفظ هويت فرد می شود بلكه كودكان چند زبانه در مقايسه با همسالان خود از موقعيت علمی بهتری نيز برخوردار بوده اند. آزمايشی كه چندی قبل در انگلستان برروی مغز افراد ٢ زبانه صورت گرفت نشان داد كه افراد ٢ زبانه از قوای مغزی بيشتری نسبت به افراد تك زبانه برخوردارند. اين مسئله به خصوص در افرادی كه زبان دوم را در كودكی آموخته بودند چشمگير بوده است.
نتايج نشان داد كه زبان محاوره ای خانواده بيشترين ارتباط را با عملكرد تحصيلی دانش آموزان مكزيكی داشت. امروزه بسياری از والدين با وجود داشتن زبانی غيرفارسی در محيط خانواده، فرزندان را تك زبانه می آورند و توجيه شان تقويت زبان فارسی آن ها و باصطلاح پيشرفت تحصيلی فرزندان شان است در حالی كه او را به درخت تك ريشه ای بدل كرده اند كه با هر تندبادی بر بی هويتی خويش خواهد لرزيد. سرمنزل نهایی ایران در این بی هويتی به کجا ختم خواهد شد؟
نویسنده: حسینپور
دوشنبه نهم شهریور 1388
آزادسازی سواحل دریای مازندران
مانند اجرای سیاست های غلط در بخش کشاورزی به خصوص واردات بیرویه برنج و چای و مرکبات که آسیب های فراوانی را به بخش کشاورزی وارد کرده است.
همچنین سخنان عجیب و غریبی که بعضی وقت ها از ایشان می شنویم، مانند حرف دیروزشان در مجلس در باره مشورت کردن، که گفتد: «من حتی با یک کودکه 5 ساله که با خط خودش نامهای برای من نوشته بود گفتوگو کردم»
اما دور از انصاف است که کارهای مثبتی انجام شده در دولت ایشان را که در هیچ دوره ای سابقه نداشته را نبینیم.
اجرای ناقص اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبان های قومی محلی. هر چند سر ما بی کلاه مانده، اما شاید با فعالیت بیشتر بتوانیم زبان های تبری و گیلکی را هم علاوه بر زبانهای آذری، کردی، بلوچی و ترکمنی در رده زبان های قو می که باید تدریس شوند، قرار دهیم.
رفع محدودیت در تاسیس صنایع بزرگ در استان های شمالی. که در واقع ظلم تاریخی در حق مردم بوده است و باعث ایجاد عقب ماندگی های صنعتی سی ساله شده که باید جبران گردد.
و آزاددسازی سواحل دریا که تبدیل به حیاط خلوت از ما بهتران ها شده بود.
در همین زمینه آئین نامه آزادسازی سواحل دریای مازندران به دستگاههای مربوطه صادر شده است، که شرح کامل آن در ادامه مطلب آمده است:
ادامه مطلب
شنبه هفتم شهریور 1388
شعر تبری (3)
آهو آهو لار
آهو آهو لار ورف ِسر ِکوه برو
خرو نرو ی گیسه ی سو برو
چکل ِسر ویشه ره بند و برو
چاشت ِگدر نماشت ِسر شو برو
ای مانند آهو همچون برف یالای کوه بیا / ای روشنی گیسوان قلههای خرو نرو بیا
از بالای قله تا بیشهزاران را سپیدپوش کن / پیش از ظهر، غروب یا شب هنگام بیا
گلم گلم ورف ِسما ره خوامبه
چمر و سوت ِلـلهوا ره خوامبه
البسو ی سیو میا ره خوامبه
تش و گالش ِونگهوا ره خوامبه
برف را زمانی که نرمنرم میبارد میخواهم / نی را زمانی که با حرارت مینوازد میخواهم
دلم میخواهد رعد و برق، ابر سیاه را به آتش بکشد / گرمی آتش و صدای گالش را میخواهم
های من و ته داشته می زوون زرگری
تاریک ِخنه لمپا سو بیاری (2)
من و تو همدل و هم زبان بودیم / اتاق تاریک را با نور فانوس روشن میکردیم
شعر : احمد طیبی
آهنگ ساز : محمد دنیوی
خواننده : ابولحسن خوشرو
شنبه هفتم شهریور 1388
مازندران و شهر شبکه ای
شهرهای استان مازندران اگرچه از نظر شاخص های توسعـۀ شهری همانند میزان آموزش ، تعداد فارغالتحصیلان دانشگاهی ، حجم فعالیتهای ورزشی ، میزان امنیت ، آرامش اجتماعی و بهداشت ، داشته های فرهنگی در سطح بالایی در کشور قرار دارند.
اما در مقایسه با شهرهای بزرگ کشور ، از جهت میزان امکانات شهری ، درآمد شهروندان
و برخورداریشان از رفاه ، بودجه تخصیص یافته ، توجه به مبلمان و زیبا سازی شهری در
سطح پائینی قرار دارند.
به عبارت دیگر به خاطر وجود سرمایه های خدادادی و استعدادهای ذاتی موجود در استان ، بدون اینکه رشد چشم نوازی از جهت سخت افزاری در ساختار شهری رخ داده باشد ، نتایج در خور توجهی از بعد نرم افزاری هم سو با توسعه شهری حاصل شده است .
در اینجا ممکن است به این جمع بندی رسید که اگر در مازندران که جمعیتی حدود 3
میلیون نفر را در خود جای داده است شهری بزرگ ومتمرکز وجود داشت ، خود به خود
بسترهای توسعه فراهم می گشت .
جمعیت مازندران 12 برابر جمعیت بزرگترین شهر استان یعنی ساری می باشد . ساری حدود
250 هزار نفر جمعیت را در خود گنجانده است. در صورتی که این نسبت در بسیاری
استانها 2 یا 3 برابر می باشد.
اما نمی توان نتیجه گیری کرد که برای برخورداری استان از توسعه ، شهری بزرگ در آن
ایجاد نمود و یا به یکی از شهرها جمعیت تزریق کرد ، زیرا ذاتاََ تمرکز جمعیت
در یک نقطه به مشکلات و معضلات می افزاید.
از طرفی به دلیل پراکندگی و رشد یکنواخت جمعیت در استان و نیز باریک بودن بخش جلگه
ای آن امکان ایجاد شهری پر جمعیت در استان تحقق نمی یابد.
دربخش مرکزی مازندران ، حد فاصل 60 کیلومتری آمل تا ساری و در محدودۀ 40 تا 50 کیلومتری از خط ساحلی ، 9 شهرستان (2 شهرستان با جمعیت حدود 500 هزارنفری ) ، 4 شهر با حدود 200 هزارنفرجمعیت و بیش از15 شهر کوچک و صدها روستا وجود دارد که به خاطر فاصله کوتاه از یکدیگر می توان آنها را به شکل یک بافت یکپارچه تصور کرد.
هر کدام از این شهرستانها با توجه به پتانسیل خود ، کارکرد خاصی را در جهت رفع نیازهای استان ایفا می کنند و اگربه این مجموعه همچون یک شهر شبکه ای با جمعیت حدود 2 میلیون نفر که به طورتقریبی 70 درصد جمعیت استان را در بر گرفته است بنگریم ، آنگاه در می یابیم که همچون دیگر شهرهای بزرگ ایران زمین ، نیروهای بالقوه و بالفعل بسیاری دربطن آن وجود دارد که زمینه ساز رشد و توسعه این خطه می گردد.
اگر به دور از تعصب منطقه ای به این کالبد یکپارچه نگاه شود ، جدل مابین شهرها
برای جذب امکانات از بین می رود و هر پیشرفتی که در گوشه ای از این شهر شبکه ای
روی دهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث توسعه دیگر مناطق می گردد.
البته غرب استان از رامسر تا نور و نیز شرق استان از گلوگاه تا نکا دارای شرایط و
ساختار مشابه و به هم پیوسته با بخش مرکزی استان می باشند. امید است که با هم
افزایی انرژی نهفته در تمام شهرها و روستاها زمینۀ آبادانی جای جای استانمان فراهم
گردد.
منبع : BBN - مهدی فرضی
