سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387
گویشهای کناره ی دریای مازندران
این گویشها عبارتند از: گویشهای تاتی داغستان و جمهوری آذربایجان، گویشهای تالشی که در سواحل دریای مازندران در جمهوری آذربایجان و ایران رواج دارند، گویشهای آذری استان آذربایجان در ایران، گویشهای گیلکی و مازندرانی سواحل جنوبی دریای مازندران، گویش شهر سمنان و چندین گویش رایج در اطراف این شهر.
ا. گویشهای تاتی را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
الف. تاتی شمالی که کلیمیان داغستان (دربند) و منتهی الیه شمال شرقی جمهوری آذربایجان (کوبا، وارتاشن) بدان سخن میگویند.
ب. تاتی جنوبی که مسلمانان و تعدادی از مسیحیان شمال شرقی جمهوری آذربایجان (دیویچی، لاخیج و شبه جزیره آپشرون در شرق باکو) بدان سخن میگویند.
بنا بر یک روایت قدیمی، احتمال میرود که زبان تاتی به وسیله سپاهیان ساسانی به قفقاز منتقل شده باشد.
2. گویشهای تالشی در امتداد کرانههای دریای مازندران در منتهی الیه جنوب شرقی جمهوری آذربایجان رواج دارند: ماسالی، لریک، لنکران و آستارا، همچنان که در ایران نیز این گویشها در شرق اردبیل و غرب گیلان رایج هستند: عنبران، وزنه، تولارود، اسالم، هشتپر، پرهسر، شاندرمن، ماسال، ماسوله، زیده و ...
3. گویشهای آذری (که در محل به تاتی مرسوم هستند) را میتوان به پنج دسته تقسیم کرد:
الف. گویشهای شمال غربی رایج در هرزند و دزمار: هرزندی، کرینگانی.
ب. گویشهای شمال شرقی رایج در خلخال و طارم: شالی، کجلی، هزارودی و ...
ج. گویشهای جنوب رایج در جنوب قزوین: تاکستانی، چالی، سگزآبادی، اشتهاردی و ...
د. گویشهای جنوب غربی رایج در جنوب غرب زنجان: خوئینی و ...
هـ. گویشهای جنوب شرقی رایج در شمال شرق قزوین: رودباری، الموتی و ...
4. گویشهای گیلکی بین رشتهکوههای البرز و کرانههای جنوب غربی دریای مازندران مورد استفاده قرار میگیرند. گویشهای گیلکی به سه دسته عمده تقسیم می شوند: بیهپسی، بیهپیشی و دیلمی.
5. گویش مازندرانی (تبری) در بین رشتهکوههای البرز و کرانههای جنوب شرقی دریای مازندران مورد استفاده قرار میگیرند: گرگان، ساری، قائمشهر، بابل، آمل، چالوس و ... ، همچنین در دامنه های جنوبی رشته کوههای البرز مانند قصران، دماوند، فیروزکوه، شهمیرزاد و ... . گویش مازندرانی یکی از معدود گویشهایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است.
6. گویش سمنانی: به رغم نفوذی که زبان فارسی بر گویشهای شهرهای بزرگ ایران اعمال میکند، شهر سمنان گویش خود را همچنان حفظ کرده است. این گویش با گویش شمال غربی ایران همخانواده است، با این وجود نسبت به این گویشها از جایگاه خاصی برخوردار است. گونههایی از گویش شهر سمنان در جنوب این شهر رایج هستند.
7. چندین گویش در اطراف شهر سمنان رواج دارند: سرخهای، لاسگردی، افتری، سنگسری و بیابانکی.
شنبه هفدهم اسفند 1387
ثبت در تایخ
تنها برخی از وعده هایی را که به نوعی با اهداف این وبلاگ ارتباط دارد اینجا ثبت می کنم که در صورت انتخاب شدن آن کاندیدا بتوان عملکرد رئیس جمهور آینده را در قبال وعده های پیش از انتخاباتش بررسی کرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پس از گرگان، در همدان نیز درهاي دانشگاه روي دبيركل حزب اعتماد ملي بسته شد.
اما عليرغم اين اقدام كروبي در خيابان و از پشت درهاي بسته با دانشجويان گفتوگو كرد و حتي به پرسشهاي آنها پاسخ داد.
دانشجویي خواستار جاري شدن اصول 15 و 19 قانون اساسي درخصوص تدريس "زبانهاي مادري" شد و نظر كروبي را جويا شد،
دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: «كشور متعلق به همه گروهها و اقوامي است كه در آن زندگي ميكنند و مسلما قوانيني كه در قانون اساسي است بايد اجرا شود.»
شنبه هفدهم اسفند 1387
بهاره آی بهاره آی بهاره
اماره سال نو جا حالی کنده
دپوشی یه هلی دار اسبه تی تی
فرش بیه اینجه و اونجه مشته تی تی
ککی مار شه گله دیار هاکرده
سبزه گل ره شه پیش قرار هاکرده
بیارده چلچلا خار خاره پیغوم
دیگه باد بهار ما بیته وه نوم
کشنه روش ، روخنه مشته او ئه
ونه لو گلخنه ، چه مشته بو ئه
زمسونه سوحاله بیز ور هیته
چله ره با بهار ماه خیز ور هیته
تکون بیته همن با شه بهاری
چمر بیته همن تا چش دیاری
سو ببّه دشت و صحرا با ونوشه
او بیّه برف و سرما گوشه گوشه
خونه بلبل اونجه گلی به گلی
دنه پیغوم همه پلی به پلی
برو بهار مازرون ره هارش
گل و قشنگی میون ره هارش
همه جا سفره هفسین وا بهییه
میونه سبزه جا تزئین بهییه
عمو نوروز خبر خش بیارده
ننه سرما وا و وارش بیارده
بهار تره دعوت به کار هاکرده
تنبلی اون راسی فرار هاکرده
بهاره آی بهاره آی بهاره
ونوشه مشتلق چییه بهاره
شاعر : طاهری (با اندکی تصرف)
دوشنبه دوازدهم اسفند 1387
اشعار تبری نیما (2)
نمونه ای را برای شما می آورم که انتشارات نگاه در سال ۷۵ در مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج منتشر کرده است.
* این گونه نوشته:
پی ای بایت روج، نشون دین
روجا کورنگ باردنی شور پین
دم کومن اج و بیاد این
روجا گم سخن سخن زین
* و این گونه معنی کرده:
روز به عقب بر گشته (باز خود را) نشان می دهد
روجائی که رنگ برگرداند شب را می پاید
آن دم که مرا از او به یاد آید
(از) روجا می گویم و (از) سخن، سخن می زاید
* در مورد نوشتن شعر :
پی ای = پـه ای
بایت = بـَیته
دین = دینه
کورنگ = کو رنگ
باردنی = باردنه
شور = شو ره
پین = پینه
کومن = کو من
و = او
این = اینه
گم = گمه
زین = زینه
* در مورد معنی کردن شعر:
"باردنی" یا "گردنی" دوم شخص است که با بقیه افعال که سوم شخص هستند تناسب ندارد. پس باید "باردنه" یا "گردنه" به معنی بر می گردد باشد.
"رو جا کو رنگ باردنه" یعنی اینکه روجا همیشه در آسمان است اما به دلیل روشنایی روز دیده نمی شود ولی وقتی که روز به عقب بر می گردد در پایان شب روجا نیز رنگ بر می گرداند و آشکار می شود. و "شو ره پینه" یعنی هموچون نگهبان شب مراقب آن است.
"من اج او یاد اینه" می شود او به یاد من می آید. مرا از او یاد می آید ترجمه تحت الفظی شعر است که در فارسی کاربرد ندارد و خواننده را سردرگم می کند.
در بیت آخر هم نیما به الهام بخش بودن روجا برای سرودن اشعارش اشاره می کند.
* شعر باید این گونه نوشته شود:
په ای بـَیته روج، نشون دینه
روجا کو رنگ باردنه، شو ره پینه
دم کو من اج او، بیاد اینه
روجا گمه سخن، سخن زینه
* اما معنی آن :
روز به عقب برگشته (به پایان شب که در آن روجا آشکار است ) ، نشان می دهد:
روجا را که رنگ برمی گرداند و (همچون نگهبانی) شب را می پاید
آن دم که او (روجا) به یاد من می آید
از او (روجا) سخن می گویم و سخن زائیده می شود (روجا الهام بخش نیما در سرودن اشعار است)
* واژگان گسترده ای که نیما در این دوبیتی تبری به کار برده:
په ای بـَئیته = عقب برگشته
روج = روز
دینه = می دهد
روجا = ستاره سرخ سحری
کو = که
باردنه (گردنه) = برمی گردد
شو = شب
پینه = می پاید
اج = از
اینه = می آید
گمه = می گویم
زینه = می زاید
* این نوشته خالی از نقص و ایراد نیست. از همه دوستان می خواهم مرا در این زمینه یاری کنند.
جمعه نهم اسفند 1387
آیا می دانید که بام ایران در مازندران واقع شده است.
بله ، بلندترین نقطه ایران یعنی قله دماوند ، که بسیاری از حوادث تاریخی و قهرمانی و اسطوره ای ایرانیان در پای آن رخ داده است ، کاملا در مازندران قرار دارد .
قله دماوند با ارتفاع 5671 بلند ترین نقطه تمام فلات ایران محسوب می شود. این قله در بخش لاریجان شهرستان آمل واقع شده است.

اما متأسفانه بسیاری از مردم فکر می کنند که دماوند در تهران قرار دارد یا در مرز بین تهران و مازندران واقع شده است . حتی وقتی که اخبار 20:30 شبکه دو خبر به ثبت رسیدن دماند به عنوان نخستین میراث طبیعی در فهرست آثار ملی ایران را می داد ، تصریح کرد که دماوند پایی در تهران و پایی در مازندران دارد؟!!
تا زمانی که ما سرزمین ، تاریخ ، فرهنگ و زبان خود را نشناسیم ، دیگران چنین سو استفاده هایی خواهند کرد.
