تبليغاتX
اِساره سو _ نور ِستاره

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(1)

در این پست ها به بررسی آمار رشد جمعیت در استان‌های مازندران و گیلان، با استفاده از داده‌های دو سرشماری اخیر در سال‌های 75 و 85 می‌پردازیم. به علت حجم زیاد مجبور شدم آن ها را در چهار پست بنویسم.برای مطلع شدن از کل نوشته آنها را به ترتیب دنبال کنید.

الف) استان مازندران

در این جدول شهرستان‌های استان مازندران بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شده‌اند.

جمعیت کل استان مازندران در سال 85 برابر با 2,920,657 نفر می باشد.


 

شهرستان

جمعیت در سال 85

جمعیت در سال 75

میزان افزایش مطلق

درصد افزایش نسبی

رتبه در افزایش نسبی


1

ساری

 

495,360

422,463

72,897

17.26

1


2

بابل

 

469,591

421,068

48,523

11.52

7


3

آمل

 

346,775

298,243

48,532

16.27

2


4

قائمشهر

 

  295,135

261,692

33,443

12.78

5


5

بهشهر*

 

195,656

176,731

18,925

10.71

9


6

تنکابن*

 

194,719

175,032

19,687

11.24

8


7

بابلسر*

 

175,302

155,265

20,037

12.90

3


8

چالوس

 

122,863

108,861

14,002

12.86

4


9

نوشهر

 

116,706

105,892

10,814

10.21

10


10

نور

 

105,894

94,768

11,126

11.74

6


11

نکا

 

105,652

98,828

6,824

6.90

12


12

محمودآباد

 

90,502

83,436

7,066

8.47

11


13

جویبار

 

70,419

66,892

3,527

5.27

14


14

رامسر

 

68,163

64,440

3,723

5.78

13


15

سوادکوه

 

67,920

69,240

-1,320

-1.90

15


 

* به علت فقدان اطلاعات دقیق جمعیتی ، سه شهرستان جدید التاسیس گلوگاه ،عباس‌آباد و فریدونکنار در این جدول نیامده‌اند. بنابراین جمعیت آنها جزء شهرستان‌های اسبق خود یعنی  بهشهر ، تنکابن و بابلسر حساب شده ‌است.
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:12 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(2)

در این جدول شهرستان‌های استان مازندران بر اساس درصد افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.


ایران

17.34


مازندران

12.21


ساری

17.26


آمل

16.27


بابلسر

12.90


چالوس

12.86


قائمشهر

12.78


نور

11.74


بابل

11.52


تنکابن

11.24


بهشهر

10.71


نوشهر

10.21


محمودآباد

8.47


نکا

6.90


رامسر

5.78


جویبار

5.27


سوادکوه

-1.90


 

1. همان طور که مشاهده می‌کنید، افزایش جمعیت نسبی استان مازندران نسبت به کل کشور کمتر است.

در افزایش نسبی جمعیت دو عامل موثر است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».

با توجه به این که در طی این ده سال 198 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 163 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 35 هزار نفر بوده است.

بنابراین استان مازندران یک استان مهاجرپذیر محسوب می‌شود.

لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت مازندران نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.

2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.

 ساری به عنوان مرکز و قطب سیاسی و اداری استان.

آمل به عنوان قطب صنعتی استان. (با وجود اینکه آمل 12 درصد از جمعیت استان را در خود جای داده است حدود 37 درصد صنایع استان در آن قرار دارد)

چالوس و بابلسر به عنوان قطب های تورستی استان در مراتب بعدی قرار دارند.

قائمشهر قطب اسبق صنعت کشور بود. اما در از کمبود شدید امکانات رنج می برد. قائمشهر متراکم ترین شهرستان کشور بعد از تهران است.  می توان گفت در حاضر قائمشهر قطب انسانی استان است. در زمینه های علمی ، فرهنگی ، ورزشی و ... سرآمد می باشد. تنها علت جذابیت آن جمعیت زیاد و تنوع قومیتی است. خیلی ها دوست دارن در شهر بزرگ زندگی کنند حتی اگر امکانات اون شهر بزرگ از یک روستا هم کمتر باشه.

3. اما در رده های پایینی جدول شهرستان های مهاجر فرست قرار دارند، که شامل: محمودآباد ، نکا ، رامسر ، جویبار و سوادکوه اند.

این شهرستان ها به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ مهاجر فرست می شوند.

در قعر این جدول سوادکوه قرار دارد. بی شک سوادکوه از محرومترین مناطق استان همچنین قرار گرفتن در مجاورت شهرستان های بزرگ نیز مزید بر علت است. البته احداث سد البرز که حدود 15 روستا از 30 روستای دهستان تاریخی لفور را زیر آب برده است نیز از دیگر دلایل مهاجرت مردم است. لفور که زادگاه مازیار محل پرورش فریدون است به زیر آب رفت تا مناطق پائین دست آباد گردند. شاید می شد سد را طوری ساخت که چند روستا تخریب شوند نه نیمی از دهستان.
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:8 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(3)

ب) استان گیلان

در این جدول شهرستان‌های استان گیلان بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شده‌اند.

جمعیت کل استان گیلان در سال 85 برابر با 2,404,861 نفر می باشد.


 

شهرستان

جمعیت در سال 85

جمعیت در سال 75

میزان افزایش مطلق

درصد افزایش نسبی

رتبه  افزایش نسبی


1

رشت


875,606

715,097

142,509

19.93

1


2

تالش

 

180,485

154,367

26,118

16.92

2


3

لاهیجان

 

162,898

152,627

10,271

6.73

3


4

رودسر

 

  146,057

152,044

-5,987

-3.94

4


5

لنگرود

 

133,956

136,602

-2,646

-1.94

5


6

انزلی

 

133,134

119,728

13,406

11.20

6


7

صومعه‌سرا

 

130,802

136,710

-5,908

-4.32

7


8

آستانه

 

108,092

114,483

-6,391

-5.58

8


9

رودبار

 

104,102

113,083

-8,981

-7.49

9


10

فومن

 

97,400

103,190

-5,790

-5.61

10


11

آستارا

 

79,874

63,256

16,618

26.27

11


12

رضوانشهر

 

64,574

58,693

5,881

10.02

12


13

شفت

 

63,604

70,292

-6,688

-9.51

13


14

ماسال

 

48,091

48,929

-838

-1.71

14


15

سیاهکل

 

47,488

51,675

-3,887

-7.52

15


16

املش

 

46,398

50,716

-4,318

-8.51

16


نوشته شده توسط اسماعیل در 6:7 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(4)

در این جدول شهرستان‌های استان گیلان بر اساس افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.


ایران

17.34


گیلان

7.28


آستارا

26.27


رشت

19.93


تالش

16.92


انزلی

11.20


رضوانشهر

10.02


لاهیجان

6.73


ماسال

-1.71


لنگرود

-1.94


رودسر

-3.94


صومعه‌سرا

-4.32


آستانه

-5.58


فومن

-5.61


رودبار

-7.49


سیاهکل

-7.52


املش

-8.51


شفت

-9.51


 

1. همان طور که مشاهده می‌کنید، افزایش جمعیت نسبی استان گیلان نسبت به کل کشور کمتر است.

در اینجا نیز افزایش نسبی جمعیت به دو عامل وابسته است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».

با توجه به این که در طی این ده سال 202 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 178 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 24 هزار نفر بوده است.

بنابراین استان گیلان یک استان مهاجرپذیر محسوب می‌شود.

لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت گیلان نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.

2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.

آستارا به عنوان قطب تجاری.

رشت به عنوان قطب سیاسی اداری.

انزلی و لاهیجان به عنوان قطب گردشگری در مراتب بعدی قرار گرفته اند.

اما علت حضور تالش و رضوانشهر در بالای جدول، رقابت قومی- مذهبی بین تالش های اهل تسنن و آذری های شیعه. این رقابت ها به عنوان مانعی برای مهاجرت و عامای برای افزایش زاد و ولد عمل می کند.

3. اما د ر این بین تعداد بسیار زیاد شهرستان های دارای رشد منفی جلب توجه می کند.

در این شهرستان ها نیز به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ انگیزه ماندن را از بین میرود  و مهاجر فرست می شوند.

نتیجه کلی:

با نگاهی کلی به این آمار و ارقام به عمق محرومیت گیلان و مازندران می توان پی برد. محرومیتی که پشت ظاهر سرسبز زیبای شمال پنهان شده است.

علاوه بر این رشد پائین جمعیت نیز تبعاتی برای شمال خواهد داشت.

در حالت ایده آل رشد پائین جمعیت می تواند عامل رفاه  بیشتر نسل های آینده را سبب شود.

اما در شرایطی که برخی استان ها همچون سیستان و بلوچستان با وجود مهاجر فرست بودن رشدی معادل 42 در صد را دارا می باشند، از طرفی سهم درصدی ما در بین سایر قومیت ها کاهش می یابد.

از طرف دیگر با افزایش مهاجرت ها به شمال و اضمحلال فرهنگی- زبانی ما موجودیت ما در معرض خطر قرار می گیرد.

نویسنده: اساره سو

لطفا با نظرات خود در تکمیل و رفع نواقص این مقاله ما را یاری کنید.

نوشته شده توسط اسماعیل در 6:6 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیستم شهریور 1388

آموزش تصویری تبری

یکی از روشهایی که می توان برای حفظ و گسترش زبان های محلی  میان کودکان استفاده کرد، آموزش تصویری است. امیدوارم روزی چنین سایتی را برای آموزش تصویری زبان تبری ایجاد شود.

در این پست به معرفی سایت کرد زبانان مقیم سوئد می پردازم، که برای انتقال فرهنگ و زبان کردی به فرزندانشان، اقدام به ایجاد چنین سایتی کرده‌اند.

سایتی مفید برای یادگیری زبانهای کردی،انگلیسی و سوئدی با هم

لازم به ذکر است که این سایت به یادگیری زبان کردی، انگلیسی و سوئدی به صورت جداگانه می پردازد اما محیط و طرز کار سایت برای هر سه زبان مشابه است.

از نکات جالب در این سایت می توان به محیط جذاب و کاملا مصور آن اشاره کرد طوری که با تصاویر و کلمات زیر نویس ان شما می توانید لغات و اصطلاحات را یاد بگیرید.

نکته دیگر اینکه با کلیک بر روی هر تصویری شما می توانید تلفظ صحیح آن کلمات را نیز داشته باشید که به زبان مربوطه ارائه می شود.

در ستون سمت چپ هر پنجره کلیه لغاتی که قرار است در آن پنجره آموخته شود ارائه شده است که شما با حرکت دادن ماوس بر روی هر لغت تصویر مربوط به آن در کادر تصاویر برجسته می شود.

شما می توانید در هر پنجره ای با هر زبانی با کلیک بر روی زبان دیگر پنجره را به همان زبان داشته باشید.

موضوعاتی که مورد بررسی قرار می گیرد و اموخته می شود شامل 31 موضوع مختلف در زمینه هایی مانند خانه، وسایل خانه، لباس،بدن انسان، بیمارستان، انواع جانوران و گیاهان، مدرسه، شهر و روستا، ترافیک،اتومبیل، غذا، کار بانکی و غیره است.

نوشته شده توسط اسماعیل در 17:34 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه دهم شهریور 1388

آموزش و تحصیل به زبان مادری حق مسلمی است، کتمان چرا؟!!

مادر عزیز است و زبان مادری پاره ای از بودن مادر است. يكی از متفكران غربی چه زيبا گفته است: « پشت كردن به زبان مادری كمتر از پشت كردن به مادر نيست ». زبان مادری همزاد بشر است. در اين زبان زلالی صدای مادر، مهر مادری، آرزوها و روياها، عشق ها و تلخ كامي های روزگار در هم گره خورده است.

زبان مادری يادگار لالايی و گهواره جنبانی و قصه گويی های بلند نيمه شب مادر است. يادآور كودكی، يادآور روزهای رفته، روزهای فراموش ناشدنی لبخند پر مهر مادر. غربت زبان مادری در ايران رنجی روح آزار است. زبان مادری بخشی از هويت ماست. انكار زبان مادری پنهان نمودن بخشی از هستی انسان است و اين كتمان خويش و هويت خود باعث بروز نوعی بحران هويت، تضاد و تعارض درونی در وجود فرد و جامعه خواهد شد. انکار و گريز از زبان مادری همچون نشستن بر قايق سرگردان در دريايی توفانی است كه بی هيچ هدفی از ساحل فاصله می گیرد. بنابر این سرمنزل نهایی ایران در این دریای توفانی به کجا ختم خواهد شد؟

زبان مادری يا زبان اول امروزه سخت مورد توجه قرار گرفته است. يونسكو روز دوم اسفند (٢١ فوريه) را روز جهانی زبان مادری نام گذاری كرده است. مديركل يونسكو در پيامی به مناسبت اين روز پيشنهاد كرده، زبان های مادری بايد از همان ابتدايی ترين سن در نظام های آموزشی مورد عنايت قرار گيرد.

كشور ايران كه خاستگاه اقوام و فرهنگ های متعددی است از ديرباز خانه ای پرطراوت برای همه اقوام بوده است و در كشور ما زبان بيش از نيمی از مردم ايران زبانی غير از فارسی است و اين سبب انباشت مطالبات معقول قوميت ها گرديده است. قوميت های ايران سخت به دنبال تحقق اصل ١٥ قانون اساسی هستند و برآورده شدن اين اصل زيربنای حفظ زبان مادری و در نهایت حفظ ايران است.
  
توجه نكردن به اين اصل سبب بی اعتمادی مردم نوار مرزی كه دارای تعلقات خاص زبانی، فرهنگي و نژادی در آن سوی مرزها هستند شده است و از طرفی سبب روی آوری به فرهنگ های دیگر و از خودگريزی می شود. بايد بپذيريم كه تنوع زبانی و فرهنگی در نهايت باروری و غنای فرهنگ ملي ماست چيزی كه بيشتر كشورهای جهان آن را پذيرفته اند و آموزش به زبان مادری را در كنار زبان رسمی، تكيه گاهي برای عمق بخشيدن به آموخته های فراگيران مي دانند.
 
در كشورهای اسکاندیناوی شهرداری ها بايد كلاس های تدريس زبان مادری را علاوه بر دانش آموزان اهل كشورهای اتحاديه اروپا برای شاگردان اهل كشورهای ديگر نيز ترتيب دهند. تدريس زبان مادری برطبق يك برنامه آموزشی معين كه از سوی اداره آموزش این کشورها تعيين شده، صورت مي گيرد. در هندوستان حدود ٨٠ زبان در پايه های مختلف تحصيلی به كار مي روند.

كشور چين يكي از موفق ترين كشورها در اين زمينه است و سنگاپور نمونه موفق ديگری است كه با داشتن ٤ زبان رسمی در ميان گروه های فرهنگی، با هيچ مشكلي روبه رو نيست. بلژيك يك كشور ٣ زبانه است و سوئيس با ٤ زبان رسمی موفقيت های بيشتری داشته است. در اروپا فقط ايسلند و پرتغال كشورهای تك زبانه هستند.

روی آوری به حفظ و آموزش به زبان مادری نه تنها باعث حفظ هويت فرد می شود بلكه كودكان چند زبانه در مقايسه با همسالان خود از موقعيت علمی بهتری نيز برخوردار بوده اند. آزمايشی كه چندی قبل در انگلستان برروی مغز افراد ٢ زبانه صورت گرفت نشان داد كه افراد ٢ زبانه از قوای مغزی بيشتری نسبت به افراد تك زبانه برخوردارند. اين مسئله به خصوص در افرادی كه زبان دوم را در كودكی آموخته بودند چشمگير بوده است.
 
از نظر روان شناسی آموزش به زبان مادری سبب درك بهتر مطلب می شود و پيشرفت شناختی دانش آموز را تحت تاثير قرار مي دهد. دانشمندان در پی مطالعات تازه نتيجه گيری كرده اند كه آموختن ساير زبان ها در کنار زبان مادری ماده خاكستری مغز را كه مسئول پردازش اطلاعات است تقويت می كند. درست همان گونه كه ورزش عضلات را تقويت مي كند. مطالعات انجام شده در مكزيك نشان می دهد كه ٢زبانگی سبب افزايش پيشرفت تحصيلی دانش آموزان می گردد. در اين مطالعه ١٩٥٢ دانش آموز مكزيكی و ١١٣١ دانش آموز آسيايی پايه سوم راهنمايی مورد بررسی قرار گرفتند.

نتايج نشان داد كه زبان محاوره ای خانواده بيشترين ارتباط را با عملكرد تحصيلی دانش آموزان مكزيكی داشت. امروزه بسياری از والدين با وجود داشتن زبانی غيرفارسی در محيط خانواده، فرزندان را تك زبانه می آورند و توجيه شان تقويت زبان فارسی آن ها و باصطلاح پيشرفت تحصيلی فرزندان شان است در حالی كه او را به درخت تك ريشه ای بدل كرده اند كه با هر تندبادی بر بی هويتی خويش خواهد لرزيد. سرمنزل نهایی ایران در این بی هويتی به کجا ختم خواهد شد؟
 
آموزش به زبان مادری نيز كه تاكنون در آموزش و پرورش مورد غفلت مسئولان قرار گرفته است ضرورتی غيرقابل انكار است كه بايد دولتمردان در چارچوب قانون اساسی حقوق قوميت ها را محترم بشمارند تا فرزندان آنان نيز ايران را خانه خود بدانند و با حفظ زبان مادری و آموزش به اين زبان در كنار زبان رسمی، عشق و دلدادگی به مادر و عطوفت های شيرين او را هجی كنند و احساس بيگانگی ميان فرزند و والدين كمتر شود كه در اين ميان نهادهای فرهنگی خصوصا نشريات و صدا و سيما می توانند در حفظ و گسترش و تعميق زبان مادری و ايجاد بستر مناسب برای آموزش به زبان مادری موثر باشند.

نویسنده: حسین‌پور
نوشته شده توسط اسماعیل در 21:43 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم شهریور 1388

آزادسازی سواحل دریای مازندران

هر چند بسیاری از کارها و سخنان دکتر احمدی‌نژاد مورد نقد جدی قرار دارد و قابل دفاع نیست.

مانند اجرای سیاست های غلط در بخش کشاورزی به خصوص واردات بیرویه برنج و چای و مرکبات که آسیب های فراوانی را به بخش کشاورزی وارد کرده است.

همچنین سخنان عجیب و غریبی که بعضی وقت ها از ایشان می شنویم، مانند حرف دیروزشان در مجلس در باره مشورت کردن، که گفتد: «من حتی با یک کودکه 5 ساله که با خط خودش نامه‌ای برای من نوشته بود گفت‌و‌گو کردم»

اما دور از انصاف است که کارهای مثبتی انجام شده در دولت ایشان را که در هیچ دوره ای سابقه نداشته را نبینیم.

اجرای ناقص اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبان های قومی محلی. هر چند سر ما بی کلاه مانده، اما شاید با فعالیت بیشتر بتوانیم زبان های تبری و گیلکی را هم علاوه بر زبان‌های آذری، کردی، بلوچی و ترکمنی در رده زبان های قو می که باید تدریس شوند، قرار دهیم.

رفع محدودیت در تاسیس صنایع بزرگ در استان های شمالی. که در واقع ظلم تاریخی در حق مردم بوده است و باعث ایجاد عقب ماندگی های صنعتی سی ساله شده که باید جبران گردد.

و آزاددسازی سواحل دریا که تبدیل به حیاط خلوت از ما بهتران ها شده بود.

در همین زمینه آئین نامه آزادسازی سواحل دریای مازندران به دستگاه‌های مربوطه صادر شده است، که شرح کامل آن در ادامه مطلب آمده است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

شعر تبری (3)

آهو آهو لار

آهو آهو لار ورف ِسر ِکوه برو

خرو نرو ی گیسه ی سو برو

چکل ِسر ویشه ره بند و برو

چاشت ِگدر نماشت ِسر شو برو

ای مانند آهو همچون برف یالای کوه بیا / ای روشنی گیسوان قله‌های خرو نرو بیا

از بالای قله تا بیشه‌زاران را سپیدپوش کن / پیش از ظهر، غروب یا شب هنگام بیا

گلم گلم ورف ِسما ره خوامبه

چمر و سوت ِلـله‌وا ره خوامبه

البسو ی سیو میا ره خوامبه

تش و گالش ِونگه‌وا ره خوامبه

برف را زمانی که نرم‌نرم می‌بارد می‌خواهم / نی را زمانی که با حرارت می‌نوازد می‌خواهم

دلم می‌خواهد رعد و برق، ابر سیاه را به آتش بکشد / گرمی آتش و صدای گالش را می‌خواهم

های من و ته داشته می زوون زرگری

تاریک ِخنه لمپا سو بیاری (2)

من و تو همدل و هم زبان بودیم / اتاق تاریک را با نور فانوس روشن می‌کردیم

شعر : احمد طیبی

آهنگ ساز : محمد دنیوی

خواننده : ابولحسن خوشرو

نوشته شده توسط اسماعیل در 16:4 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

مازندران و شهر شبکه ای

شهرهای استان مازندران اگرچه از نظر شاخص های توسعـۀ شهری همانند میزان آموزش ، تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ، حجم فعالیتهای ورزشی ، میزان امنیت ، آرامش اجتماعی و بهداشت ، داشته های فرهنگی در سطح بالایی در کشور قرار دارند.


اما در مقایسه با شهرهای بزرگ کشور ، از جهت میزان امکانات شهری ، درآمد شهروندان و برخورداریشان از رفاه ، بودجه تخصیص یافته ، توجه به مبلمان و زیبا سازی شهری در سطح پائینی قرار دارند.

 

به عبارت دیگر به خاطر وجود سرمایه های خدادادی و استعدادهای ذاتی موجود در استان ، بدون اینکه رشد چشم نوازی از جهت سخت افزاری در ساختار شهری رخ داده باشد ، نتایج در خور توجهی از بعد نرم افزاری هم سو با توسعه شهری حاصل شده است .


در اینجا ممکن است به این جمع بندی رسید که اگر در مازندران که جمعیتی حدود 3 میلیون نفر را در خود جای داده است شهری بزرگ ومتمرکز وجود داشت ، خود به خود بسترهای توسعه فراهم می گشت .

جمعیت مازندران 12 برابر جمعیت بزرگترین شهر استان یعنی ساری می باشد . ساری حدود 250 هزار نفر جمعیت را در خود گنجانده است. در صورتی که این نسبت در بسیاری استانها 2 یا 3 برابر می باشد.

اما نمی توان نتیجه گیری کرد که برای برخورداری استان از توسعه ، شهری بزرگ در آن ایجاد نمود و یا به یکی از شهرها  جمعیت تزریق کرد ، زیرا ذاتاََ تمرکز جمعیت در یک نقطه به مشکلات و معضلات می افزاید.

از طرفی به دلیل پراکندگی و رشد یکنواخت جمعیت در استان و نیز باریک بودن بخش جلگه ای آن امکان ایجاد شهری پر جمعیت در استان تحقق نمی یابد.

 

دربخش مرکزی مازندران ، حد فاصل 60 کیلومتری آمل تا ساری و در محدودۀ 40 تا 50 کیلومتری از خط ساحلی ، 9 شهرستان (2  شهرستان با جمعیت حدود 500 هزارنفری ) ، 4 شهر با حدود 200 هزارنفرجمعیت و بیش از15 شهر کوچک و صدها روستا وجود دارد که به خاطر فاصله کوتاه از یکدیگر می توان آنها را به شکل یک بافت یکپارچه تصور کرد.

 

هر کدام از این شهرستان‌ها با توجه به پتانسیل خود ، کارکرد خاصی را در جهت رفع نیازهای استان ایفا می کنند و اگربه این مجموعه همچون یک شهر شبکه ای با جمعیت حدود 2 میلیون نفر که  به طورتقریبی 70 درصد جمعیت استان را در بر گرفته است بنگریم ، آنگاه در می یابیم که همچون دیگر شهرهای بزرگ ایران زمین ، نیروهای بالقوه و بالفعل بسیاری دربطن آن وجود دارد که زمینه ساز رشد و توسعه این خطه می گردد.


اگر به دور از تعصب منطقه ای به این کالبد یکپارچه نگاه شود ، جدل مابین شهرها برای جذب امکانات از بین می رود و هر پیشرفتی که در گوشه ای از این شهر شبکه ای روی دهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث توسعه دیگر مناطق می گردد.

البته غرب استان از رامسر تا نور و نیز شرق استان از گلوگاه تا نکا دارای شرایط و ساختار مشابه و به هم پیوسته با بخش مرکزی استان می باشند. امید است که با هم افزایی انرژی نهفته در تمام شهرها و روستاها زمینۀ آبادانی جای جای استانمان فراهم گردد.

منبع : BBN - مهدی فرضی

نوشته شده توسط اسماعیل در 15:18 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

کانتینر 18 میلیارد دلاری

بنده هرگونه ارتباطی را با "اسماعیل صفاریان نسب" صاحب نگون بخت و این ثروت عظیم ملی که اکنون در دست ترک‌هاست به شدت تکذیب می کنم. دست مریزاد به این آقا که با کار و تلاش و از طریق حلال این ثروت ناچیز رو بدست آورده. نمی دونم چرا مردم اینقدر بخیلن؟!!

علی خرد پیر- اعتماد ملی- 18 ميليارد و 500 ميليون دلار سرمايه ايرانيان، 10 ماه پيش از مرز بازرگان خارج شد و در حوادث پس از 22 خرداد به فراموشي سپرده شد. در حالي كه رسانه‌هاي ترك بيش از خبرنگاران ايراني به كنكاش پيرامون سرنوشت كانتينر 18 ميليارد دلاري پرداخته‌اند اما هنوز پرسش‌هايي چون، اين سرمايه هنگفت از چه راهي به دست آمده بود؟ به چه دليل از طريق مرز زميني حمل شد؟ چرا به خاك تركيه منتقل شد؟ و چرا در گمرك دو كشور به ثبت نرسيد؟ بي پاسخ مانده است. مقامات دو كشور همسايه اما در اين مدت وجود چنين كانتينري را تكذيب كرده‌اند. پس اسماعيل صفاريان‌نسب كيست؟ كسي كه تصوير گذرنامه‌اش را تلويزيون D تركيه به نمايش گذاشت؟

بازرگان گمنام يا صاحب ثروت ملي 20

تن شمس طلا به ارزش 11 ميليارد دلار به همراه 7 ميليارد و 500 ميليون دلار وجه نقد، در يك در كانتينر روز 15 مهر سال گذشته برابر با 7 اكتبر 2008 ميلادي خاك ايران را از طريق مرز بازرگان ترك كرد. اسماعيل صفاريان نسب مدعي است كه اين محموله به وي تعلق دارد. كانتينري كه ورودش به تركيه سبب شد تا رجب طيب اردوغان نخست‌وزير اسلام‌گراي اين كشور در يكي از كنگره‌هاي حزب عدالت و توسعه «خداوند» را شاكر شود كه در شرايط بحران جهاني اقتصاد، چنين سرمايه‌اي در دامان كشورش نشسته است. اردوغان گفت خدا را شاكرم كه در شرايط بحران جهاني چنين حجم سرمايه‌اي به دست آورديم. صفاريان نسب كه كانتينر را در اسارت ترك‌ها مي‌بيند و با انكار عالي‌ترين مقامات اين كشور بر سر وجود آن رو به روست با ياري وكيل ترك خود «شنول اوزن» در تلاش آزادسازي اين سرمايه هنگفت است.

وكيل اين بازرگان گمنام به رسانه‌هاي ترك گفته است سندي دارد كه اثبات مي‌كند اين كانتينر در گمرك آنكارا به ثبت رسيده، حال آنكه نه‌تنها گمرك آنكارا بلكه گمرك جمهوري اسلامي نيز خروج چنين كانتينري را از مرز تكذيب مي‌كند.

وكيل ترك اما به روزنامه‌هاي تركيه گفته است كه شمش‌ها و دلار‌ها در انباري متعلق به بازرسي گمرك اين كشور و در نزديكي فرودگاه آنكارا ضبط شده است. خبرها حاكي است كه صفاريان نسب اكنون در ايران است. اين در حالي است كه افكار عمومي نسبت به وجود چنين شخصي خوش‌بين نيست. تلويزيون خصوصي D تركيه اما گذرنامه چنين فردي را در برابر دوربين خود گرفته است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 15:3 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم شهریور 1388

شوخي روزگار

به این خبر خبرگزاری فارس در سال 86 توجه کنید:

"خبرگزاری فارس: مدیر كل دفتر برنج و حبوبات وزارت جهاد كشاورزی اعلام كرد:‌ رسیدن به خودكفایی در تولید برنج با سطح كشت كنونی تا پایان برنامه چهارم امكان پذیر است.

بهمن ناصحی در گفت ‌و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، افزود: طرح سه ساله خودكفایی برنج از سال 1385 شروع شد و تا پایان سال 1388 پایان برنامه چهارم ضریب خودكفایی در تولید برنج به 102 درصد می‌رسد"

اکنون که در سال 88 به سر می بریم، همان سالی که باید در تولید برنج خود کفا می‌شدیم تولید برنج به 102 درصد می‌رسید. حال به این خبر خبرگزاری مهر توجه کنید:

"بازارهاي شمال غرق در برنج هاي خارجي:

در حالي که تا چند روز آينده برنج توليد داخل توسط شاليکاران زحمتکش و پرتلاش مازندراني به بازار مصرف عرضه خواهد شد ، آنها از هم اکنون شاهد پرشدن بازارهاي اين استان از برنج هاي خارجي هستند و در اين خصوص از دولت درخواست چاره جويي جدي کردند.

اين روزها اگر به فروشگاه هاي برنج فروشي در بيشتر شهرهاي مازندران سري بزنيد کمتر نشاني از برنج خوش طعم، معطر و خوش پخت ايراني از «طارم» گرفته تا «بينام» و «هاشمي» مي بينيد.

البته مسئله کميابي يا نايابي برنج ايراني نيست بلکه موضوع مهم اين است که انواع برنج خارجي، برنج محلي را از ميدان بيرون کرده و پيروزمندانه درون بسته بندي هاي شکيل به انتظار خريداران نشسته است.

شوخي روزگار است که زماني در اين استان برنج خيز، مردم حتي شکم مرغ و خروسهايشان را نيز با برنج نيم دانه محصول شاليزارهاي خود ير مي کردند اما اکنون اغلب دنبال برنج خارجي هستند.

هم اکنون در خرده فروشي هاي شهرهاي مازندران انواع برنج خارجي پاکستاني، هندي و تايلندي هر کيلو هشت هزار تا 17هزار ريال به فروش مي رسد.

اين درحالي است که قيمت فروش برنج پرمحصول ايراني هرکيلو بين 14 هزار تا 18هزار ريال، برنج طارم محلي 18 هزار تا 20 هزار ريال و هاشمي 14 هزار ريال متغير است."

واقعا این روزگار چقدر شوخ است.

-------------------------------------------------------

در همین را بطه مراجعه کنید به مقاله کارد به استخوان رسیده از مازندنومه.


نوشته شده توسط اسماعیل در 22:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم شهریور 1388

توضیح وزرای شمالی

گویا درباره هدف من از پست "وزرای شمالی" سو برداشتی پیش آمده، در اینجا به یکی از نظرات پاسخ می دهم.

------------------------------------------

ورگ: نباید برای توسعه و پیشرفت و به طور کلی زندگی بهتر چشم به این‌گونه انتصاب‌ها داشت.

اگر قرار باشد وزیر یا مدیری در سیستم اداره کل کشور از قومی خاص باشد و به آن قوم رسیدگی کند این اسمش می‌شود: رانت.

ما نه تنها نباید از وزرا و رییس مجلس‌های قبلی انتظاری داشته باشیم، بلکه باید آن‌هایی را هم که به نفع محل زندگی‌ّان کار کرده‌اند متهم به رانت‌دهی کنیم.

---------------------------------------

هدف من از پست قبلی این نبوده که ما باید چشم به اینگونه مسائل داشته باشیم.

من در نقد سایتهای خبری شمالی که این اخبار را با آب و تاب نقل می کنند و می خواهند القا کنند که "خبر آمد خبری در راه است و ..."  آن مطلب را نوشتم.

مسلم است که اگر مثل بعضی از مقامهای پیشین، که استانشان را از یک منطقه محروم تبدیل به قطب صنعتی و اقتصادی کردند ، و کارهای عجیبی همچون احداث کارخانه کشتی سازی در دل کویر انجام دادند، در واقع با ضایع کردن حق اکثریتی ، اقلیتی را بالا بردند، خدمتی نکردند بلکه خیانت کردند.نام این کار رانت نیست بلکه دزدی است.ما این گونه مسئولین نمی خواهیم و به آن امیدی هم نداریم.

اما در نظر داشته باشید که سی سال به بهانه کشاورزی بودن منطقه مانع احداث صنایع در منطقه شدند و ما را عقب نگه داشته اند. انتظار به حق ما این است ک این عقب نگه داشتن ها جبران شود.

اما تجربه ثابت کرده که  که چنین مسئولی پیدا نمی شود که درد مردم را دوا کند. پس اگر خیری از دستشان بر نمی آید شری نرساند.

مثلا: هنگام فروش برنج و چای و مرکبات، انواع خارجی آن را با قیمت ارزان تر (که به علت سوبسید کشور صادر کننده به محصولات کشاورزی صادراتی خود برای حمایت از تولید و اشتغال و ارز آوری کشاورزی داخلی خود است) وارد نکند، تا کشاورز را به خاک سیاه بنشاند و وی را مجبور به فروش زمین پدری به بی پدر و مادر ها بکند و تا کشاورز آواره ی حاشیه شهرها شود.

.

نوشته شده توسط اسماعیل در 2:44 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم شهریور 1388

شعر تبری (2)

تـِلاش

تلاونگه سر/ کله‌ ی سحر/ شو تموم بونه / ازال گیرمه / شومه کار سر

شومه کار سر / کل کمه بنه / شندمه عرق/ تا به سر شو / تا به سر شو

بورم هیمه کاش / هاکنم هیمه / بهیرم دایله / بسازم کیمه / بسازم نفار

آی جان برار/ ای بیمو بهار/ وقته کاره کار / تیم هشننم / من شه تیم جار

غروب آفتاب / ولو ره بیرم / من او دوننم / بلو جا شوآر/ روآر به روآر

بموئه دما / ای وقته نشا / نشا هاکنیم / من و مه زنا /  با مه وچونا

اگر مه قسمت / مه بکشی زحمت / بوه کار مه ره / نکنه خسه

جمع کمه کسو/ دسه به دسه / وره کمه کوفا / دل می گت هسه / حاصل وی هسه


این آهنگ اجرای استاد علیزاده است. برای شنیدن آن به پادکست مازندنومه بروید، وبا داشتن flash player 10 آن را به صورت آنلاین بشنوید.

نوشته شده توسط اسماعیل در 1:46 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یکم شهریور 1388

وزرای شمالی (ما را بخیرتان امید نیست، شر مرسانید)

برخی از سایت های شمالی با آب و تاب خبر حضور چهار وزیر شمالی در لیست وزرای پیشنهادی دکتر احمدی نژاد در دولت دهم دادند.

غافل از اینکه در دولت نهم هم سه وزیر شمالی داشتیم. ضمن اینکه دو تا از روسای مجلس آقایان ناطق نوری و لاریجانی هم مازندرانی بودند و هستند. رئیس قوه قضائیه هم اکنون مازندرانی هستند.

اینها تا حالا چه گلی به سر ما زدند که از این به بعد بخواهند بزنند.

تجربه ثابت کرده که اینها بیشتر به فکر میزشان و مقامشان بوده اند تا به فکر مردمشان.

کسی می تواند برای ما کار کند که مشکلات را از نزدیک حس کرده باشد و بر اساس شایستگی نه مثل بعضی ها به علت رابطه های نسبی و سببی بالا رفته باشند.

ما را بخیرتان امید نیست شر مرسانید

نوشته شده توسط اسماعیل در 1:36 |  لینک ثابت   •