تبليغاتX
اِساره سو _ نور ِستاره

جمعه بیستم شهریور 1388

آموزش تصویری تبری

یکی از روشهایی که می توان برای حفظ و گسترش زبان های محلی  میان کودکان استفاده کرد، آموزش تصویری است. امیدوارم روزی چنین سایتی را برای آموزش تصویری زبان تبری ایجاد شود.

در این پست به معرفی سایت کرد زبانان مقیم سوئد می پردازم، که برای انتقال فرهنگ و زبان کردی به فرزندانشان، اقدام به ایجاد چنین سایتی کرده‌اند.

سایتی مفید برای یادگیری زبانهای کردی،انگلیسی و سوئدی با هم

لازم به ذکر است که این سایت به یادگیری زبان کردی، انگلیسی و سوئدی به صورت جداگانه می پردازد اما محیط و طرز کار سایت برای هر سه زبان مشابه است.

از نکات جالب در این سایت می توان به محیط جذاب و کاملا مصور آن اشاره کرد طوری که با تصاویر و کلمات زیر نویس ان شما می توانید لغات و اصطلاحات را یاد بگیرید.

نکته دیگر اینکه با کلیک بر روی هر تصویری شما می توانید تلفظ صحیح آن کلمات را نیز داشته باشید که به زبان مربوطه ارائه می شود.

در ستون سمت چپ هر پنجره کلیه لغاتی که قرار است در آن پنجره آموخته شود ارائه شده است که شما با حرکت دادن ماوس بر روی هر لغت تصویر مربوط به آن در کادر تصاویر برجسته می شود.

شما می توانید در هر پنجره ای با هر زبانی با کلیک بر روی زبان دیگر پنجره را به همان زبان داشته باشید.

موضوعاتی که مورد بررسی قرار می گیرد و اموخته می شود شامل 31 موضوع مختلف در زمینه هایی مانند خانه، وسایل خانه، لباس،بدن انسان، بیمارستان، انواع جانوران و گیاهان، مدرسه، شهر و روستا، ترافیک،اتومبیل، غذا، کار بانکی و غیره است.

نوشته شده توسط اسماعیل در 17:34 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

شعر تبری (3)

آهو آهو لار

آهو آهو لار ورف ِسر ِکوه برو

خرو نرو ی گیسه ی سو برو

چکل ِسر ویشه ره بند و برو

چاشت ِگدر نماشت ِسر شو برو

ای مانند آهو همچون برف یالای کوه بیا / ای روشنی گیسوان قله‌های خرو نرو بیا

از بالای قله تا بیشه‌زاران را سپیدپوش کن / پیش از ظهر، غروب یا شب هنگام بیا

گلم گلم ورف ِسما ره خوامبه

چمر و سوت ِلـله‌وا ره خوامبه

البسو ی سیو میا ره خوامبه

تش و گالش ِونگه‌وا ره خوامبه

برف را زمانی که نرم‌نرم می‌بارد می‌خواهم / نی را زمانی که با حرارت می‌نوازد می‌خواهم

دلم می‌خواهد رعد و برق، ابر سیاه را به آتش بکشد / گرمی آتش و صدای گالش را می‌خواهم

های من و ته داشته می زوون زرگری

تاریک ِخنه لمپا سو بیاری (2)

من و تو همدل و هم زبان بودیم / اتاق تاریک را با نور فانوس روشن می‌کردیم

شعر : احمد طیبی

آهنگ ساز : محمد دنیوی

خواننده : ابولحسن خوشرو

نوشته شده توسط اسماعیل در 16:4 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سوم شهریور 1388

شعر تبری (2)

تـِلاش

تلاونگه سر/ کله‌ ی سحر/ شو تموم بونه / ازال گیرمه / شومه کار سر

شومه کار سر / کل کمه بنه / شندمه عرق/ تا به سر شو / تا به سر شو

بورم هیمه کاش / هاکنم هیمه / بهیرم دایله / بسازم کیمه / بسازم نفار

آی جان برار/ ای بیمو بهار/ وقته کاره کار / تیم هشننم / من شه تیم جار

غروب آفتاب / ولو ره بیرم / من او دوننم / بلو جا شوآر/ روآر به روآر

بموئه دما / ای وقته نشا / نشا هاکنیم / من و مه زنا /  با مه وچونا

اگر مه قسمت / مه بکشی زحمت / بوه کار مه ره / نکنه خسه

جمع کمه کسو/ دسه به دسه / وره کمه کوفا / دل می گت هسه / حاصل وی هسه


این آهنگ اجرای استاد علیزاده است. برای شنیدن آن به پادکست مازندنومه بروید، وبا داشتن flash player 10 آن را به صورت آنلاین بشنوید.

نوشته شده توسط اسماعیل در 1:46 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388

واژگان تبری

در بررسی واژه نامه بزرگ تبری که به وسیله ی گروهی از پژوهشگران مازندران به سرپرستی آقایان نصری‌اشرفی و صمدی گرد آوری شده است، تنها در قسمت واژگانی که با "با" آغاز شده اند به واژگان فراوانی برخوردم که برایم تازگی داشت.

این نشان دهنده ی غنای بالای واژگان در زبان تبری است و جای خالی فرهنگستان زبان تبری را بیش از پیش آشکار می کند. چه بسا با داشتن فرهنگستان قوی بتوانیم برای بسیاری از کلمات دخیل نیز برابری مناسب پیدا کنیم.


فارسی

tabari

تبری

بوران

baadru

بادرو

آدم پر افاده

baaduk

بادوک

ساقه گیاه گندم و جو

baazure

بازوره

خوشه کوچک و ریز

baazire

بازیره

پیروز و غالب

baash

باش

برابر و همسنگ

baash be baash

باش به باش

بچه خوک

baasher

باشر

پود پارچه

baafe

بافه

آرنج

baaleskin/aleskin

بالسکین/السکین

کوزه گلی سرپهن، غرابه شیشه ای

baanke

بانکه

پرتاب کردن، حرکت تند دست به همگام راه رفتن

baaltu

بالتو

نوشته شده توسط اسماعیل در 21:8 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه سی ام تیر 1388

زبان های قومیتی در برخی از دانشگاه های ایران تدریس می شود

دولت مصوبه آموزش زبان های محلی و قومیتی را در برخی از دانشگاه های این کشور را ابلاغ کرده است.

بر اساس این مصوبه به وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی اجازه داده می‌شود که دو واحد درسی زبان و ادبیات مربوط به زبان‌ها و گویش‌های بومی و محلی ایران مانند آذری، کردی، بلوچی و ترکمن در دانشگاه‌های مرکز استان های ذیربط به صورت اختیاری ارائه و تدریس کنند.

این مصوبه چند هفته پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران، در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب شده بود.

بر اساس این مصوبه فرهنگستان زبان و ادب فارسی و کمیته فرهنگ و تمدن ایران و اسلام به ترتیب مسئولیت تشخیص زبان ها و گویش های مشمول این واحده و تصویب برنامه ‌های درسی آنها را بر عهده خواهند داشت.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دولت می خواهد با این مصوبه به نوعی رفع تکلیف کند. من قبلاً هشدار داده بودم که بد اجرا کردن اصل پانزدهم قانون اساسی بسیار بدتر از اجرا نکردن این اصل است. در واقع حکم از چاله به چاه افتادن را دارد و مثل صدا و سیمای استانی می شود که بجای حفظ و حراست از از زبان و فرهنگ قومی محلی درصدد نابودی و ریشه کن کردن آن است.

سوال اساسی اینکه جایگاه گویشها یا زبان های تبری گیلکی و تالشی کجاست؟ (در این مورد بعدا بیشتر صحبت می کنم)

این مصوبه بسیار  گنگ و مبهم است. مشخص نیست که در این واحد درسی چه چیزی درس داده می شود، چه کسی محتویات کتابها را تعیین می کند، چه کسی آنها را درس می دهد. آیا از نظرات فعالان قومی استفاده می شود؟ تعیین گویش معیار چگونه است؟ و ...

این مصوبه محدودیت های فراوانی دارد. این واحد درسی به صورت اختیاری و در دانشگاه آن هم فقط در مراکز استانهای مربوطه اجرا شود. به نظر من این آموزش باید به صورت ترکیبی با زبان فارسی در مقطع ابتدایی و در سراسر کشور اجرا گردد.

آنها با این مصوبه می خواهند آن افرادی را هم که به زبان قومی و محلی خود در دانشگاهها صحبت می کنند با آموزش بد و ناصحیح از این عمل پشیمان کنند و فرایند قتل زبانهای قومی و محلی را تکمیل کنند.

نوشته شده توسط اسماعیل در 19:31 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه شانزدهم فروردین 1388

ضرورت آموزش زبان مادری به کودکان

 همزمان با پیشرفت فن آوری و گام هایی که امروزه بر می داریم، حفظ  و نگهداری میراث نیاکان مان گنجینه ی نسل های فردا خواهد بود.

با بیان چند سوال به بیان اهمیت موضوع آموزش زبان مادری  به فرزندانمان می پردازم.

 ·         چرا در همه ی دنیا و موزه های پر زرق و برق به دنبال نگهداری آثار به جای مانده از پیشینیان هستند؟

·         چرا گروه های حرفه ای ویژه ای مامور کاوش در متون کتیبه های باستانی هستند؟

·         چرا فرهنگستان زبان و ادب پارسی در کوشش برای پویایی زبان فارسی است؟

·         چرا هر فردی به گذشته ی ایران و افتخارات آن در طول تاریخ افتخار می کند؟

 آیا زبان مادری نیز یادگار گذشتگان و نیاکان ما نیست ؟ آیا نباید تلاشمان در راه نگهداری آن باشد ؟ و اما از هر چه که بگذریم، سخن دوست خوش تر است. در مورد زبان تبری سخن بگویم . همانگونه که شما دوستان آگاه هستید یکی از بزرگترین مناطق تبری نشین ـ علاوه بر استان های گلستان و سمنان و تهران ـ استان مازندران است . استانی که بنابر اخبار در سال های پیشین ۹۰ درصد مردمان آن به زبان شیرین تبری سخن می گفتند .

سوال اینجاست که هم اکنون چند  درصد مردمان مازندران به زبان تبری سخن می گویند ؟  10درصد ؟  20 درصد ؟ 30 درصد و یا کمتر ؟ دلیل این امر چیست ؟ دلیل اینکه زبان فارسی تهرانی جایگزین گفتار تبری شده است چیست ؟ مگر بیشتر شما مازندرانی های گرامی بر این باور نیستید که روزی پدر بزرگ ، مادر بزرگ و ... ی شما زبانشان زبان تبری بوده است و بس ؟ پس چرا روزگار اینگونه پیش می رود ؟ چه دلیلی دارد که افراد به اصطلاح تحصیل کرده ای که خودشان به تبری سخن میگویند ، اکنون به فرزندان دلبندشان فارسی یاد می دهند و سخن گفتن به تبری را "بی کلاس" می دانند ؟ شما چه میدانید کلاس چیست ؟  زاده ی کجا هستید ؟ چرا هویت خود را فراموش کرده اید ؟ چرا تبر بر ریشه ی زبان تبریمیزنید ؟ مگر این زبان تبری نیست که سراسر زیبایی مور و هوره است ؟ مگر این اشعار و داستان ها و ضرب المثل های زیبای تبری نیستد که با شنیدنشان لذت می بریم ؟ براستی دلیل فراموشی تدریجی (البته این سال ها آنی) زبان مادریتان چیست ؟؟؟

  • آیا دلیل آن فقط عملکرد ضعیف شبکه ی استانی طبرستان است که برنامه های آن به زبان فارسی است ؟
  • آیا دلیل آن بی تفاوتی مازندرانی ها نسبت به یادگار پیشینیان است ؟
  • آیا دلیل آن تالیف و انتشار ضعیف کتب تبری است ؟
  • آیا دلیل آن عدم برگزاری همایش ها و کنفرانس های تبری است ؟

  کرد را نظر بگیرید .

  • ببینید که نسبت به لباس و پوشش کردیشان چه تعصب به جایی دارند .
  • ببینید که برای خود شبکه های ماهواری ای دارند که تمام برنامه های آن به زبان کردی است .
  • ببینید که در دانشگاه ها و محافل گروهی به کرد بودن خویش افتخار کرده و به خود می بالند .

 آیا بهتر نیست ما هم به خود آییم و کمی به فکر پاس داشت زبان مادریمان باشیم . 

بر داشتی از وبلاگ لکستان .

نوشته شده توسط اسماعیل در 0:49 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387

گویش‌های کناره ی دریای مازندران

این گویش‌‎ها که جزء گویش‌های شمال غرب ایران محسوب می‌شوند، در ناحیه ای رواج دارند که از داغستان (در شمال شرق قفقاز) تا استان خراسان در ایران امتداد می‌یابد.

این گویش‌ها عبارتند از: گویش‌های تاتی داغستان و جمهوری آذربایجان، گویش‌های تالشی که در سواحل دریای مازندران در جمهوری آذربایجان و ایران رواج دارند، گویش‌های آذری استان آذربایجان در ایران، گویش‌های گیلکی و مازندرانی سواحل جنوبی دریای مازندران، گویش شهر سمنان و چندین گویش رایج در اطراف این شهر.

ا. گویش‌های تاتی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف. تاتی شمالی که کلیمیان داغستان (دربند) و منتهی الیه شمال شرقی جمهوری آذربایجان (کوبا، وارتاشن) بدان سخن می‌گویند.

ب. تاتی جنوبی که مسلمانان و تعدادی از مسیحیان شمال شرقی جمهوری آذربایجان (دیویچی، لاخیج و شبه جزیره آپشرون در شرق باکو) بدان سخن می‌گویند.

بنا بر یک روایت قدیمی، احتمال می‌رود که زبان تاتی به وسیله سپاهیان ساسانی به قفقاز منتقل شده باشد.

2. گویش‌های تالشی در امتداد کرانه‌های دریای مازندران در منتهی الیه جنوب شرقی جمهوری آذربایجان رواج دارند: ماسالی، لریک، لنکران و آستارا، همچنان که در ایران نیز این گویش‌ها در شرق اردبیل و غرب گیلان رایج هستند: عنبران، وزنه، تولارود، اسالم، هشتپر، پره‌سر، شاندرمن، ماسال، ماسوله، زیده و ...

3. گویش‌های آذری (که در محل به تاتی مرسوم هستند) را میتوان به پنج دسته تقسیم کرد:

الف. گویش‌های شمال غربی رایج در هرزند و دزمار: هرزندی، کرینگانی.

ب. گویش‌های شمال شرقی رایج در خلخال و طارم: شالی، کجلی، هزارودی و ...

ج. گویش‌های جنوب رایج در جنوب قزوین: تاکستانی، چالی، سگزآبادی، اشتهاردی و ...

د. گویش‌های جنوب غربی رایج در جنوب غرب زنجان: خوئینی و ...

هـ. گویش‌های جنوب شرقی رایج در شمال شرق قزوین: رودباری، الموتی و ...

4. گویش‌های گیلکی بین رشته‌کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب غربی دریای مازندران مورد استفاده قرار می‌گیرند. گویش‌های گیلکی به سه دسته عمده تقسیم می ‌شوند: بیه‌پسی، ‌بیه‌پیشی و دیلمی.

5. گویش مازندرانی (تبری) در بین رشته‌کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب شرقی دریای مازندران مورد استفاده قرار می‌گیرند: گرگان، ساری، قائمشهر، بابل، آمل، چالوس و ... ، همچنین در دامنه های جنوبی رشته کوه‌های البرز مانند قصران، دماوند، فیروزکوه، شهمیرزاد و ... .   گویش مازندرانی یکی از معدود گویش‌هایی است که از سنت ادبی کهن برخوردار است.

6. گویش سمنانی: به رغم نفوذی که زبان فارسی بر گویش‌های شهر‌های بزرگ ایران اعمال می‌کند، شهر سمنان گویش خود را همچنان حفظ کرده است. این گویش با گویش شمال غربی ایران همخانواده است، با این وجود نسبت به این گویش‌ها از جایگاه خاصی برخوردار است. گونه‌هایی از گویش شهر سمنان در جنوب این شهر رایج هستند.

7. چندین گویش در اطراف شهر سمنان رواج دارند: سرخه‌ای، لاسگردی، افتری، سنگسری و بیابانکی.

نوشته شده توسط اسماعیل در 16:42 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387

21 فوریه،3 اسفند،4 اونما تبری، ماری زوون روز موارک بوئه

اینتا مقاله درباره ماری زوون ِروز ِتاریخچه هسته:

زبان مادری

زبان پديده اي منحصر به فرد است که روند تکامل انسان در جامعه توسط آن به نسلهاي بعد منتقل مي شود. اگر زبان از جامعه انساني گرفته شود، چرخه اجتماعي از حرکت مي ايستد.


زبان مادري در واقع بنياني است كه اغلب انسانها از لحظه‌اي كه اولين نفس‌ها را مي‌كشند، شخصيت خود را بر مبناي آن پايه‌ريزي مي‌كنند. اين زبان چيزي است كه در تمام طول حيات با انسان همراه است و زبان مادري، مكتبي است براي احترام به خود، تاريخ و فرهنگ. هيچ زباني فاقد تاريخ نيست. پيوند بين زبان مادري و چند زباني بعنوان شعار روز جهاني زبان مادري در سال 2007 انتخاب شده است. با وجود اقدامات بهينه‌اي كه در بعضي از نقاط دنيا صورت گرفته، امروز چند زبانگي بيش ازآنكه يك واقعيت باشد يك ايده‌آل است. برنامه امسال روز جهاني زبان مادري يونسكو (سازمان تربيتي علمي و فرهنگي ملل متحد) به تدوين راهبردهاي زباني ملي ومنطقه‌اي با هدف ساختن محيطي سازگار براي تمام زبان‌هاي دنيا مي باشد. اين سازمان سيستم آموزشي چند زبانه ( استفاده از زبان مادري در امر آموزش) را رمز پايداري زبانهاي مادري دانسته و استفاده از اين سيستم را به كليه كشورهاي چند زبانه توصيه مي‌كند.

جامعه انساني از هم گسسته، فرهنگ و تمدن بشري هم نابود مي شود. از زبان به عنوان کليد شبکه هاي ارتباطي و گاهي نيز سرمايه فرهنگي ياد مي شود که افراد با تسلط بر آن مي توانند علاوه بر برقراري روابط اجتماعي، نوعي هويت ويژه کسب کنند. پس هويت فرد چه در سطح قومي و در سطح ملي تا حدود زيادي بستگي به زباني دارد که او فرا ميگيرد. وقتي که از حفظ، تقويت و توسعه فرهنگ يک جامعه سخن به ميان مي آيد، زبان نيز به عنوان يک عامل اساسي مطرح مي شود، چرا که زبان در حکم رشته اي است که فرهنگ گذشته و حال را به هم پيوند مي دهد. در 3 قرن اخير روند نابودي زبانها به نحو فزاينده و دهشتناکي رو به رشد بوده است، به نحوي که نوع بشر در هر ماه 2 زبان را از دست مي دهد. اين روند بيشتر در مناطقي چون آمريکا و استراليا ملموس است. در حدود 3000 زبان به طور جدي در معرض نابودي قرار دارند و بر اساس يافته هاي جديد دانشمندان، بيشترين زبانها داراي کمترين متکلمان هستند؛ به نحوي که تعداد متکلمين برخي زبانها کمتر از 10000 نفر و در مواردي کمتر از 1000 نفر است. بر اساس هشدار جدي زبانشناسان مبني بر احتمال نابودي 40 درصد زبانها در اين قرن، سازمان ملل و يونسکو اقدام به تدوين طرحي براي حفظ زبانهاي موجود کرده اند که از موارد آن مي توان به نامگذاري روز 21 فوريه به نام روز جهاني زبان مادري اشاره کرد.

تاريخچه

بنگلادش اولين كشوري بود كه در نوامبر سال 99 پيشنهاد رسمي خود را مبني بر نامگذاري روز 21 فوريه (3 اسفند) به نام روز جهاني زبان مادري به سازمان يونسكو ارائه كرد. طرح ارائه شده از سوي دولت بنگلادش و انجمن جهاني طرفداران زبان مادري در سي‌امين نشست عمومي سازمان يونسكو به تصويب نمايندگان كشورهاي عضو رسيد. با تعيين اين روز به عنوان روز جهاني زبان مادري، طرحي توسط يونسکو تهيه و به کشورهاي عضو ابلاغ شد که در آن برنامه هاي متنوعي براي مردم جهان تدارک ديده شده بود. کشورهاي جهان از آن پس در 21 فوريه اين روز را جشن مي گيرند که از جمله کشورهاي پيشرو در پاسداشت روز جهاني زبان مادري مي توان به آمريکا، انگليس، کانادا، جمهوري چک، هندوستان، بنگلادش و … اشاره کرد.

سازمان ملل

در پنجاه و پنجمين نشست عمومي سازمان ملل، که رياست آنرا يان کاوان (Jan Kavan) وزير اسبق امور خارجه جمهوري چک بر عهده داشت، وي اعلام کرد که روز جهاني زبان مادري باعث ايجاد احترام متقابل فرهنگها و زبانهاي مختلف شده و سبب غني تر شدن فرهنگها مي گردد. همچنين با اشاره به سير تاريخي نامگذاري روز جهاني زبان مادري ازسوي يونسکو و روند صعودي نابودي زبانها افزود: «سازمان ملل و يونسکو در جستجوي راهي براي حفظ زبانها به عنوان ميراث مشترک بشري هستند و سيستم آموزشي چندزبانه را به کشورها توصيه مي کنند.» وي با اشاره به وجود خلاقيت بسيار در خصوصيات زبان، وجود نزديک به 6700 گونه زباني و لزوم حفظ زبان به عنوان عنصر ارزنده ميراث فرهنگي و هويت اجتماعي، توجه به سابقه تاريخي روز جهاني زبان مادري و مبارزات تاريخي مردم بنگلادش و نيز فعاليتهاي ارزنده سازمان طرفداران جهاني زبان مادري (Mother Language Lovers of the World) را لازم و ضروري دانست. کاوان افزود:« زبان مادري به عنوان ابزار ارتباطي نقشي بسيار مهم در تکوين شخصيت افراد دارد و روز جهاني زبان مادري، اعلاميه جهاني تنوع فرهنگي و محافظت از بينش سنتي مردم بوده و جلوگيري از نزاعهاي غير منطقي بر سر کالاها و خدمات فرهنگي، از اهداف آن به شمار مي روند. از کشورهاي عضو که سيستم آموزشي چند زبانه را به کار گرفته اند، سوئيس، نروژ، هلند و هند نمونه هاي موفقي به هستند که با استفاده از اين سيستم، به اهداف يونسکو جامه عمل پوشانيده و مردم را به فراگيري چند زبان ترغيب نموده اند.

اينترنت نيز ابزار بسيار قدرتمندي براي دستيابي موفق به اطلاعات فرهنگي به شمار مي رود. تاکنون تنها از کتابخانه ها و موزه ها براي تبادلات فرهنگي استفاده مي شد، ولي امروزه کشورهاي عضو قادرند تا با کمک ابزارهاي ترجمه و منابع چندزبانه الکترونيک به عنوان ابداعاتي مفيد از تنوع فرهنگي خويش محافظت کنند.

اميدوارم که روز جهاني زبان مادري احترام متقابل ملل دنيا را تقويت کرده و سنتهاي فرهنگي را که زبان نمونه بارز آن است، غني تر گرداند.»


نوشته شده توسط اسماعیل در 11:0 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و پنجم بهمن 1387

دوازده شاخه از درخت زبان تبری

بررسی كارشناسانه در جلگه‌ها و سپس نواحی كوهستانی نشان می دهد؛ زبان تبری به دوازده گویش در مناطق مختلف مازندران تکلم می شود:
‪ - ۱‬گویش كردكوی: شامل "هزار جریب شرقی، شاه كوه زیارت، بالاجاده، رادكان، گزشرقی و غربی و روستاهای غیر تركمن‌ نشین از زنگی محله گرگان و چهاردانگه تا گلوگاه".
‪ - ۲ ‬گویش بهشهر : شامل "چهاردانگه هزارجریب" از "سورتی" تا "كیاسر" و روستاهای مناطق جلگه‌ای از "گلوگاه، شاه كلیه" تا انتهای منطقه "قره‌طغان و رودخانه نكارود".
‪ - ۳‬گویش ساری: شامل "چهاردانگه" از "كیاسر" تا كوهستانهای "دودانگه"، جلگه‌های مابین "میان دورود" و جلگه‌های مناطق غربی تجن رود تا جویبار.
‪ - ۴‬گویش قائمشهر: شامل مناطق كوهستانی فیروز كوه، سوادكوه و روستاهای جلگه‌ای حد فاصل بین كیاكلا ، جویبار و روستاهای كوهپایه‌ای بیشه‌سر.
‪ - ۵‬گویش بابل: از مناطق كوهستانی چلاو آمل تا بندپی ، امامزاده حسن در سمت غربی آلاشت و نواحی جلگگویشه‌های حد فاصل فریدونكنار، بابلسر، بهنمیر، كیاكلا تا روستاهای كوهپایه‌ای كهنه خط، گنج افروز و بابل كنار.
‪ - ۶‬گویش آمل: از كوهستانهای بندپی تا چلاو، لاریجانات، نمارستاق و كلارستاق آمل تا حوالی امامزاده هاشم و جلگه‌های دو سمت هراز، دشت سر و محمود آباد و كوهپایه‌ها و جلگه‌های جاده چمستان، میان آمل و نور.
‪ - ۷‬گویش نور و نوشهر: شامل بخشی از روستاهای بیرون بشم، كجور، محال ثلاث و جلگه‌های حد فاصل سرخ رود تا رودخانه چالوس.
‪ - ۸‬گویش چالوس و تنكابن شرقی: شامل مناطق كلارباستانی، برخی از روستاهای كوهپایه‌ای منطقه بیرون بشم ولنگا و نواحی جلگه‌ای از آب چالوس و عباس آباد و رودخانه نشتا به مركزیت عباس آباد.
‪ - ۹‬گویش تنكابن مركزی: شامل لهجه‌های دوهزار و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجانی و چالكش یعنی جلگه‌های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود.
‪ - ۱۰‬گویش علی آباد كتول: شامل نواحی روستایی كوهستانی شمال شاهوار و مناطقی چون كتول، پیچك محله، محمود آباد، فاضل آباد و جلگه‌های غیرتركمن نشین بلوك استارآباد قدیم.
‪ - ۱۱‬گویش قصران باستانی: شامل مناطق لاوشان، فشم، شمشك، گاجره و روستاهای كوهپایه‌ای توچلال تا مناطق غربی رودخانه جاجرود.
‪ - ۱۲‬گویش دماوند: شامل نواحی كوهستانی شهرستان دماوند، رودهن، بومهن تا فیروزكوه.
نوشته شده توسط اسماعیل در 15:16 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم بهمن 1387

آمزش زبان تبری/مازنی 3

در زبان فارسی دو دسته شناسه داریم: گذشته و مضارع.

اما در زبان تبری سه دسته شناسه داریم : گذشته، مضارع اخباری و مضارع التزامی.

1.گذشته :
 
 _گذشته ساده :   -be-saat  = ساختم
 
 _گذشته استمراری :   -saat  = می ساختم
 
حال باید این شناسه ها را به انتهای آن افزود:

شخص اول دوم سوم
مفرد eme e
جمع  emi eni  ene

 

2.مضارع اخباری ؛

 
_    -saaj  = می سازم
 
حال باید این شناسه ها را به انتهای آن افزود:

شخص اول دوم سوم
مفرد embe eni ene
جمع embi  enni enne

                                                                                                                                                           

3.مضارع التزامی ؛

 
_   -be-saaj  = بسازم
 
حال باید این شناسه ها را به انتهای آن افزود:

شخص اول دوم سوم
مفرد em i e
جمع im in  en

 البته اگر فعل به حرف صدادار ختم شود کمی متفاوت خواهد بود، که بعدا خواهم گفت.                                                                               

نوشته شده توسط اسماعیل در 18:47 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه ششم بهمن 1387

کمک زبان تبری به فارسی

در زیر چند واژه تبری را نام می برم که می توانند به کمک زبان رسمی بیایند و آن را که آرام آرام به گویشی از عربی تبدیل شده و می شود  نجات دهند از این واژه ها در سایر زبان های ایرانی مانند : گیلکی، تالشی، کردی ، لکی ، لری ، بلوچی و.. فراوان است که می توانند به کمک زبان رسمی بیایند اگر ... بگذارند و بخواهند.

مرجی (merji) = عدس

کیله (kile) = ترعه ، کانال

اشنافه (eshnaafe) = عطسه

هدار (hedar) = عبور

حیف نیست این واژگان زیبا از بین بروند و جایشان را کلمات عربی بگیرند؟!

نوشته شده توسط اسماعیل در 15:13 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه سوم بهمن 1387

تبددیل "ز" به "ج" در تبری

 در زبان فارسی بسیاری از واژه ها که ریشه در زبان پهلوی دارند "ج" تبدیل به "ز" شده است.

اما زبان تبری که باز مانده از زبان پهلوی است هنوز این ویژگی را در خود حفظ کرده است.

* دوجنه = می دوزد

* سوجنه = می سوزد

* پجنه = می پزد

* ساجنه = می سازد

* لرجش = لرزش

* نواجش = نوازش

برخی نیز کمتر به کار می رود مانند:

* اج  = از

* روج = روز

* ریجنه = می ریزد

* آمیجنه = می آمیزد

نوشته شده توسط اسماعیل در 15:23 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه دوم دی 1387

الفبای تبری

الفبائی که امروزه برای نوشتن زبان تبری به کار می رود همان الفبای فارسی_عربی است که به علت عدم نمایش مصوت های کوتاه، برای افراد نا آشنا با تلفظ صحیح کلمات در تبری ایجاد مشکل می نماید.

به عنوان مثال کلمه  "برمه = گریه" را می توان به 12 صورت خواند.

تا کنون الفباهای گوناگونی برای این زبان پیشنهاد شده اند. اما چون که برخی از حروف آن در یک الفبای یک زبان و برخی دیگر در الفبای زبانی دیگر موجود بود، عملا استفاده از آنها غیر ممکن می گشت. به همین علت با عدم اقبال عمومی مواجه گردیدند.

در الفبای پیشنهادی من الفبای تبری_لاتینی را با الفبای انگلیسی می توان نوشت،  به این ترتیب سرعت نوشتن نیز بالا می رود.


تبری_لاتینی        فاری_عربی

a                      ــَـ

aa                    ا

b                     ب

ch                     چ

d                     د

e                    ــِـ

f                      ف    

g                     گ

h                     هـ /ح        

i                      ی

j                      ج

k                     ک

l                      ل

m                    م   

n                     ن

o                     ــُـ              

p                     پ

q                     غ/ق

r                      ر

s                      س/ث/ص

sh                    ش    

t                      ت/ط

u                      و

v                      و

x                      خ    

y                      ی

z                       ز/ذ/ض/ظ

zh                     ژ        

'                       ئ/ع


به عنوان مثال شعری تبری را با دو الفبای تبری_لاتینی و فارسی_عربی می نویسم:


nemaashun e saraa  mi vang e vange

dar shune caarvidaar sedaa ye zange

vene caarvidaar re beraar ba'irem

dam o dam xaver e she yaar ba'irem


نماشون سرا می ونگ ونگه 

در شونه چارویدار صدا ی زنگه

و‌نه چارویدار ره برار بئیر‌‌م

دم و دم خو‌ر شه یار بئیرم


نوشته شده توسط اسماعیل در 17:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387

آموزش زبان تبری/مازنی 2

فعل خوردن جز افعال ساده در زبان تبری می باشد :

*گذشته ساده :

شخص اول دوم  سوم
مفرد بَخـِردِمه(خوردم) بَخـِردی(خوردی)  بَخـِرده(خورد)
جمع  بَخـِردِمی(خوردیم) بَخـِردِنی(خوردید) بَخـِردِنه(خوردند)

           

*گذشته استمراری1 :

شخص اول دوم سوم
مفرد  خـِردِمه(می خوردم) خـِردی(می خوردی) خـِرده(می خورد)
جمع  خـِردِمی(می خوردیم) خـِردِنی(می خوردید) خـِردِنه(می خوردند)

1.در حالت ماضی استمراری ، معمولا از فعل کمکی داشتن استفاده می شود. داشتم می خوردم = دَیمه خـِردِمه  و ...


*مضارع اخباری1 :

شخص اول دوم سوم
مفرد خـِرمبه(می خورم) خـِرنی(می خوری) خـِرنه(می خورَد)
جمع خـِرمبی(می خوریم) خـِرننی2 (می خورید) خـِرننه(می خورند)

1.در حالت مضارع اخباری نیز مانند ماضی استمراری ، معمولا از فعل کمکی داشتن استفاده می شود. دارم می خورم = دَرمه خـِرمبه  و ...

2. منظور از تکرار ن تشدید می باشد.


*مضارع التزامی :

شخص اول دوم سوم
مفرد بَخـِرم(بخورم) بَخـِری(بخوری) بَخـِره(بخورد) 
جمع بَخـِریم(بخوریم) بَخـِرین(بخورید) بَخـِرن(بخورند)

                                                                                                    

*امر :               بَخـِر(بخور)

*نهی :             نَخـِر(نخور)


*نفی :

نفی هر دو حالت ساده و استمراری در زمان گذشته یکسان است و با افزودن نَ به ابتدای "ماضی استمراری" ایجاد می شود. مانند : نَخِردِمه(نخوردم/نمی خوردم) و ...

نفی مضارع اخباری نیز با افزودن نَ به ابتدای آن صورت می گیرد. نَخِرمبه(نمی خورم) و ...

اما نفی مضارع االتزامی با افزودن نَ به جای بَ در ابتدای آن صورت می گیرد.

نَخِرم(نخورم) و ...
نوشته شده توسط اسماعیل در 9:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه بیست و سوم آذر 1387

آموزش زبان تبری/مازنی 1

در این پست قصد دارم فعل رفتن را به تبری/مازنی صرف کنم. این فعل جز افعال ویژه در زبان تبری است که دارای بن های متفاوت می باشد :


گذشته ساده :

شخص اول دوم سوم
مفرد بوردِمه(رفتم) بوردی(رفتی) بورده(رفت)
جمع  بوردِمی(رفتیم) بوردِنی(رفتید) بوردِنه(رفتند)
                                                                                        
                             

گذشته استمراری1 :

شخص اول دوم سوم
مفرد شیمه(می رفتم) شی(می رفتی) شیه(می رفت)
جمع شیمی(می رفتیم) شینی(می رفتید) شینه(می رفتند)

1.در حالت گذشته استمراری ، معمولا از فعل کمکی داشتن استفاده می شود. داشتم می رفتم = دَیمه شیمه  و ...

                                                                                                

مضارع اخباری1 :

شخص اول دوم سوم
مفرد شومبه(می روم) شونی(می روی) شونه(می رود)
جمع شومبی(می رویم) شوننی2 (می روید) شوننه(می روند)

1.در حالت مضارع اخباری نیز مانند ماضی استمراری ، معمولا از فعل کمکی داشتن استفاده می شود. دارم می روم = دَرمه شومبه  و ...

2.منظور از تکرار ن تشدید می باشد.

                                                              

مضارع التزامی :

شخص اول دوم سوم
مفرد بورم(بروم) بوری(بروی) بوره(برود)
جمع بوریم(برویم) بورین(بروید) بورن(بروند)
                                                                                                                                         

* امر :                 بور(برو)

* نهی :               نَشو(نرو)


* نفی  :

نفی هر دو حالت ساده و استمراری در زمان گذشته یکسان است و با افزودن نَ به ابتدای "ماضی استمراری" ایجاد می شود:

نشیمه(نرفتم/نمی رفتم) و ...

نفی مضارع اخباری با افزودن نَ به ابتدای آن صورت می گیرد:

نشومبه(نمی روم) و ...

نفی مضارع االتزامی با افزودن نَ به ابتدای بن فعل "مضارع اخباری" و افزون همزه (ئـ) به ابتدای شناسه فعل "مضارع التزامی" صورت می گیرد. به علت پیچیدگی این قاعده ، آن را به صورت کامل صرف می کنم:

شخص اول دوم سوم
مفرد نشوئم(نروم)    نشوئی(نروی) نشوئه(نرود)
جمع نشوئیم(نرویم) نشوئین(نروید) نشوئن(نروند)
                                                                                      
                                    

نوشته شده توسط اسماعیل در 10:41 |  لینک ثابت   •