تبليغاتX
اِساره سو _ نور ِستاره

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(1)

در این پست ها به بررسی آمار رشد جمعیت در استان‌های مازندران و گیلان، با استفاده از داده‌های دو سرشماری اخیر در سال‌های 75 و 85 می‌پردازیم. به علت حجم زیاد مجبور شدم آن ها را در چهار پست بنویسم.برای مطلع شدن از کل نوشته آنها را به ترتیب دنبال کنید.

الف) استان مازندران

در این جدول شهرستان‌های استان مازندران بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شده‌اند.

جمعیت کل استان مازندران در سال 85 برابر با 2,920,657 نفر می باشد.


 

شهرستان

جمعیت در سال 85

جمعیت در سال 75

میزان افزایش مطلق

درصد افزایش نسبی

رتبه در افزایش نسبی


1

ساری

 

495,360

422,463

72,897

17.26

1


2

بابل

 

469,591

421,068

48,523

11.52

7


3

آمل

 

346,775

298,243

48,532

16.27

2


4

قائمشهر

 

  295,135

261,692

33,443

12.78

5


5

بهشهر*

 

195,656

176,731

18,925

10.71

9


6

تنکابن*

 

194,719

175,032

19,687

11.24

8


7

بابلسر*

 

175,302

155,265

20,037

12.90

3


8

چالوس

 

122,863

108,861

14,002

12.86

4


9

نوشهر

 

116,706

105,892

10,814

10.21

10


10

نور

 

105,894

94,768

11,126

11.74

6


11

نکا

 

105,652

98,828

6,824

6.90

12


12

محمودآباد

 

90,502

83,436

7,066

8.47

11


13

جویبار

 

70,419

66,892

3,527

5.27

14


14

رامسر

 

68,163

64,440

3,723

5.78

13


15

سوادکوه

 

67,920

69,240

-1,320

-1.90

15


 

* به علت فقدان اطلاعات دقیق جمعیتی ، سه شهرستان جدید التاسیس گلوگاه ،عباس‌آباد و فریدونکنار در این جدول نیامده‌اند. بنابراین جمعیت آنها جزء شهرستان‌های اسبق خود یعنی  بهشهر ، تنکابن و بابلسر حساب شده ‌است.
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:12 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(2)

در این جدول شهرستان‌های استان مازندران بر اساس درصد افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.


ایران

17.34


مازندران

12.21


ساری

17.26


آمل

16.27


بابلسر

12.90


چالوس

12.86


قائمشهر

12.78


نور

11.74


بابل

11.52


تنکابن

11.24


بهشهر

10.71


نوشهر

10.21


محمودآباد

8.47


نکا

6.90


رامسر

5.78


جویبار

5.27


سوادکوه

-1.90


 

1. همان طور که مشاهده می‌کنید، افزایش جمعیت نسبی استان مازندران نسبت به کل کشور کمتر است.

در افزایش نسبی جمعیت دو عامل موثر است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».

با توجه به این که در طی این ده سال 198 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 163 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 35 هزار نفر بوده است.

بنابراین استان مازندران یک استان مهاجرپذیر محسوب می‌شود.

لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت مازندران نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.

2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.

 ساری به عنوان مرکز و قطب سیاسی و اداری استان.

آمل به عنوان قطب صنعتی استان. (با وجود اینکه آمل 12 درصد از جمعیت استان را در خود جای داده است حدود 37 درصد صنایع استان در آن قرار دارد)

چالوس و بابلسر به عنوان قطب های تورستی استان در مراتب بعدی قرار دارند.

قائمشهر قطب اسبق صنعت کشور بود. اما در از کمبود شدید امکانات رنج می برد. قائمشهر متراکم ترین شهرستان کشور بعد از تهران است.  می توان گفت در حاضر قائمشهر قطب انسانی استان است. در زمینه های علمی ، فرهنگی ، ورزشی و ... سرآمد می باشد. تنها علت جذابیت آن جمعیت زیاد و تنوع قومیتی است. خیلی ها دوست دارن در شهر بزرگ زندگی کنند حتی اگر امکانات اون شهر بزرگ از یک روستا هم کمتر باشه.

3. اما در رده های پایینی جدول شهرستان های مهاجر فرست قرار دارند، که شامل: محمودآباد ، نکا ، رامسر ، جویبار و سوادکوه اند.

این شهرستان ها به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ مهاجر فرست می شوند.

در قعر این جدول سوادکوه قرار دارد. بی شک سوادکوه از محرومترین مناطق استان همچنین قرار گرفتن در مجاورت شهرستان های بزرگ نیز مزید بر علت است. البته احداث سد البرز که حدود 15 روستا از 30 روستای دهستان تاریخی لفور را زیر آب برده است نیز از دیگر دلایل مهاجرت مردم است. لفور که زادگاه مازیار محل پرورش فریدون است به زیر آب رفت تا مناطق پائین دست آباد گردند. شاید می شد سد را طوری ساخت که چند روستا تخریب شوند نه نیمی از دهستان.
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:8 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(3)

ب) استان گیلان

در این جدول شهرستان‌های استان گیلان بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شده‌اند.

جمعیت کل استان گیلان در سال 85 برابر با 2,404,861 نفر می باشد.


 

شهرستان

جمعیت در سال 85

جمعیت در سال 75

میزان افزایش مطلق

درصد افزایش نسبی

رتبه  افزایش نسبی


1

رشت


875,606

715,097

142,509

19.93

1


2

تالش

 

180,485

154,367

26,118

16.92

2


3

لاهیجان

 

162,898

152,627

10,271

6.73

3


4

رودسر

 

  146,057

152,044

-5,987

-3.94

4


5

لنگرود

 

133,956

136,602

-2,646

-1.94

5


6

انزلی

 

133,134

119,728

13,406

11.20

6


7

صومعه‌سرا

 

130,802

136,710

-5,908

-4.32

7


8

آستانه

 

108,092

114,483

-6,391

-5.58

8


9

رودبار

 

104,102

113,083

-8,981

-7.49

9


10

فومن

 

97,400

103,190

-5,790

-5.61

10


11

آستارا

 

79,874

63,256

16,618

26.27

11


12

رضوانشهر

 

64,574

58,693

5,881

10.02

12


13

شفت

 

63,604

70,292

-6,688

-9.51

13


14

ماسال

 

48,091

48,929

-838

-1.71

14


15

سیاهکل

 

47,488

51,675

-3,887

-7.52

15


16

املش

 

46,398

50,716

-4,318

-8.51

16


نوشته شده توسط اسماعیل در 6:7 |  لینک ثابت  

یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388

کمی آمار(4)

در این جدول شهرستان‌های استان گیلان بر اساس افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.


ایران

17.34


گیلان

7.28


آستارا

26.27


رشت

19.93


تالش

16.92


انزلی

11.20


رضوانشهر

10.02


لاهیجان

6.73


ماسال

-1.71


لنگرود

-1.94


رودسر

-3.94


صومعه‌سرا

-4.32


آستانه

-5.58


فومن

-5.61


رودبار

-7.49


سیاهکل

-7.52


املش

-8.51


شفت

-9.51


 

1. همان طور که مشاهده می‌کنید، افزایش جمعیت نسبی استان گیلان نسبت به کل کشور کمتر است.

در اینجا نیز افزایش نسبی جمعیت به دو عامل وابسته است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».

با توجه به این که در طی این ده سال 202 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 178 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 24 هزار نفر بوده است.

بنابراین استان گیلان یک استان مهاجرپذیر محسوب می‌شود.

لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت گیلان نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.

2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.

آستارا به عنوان قطب تجاری.

رشت به عنوان قطب سیاسی اداری.

انزلی و لاهیجان به عنوان قطب گردشگری در مراتب بعدی قرار گرفته اند.

اما علت حضور تالش و رضوانشهر در بالای جدول، رقابت قومی- مذهبی بین تالش های اهل تسنن و آذری های شیعه. این رقابت ها به عنوان مانعی برای مهاجرت و عامای برای افزایش زاد و ولد عمل می کند.

3. اما د ر این بین تعداد بسیار زیاد شهرستان های دارای رشد منفی جلب توجه می کند.

در این شهرستان ها نیز به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ انگیزه ماندن را از بین میرود  و مهاجر فرست می شوند.

نتیجه کلی:

با نگاهی کلی به این آمار و ارقام به عمق محرومیت گیلان و مازندران می توان پی برد. محرومیتی که پشت ظاهر سرسبز زیبای شمال پنهان شده است.

علاوه بر این رشد پائین جمعیت نیز تبعاتی برای شمال خواهد داشت.

در حالت ایده آل رشد پائین جمعیت می تواند عامل رفاه  بیشتر نسل های آینده را سبب شود.

اما در شرایطی که برخی استان ها همچون سیستان و بلوچستان با وجود مهاجر فرست بودن رشدی معادل 42 در صد را دارا می باشند، از طرفی سهم درصدی ما در بین سایر قومیت ها کاهش می یابد.

از طرف دیگر با افزایش مهاجرت ها به شمال و اضمحلال فرهنگی- زبانی ما موجودیت ما در معرض خطر قرار می گیرد.

نویسنده: اساره سو

لطفا با نظرات خود در تکمیل و رفع نواقص این مقاله ما را یاری کنید.

نوشته شده توسط اسماعیل در 6:6 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه نهم شهریور 1388

آزادسازی سواحل دریای مازندران

هر چند بسیاری از کارها و سخنان دکتر احمدی‌نژاد مورد نقد جدی قرار دارد و قابل دفاع نیست.

مانند اجرای سیاست های غلط در بخش کشاورزی به خصوص واردات بیرویه برنج و چای و مرکبات که آسیب های فراوانی را به بخش کشاورزی وارد کرده است.

همچنین سخنان عجیب و غریبی که بعضی وقت ها از ایشان می شنویم، مانند حرف دیروزشان در مجلس در باره مشورت کردن، که گفتد: «من حتی با یک کودکه 5 ساله که با خط خودش نامه‌ای برای من نوشته بود گفت‌و‌گو کردم»

اما دور از انصاف است که کارهای مثبتی انجام شده در دولت ایشان را که در هیچ دوره ای سابقه نداشته را نبینیم.

اجرای ناقص اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبان های قومی محلی. هر چند سر ما بی کلاه مانده، اما شاید با فعالیت بیشتر بتوانیم زبان های تبری و گیلکی را هم علاوه بر زبان‌های آذری، کردی، بلوچی و ترکمنی در رده زبان های قو می که باید تدریس شوند، قرار دهیم.

رفع محدودیت در تاسیس صنایع بزرگ در استان های شمالی. که در واقع ظلم تاریخی در حق مردم بوده است و باعث ایجاد عقب ماندگی های صنعتی سی ساله شده که باید جبران گردد.

و آزاددسازی سواحل دریا که تبدیل به حیاط خلوت از ما بهتران ها شده بود.

در همین زمینه آئین نامه آزادسازی سواحل دریای مازندران به دستگاه‌های مربوطه صادر شده است، که شرح کامل آن در ادامه مطلب آمده است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 6:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفتم شهریور 1388

مازندران و شهر شبکه ای

شهرهای استان مازندران اگرچه از نظر شاخص های توسعـۀ شهری همانند میزان آموزش ، تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی ، حجم فعالیتهای ورزشی ، میزان امنیت ، آرامش اجتماعی و بهداشت ، داشته های فرهنگی در سطح بالایی در کشور قرار دارند.


اما در مقایسه با شهرهای بزرگ کشور ، از جهت میزان امکانات شهری ، درآمد شهروندان و برخورداریشان از رفاه ، بودجه تخصیص یافته ، توجه به مبلمان و زیبا سازی شهری در سطح پائینی قرار دارند.

 

به عبارت دیگر به خاطر وجود سرمایه های خدادادی و استعدادهای ذاتی موجود در استان ، بدون اینکه رشد چشم نوازی از جهت سخت افزاری در ساختار شهری رخ داده باشد ، نتایج در خور توجهی از بعد نرم افزاری هم سو با توسعه شهری حاصل شده است .


در اینجا ممکن است به این جمع بندی رسید که اگر در مازندران که جمعیتی حدود 3 میلیون نفر را در خود جای داده است شهری بزرگ ومتمرکز وجود داشت ، خود به خود بسترهای توسعه فراهم می گشت .

جمعیت مازندران 12 برابر جمعیت بزرگترین شهر استان یعنی ساری می باشد . ساری حدود 250 هزار نفر جمعیت را در خود گنجانده است. در صورتی که این نسبت در بسیاری استانها 2 یا 3 برابر می باشد.

اما نمی توان نتیجه گیری کرد که برای برخورداری استان از توسعه ، شهری بزرگ در آن ایجاد نمود و یا به یکی از شهرها  جمعیت تزریق کرد ، زیرا ذاتاََ تمرکز جمعیت در یک نقطه به مشکلات و معضلات می افزاید.

از طرفی به دلیل پراکندگی و رشد یکنواخت جمعیت در استان و نیز باریک بودن بخش جلگه ای آن امکان ایجاد شهری پر جمعیت در استان تحقق نمی یابد.

 

دربخش مرکزی مازندران ، حد فاصل 60 کیلومتری آمل تا ساری و در محدودۀ 40 تا 50 کیلومتری از خط ساحلی ، 9 شهرستان (2  شهرستان با جمعیت حدود 500 هزارنفری ) ، 4 شهر با حدود 200 هزارنفرجمعیت و بیش از15 شهر کوچک و صدها روستا وجود دارد که به خاطر فاصله کوتاه از یکدیگر می توان آنها را به شکل یک بافت یکپارچه تصور کرد.

 

هر کدام از این شهرستان‌ها با توجه به پتانسیل خود ، کارکرد خاصی را در جهت رفع نیازهای استان ایفا می کنند و اگربه این مجموعه همچون یک شهر شبکه ای با جمعیت حدود 2 میلیون نفر که  به طورتقریبی 70 درصد جمعیت استان را در بر گرفته است بنگریم ، آنگاه در می یابیم که همچون دیگر شهرهای بزرگ ایران زمین ، نیروهای بالقوه و بالفعل بسیاری دربطن آن وجود دارد که زمینه ساز رشد و توسعه این خطه می گردد.


اگر به دور از تعصب منطقه ای به این کالبد یکپارچه نگاه شود ، جدل مابین شهرها برای جذب امکانات از بین می رود و هر پیشرفتی که در گوشه ای از این شهر شبکه ای روی دهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث توسعه دیگر مناطق می گردد.

البته غرب استان از رامسر تا نور و نیز شرق استان از گلوگاه تا نکا دارای شرایط و ساختار مشابه و به هم پیوسته با بخش مرکزی استان می باشند. امید است که با هم افزایی انرژی نهفته در تمام شهرها و روستاها زمینۀ آبادانی جای جای استانمان فراهم گردد.

منبع : BBN - مهدی فرضی

نوشته شده توسط اسماعیل در 15:18 |  لینک ثابت   • 

جمعه یکم خرداد 1388

بچه هاى شمال؛زندگى، كار و ديگر هيچ

هنوز تابستان تمام نشده است و هنوز امتحانات مدارس بچه ها تمام نشده است اما صحبت مسافرت هاى تابستانى بين اعضاى خانواده خصوصاً بچه ها از مهم ترين موضوعاتى است كه بسيار مهم و البته جذاب به نظر مى رسد. در كنار همه شهرهاى غربى، شمال غربى و ... سفر به شمال ايران حتماً اولين گزينه اى است كه موردنظرقرار مى گيرد، خصوصاً براى بچه ها و جوان ترها؛ چرا كه هيچ چيزى به اندازه آب و استخر و دريا در تابستان به آدم حال نمى دهد. البته وجود جذابيت هاى ديگرى چون جنگل هاى شمال و جاده هاى پرپيچ و خم وديدنى و پرصفا نيز باعث مى شود تا در فصل تابستان اتومبيل هايى را با پلاك هايى از همه جاى ايران در اين جاده ها و در شمال ايران بتوان ديد، از دزفول و زاهدان گرفته تا سنندج و مشهد، تهران
ادامه مطلب
نوشته شده توسط اسماعیل در 15:20 |  لینک ثابت   • 

شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388

96 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 4 درصد مردم ايران است

به اعداد بیان شده در این گزارش خوب توجه کنید و کمی درباره آنچه برسر ما می گذرد بیندیشد.
 
محمد شيدفر، معاون گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري استان مازندران گفت: « 4 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 96 درصد مردم ايران است. به معنايي ديگر 96 درصد از سواحل درياي مازندران تنها در اختيار 4 درصد مردم ايران است.»
  
وی همچنين به اين موضوع تاكيد كرد كه مجموعه تختهاي اقامتي استان مازندران 60 هزار تخت است كه حدود 22 هزار تخت از اين تعداد در اختيار دستگاههاي دولتي است.
 
وي افزود:« سازمان دولتي را مي شناسم كه سال 77 يك مركز اقامتي با 17 ميليارد تومان سرمايه ساخت و سال 82 به بهره‌برداري رساند. اين درحالي است كه اگر تنها به سود سپرده اين مجموعه توجه شود. مي‌توان سالي 3 ميليون تومان به كاركنان آن مجموعه سود سفر داد! از اين مجموعه اقامتي و دولتي تنها فصلي از سال استفاده مي شود و هزينه نگهداري اين مجموعه سالانه يك ميليارد تومان است.»
 
شيدفر با گله از اين موضوع كه تختهاي موجود در استان مازندران در اختيار ارگانهاي دولتي است، پيشنهاد داد:« اگر بتوان با دستگاهاي دولتي مذاكراتي انجام داد كه اين مراكز اقامتي تنها به استفاده فصلي كاركنان آن ارگان محدود نشود بلكه همه مردم در همه زمانها از آن بهره‌ببرند، مي توان بسياري از مشكلات كمبود تخت را در استان رفع كرد.»
 
طبق سند چشم‌انداز 20 ساله؛ استان مازندران بايد تا سال 1404، بتواند 22 ميليون توريست داخلي جذب كند. اين درحالي است كه استان مازندران توانسته در مدت 6 ماهه اول سال ۸۷ پذيراي 5/13 ميليون گردشگري داخلي باشد.
 
خبرگزاري ميراث فرهنگی _ فاطيما كريمي
نوشته شده توسط اسماعیل در 12:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388

اصل پانزدهم

اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در حاشیه این وبلاگ نوشته شده است.

 

در زیر اصل ۱۲۱ قانون اساسی را می خوانیم:

 

رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسه‏ای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل می‏شود به ترتیب زیر سوگند یاد می‌کند و سوگندنامه را امضاء می‌نماید. بسم‏الله‏الرحمن‏الرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده‏ گرفته‏ام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهم‏السلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."

 

حال سوالی اینجا پیش می آید که : چرا با وجود اینکه رئیس جمهور سو گند یاد می کند که پاسدار قانون اساسی باشد ، اجرای برخی از اصول قانون اساسی همچون اصل پانزده سالها نادیده گرفته می شود ؟

 

برخی از کاندیدا ها قول اجرای این اصل را در برنامه های تبلیغاتی خود می دهند. در صورتی که اجرای کامل قانون اساسی وظیفه رئیس جمهور است. هر کس که رئیس جمهور شود باید شرایط اجرای قانون اساسی را کامل فراهم کند.

 

در این بین کارشناسان و فعالان فرهنگی در قومیت های مختلف ،  باید نظر خود را درباره : الفبا ،  گویش معیار ،  نحوه تدریس ، محتوی کتب و ... به زبان های قومی بیان کنند تا خدای ناکرده با اجرای ناقص قانون ، از چاله به چاه نیفتیم.

نوشته شده توسط اسماعیل در 17:50 |  لینک ثابت  

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388

مسافران نوروزی

آقای امین حسن پور در سایت شون ورگ مطلبی را درباره مسافران نوروزی نوشتند که خواندنی است. اما این قضیه را می توان از دیدگاه دیگری هم بررسی کرد.

صنعت توریسم می تواند مشکل بیکاری را در منطقه از بین ببرد ، به شرط اینکه درست مدیریت شود.

به طور کلی دو دسته مسافر وجود دارد :

دسته اول : سرمایه داران (از ما بهتران) که  زمین های مرغوب را خریداری می کنند و با از بین بردن زمین های کشاورزی ، ویلا های نازیبا و ناسازگار با محیط اطرافشان را در آن می سازند .

 در این مر حله کشاورز سرمایه ای بدست می آورد ، اما چون نمی داند با آن سرمایه چه باید بکند اغلب آن را درست مصرف نمی کند و به جای ایجاد یک حرفه ی مناسب و تولیدی ، تنها کالای های مصرفی خریداری می کند و رو به شغل های کاذب و خدماتی رده پایین می آورد . در نیتجه یک تولید کننده به یک مصرف کننده صرف تبدیل می شود . و سر انجام : زمین دار دیروز ، پراید سوار امروز و آواره و حاشیه نشین  فردا می شود .

در ضمن تولید کشاورزی که ایجاد درآمد و اشتغال پایدار می کند  ، از بین می رود . همچنین مهاجرت به شهر ها باعث ایجاد مشکلات فرهنگی و اقتصادی فراوانی رو برای یک یا دو نسل می گردد.

اما بعد از ساختن ویلا ، از ما بهتران ها سالی یک بار از ویلای خود استفاده می کنند و شاید دو تا تخم مرغ و پفک هم بخرند - البته اکثر اونها مایحتاجشان رو از شهر شان با خود می آورند - این ایجاد شغل و درآمد پایدار نمی کند . این توریسم نیست بلکه استعمار است .

دسته دوم : طبقه متوسط جامعه است . این افراد پول ساختن یا خریدن ویلا را ندارند . بنا بر این اینها باید از امکانات عمومی استفاده نمایند . اگر این افراد  درست مدیریت شوند می توانند درآمد و اشتغال پایدار رو برای مردم محلی ایجاد نمایند .

مثلا ساختن متل های های ارزان قیمت با امکانات کافی برای اقامت در محلی مناسب و یا ایجاد رستوران ها و مغازه ها و فروشگاه های صنایع دستی در کنار اماکن دیدنی .

نمونه این امر در ماسوله گیلان و اخیرا در آلاشت مازندران وجود دارد .

تمام آن مشکلاتی که آقای حسن پور در مقاله خود به آن اشاره کردند ناشی از عدم مدیریت صحیح است . ساخت ویلا های شخصی بزرگترین ضربه را به اقتصاد و فرهنگ محلی می زند و البته پیامد های منفی را در سطح ملی برای کل کشور ایجاد می نماید ، مثل از بین بردن کشاورزی و وابستگی به واردات برنج  که یکی از غذاهای اصلی مردم ایران است .

بنا بر این این دسته دوم مجبورند یا از مدارس استفاده کنند و یا به علت نبود اماکن اقامتی با قیمت مناسب در مکان مناسب و با امکانات کافی ترجیح بدهند که از  چادر استفاده کنند و ره آورد سفرشان خرید چند تا پفک  و کلو چه و ایجاد تورم و زباله و از بین بردن آرامش ساکنین منطقه باشد .

نوشته شده توسط اسماعیل در 11:52 |  لینک ثابت   • 

شنبه هفدهم اسفند 1387

ثبت در تایخ

در اینجا قصد ندارم مطلبی له یا علیه هیچ یک از کاندیداهای ریاست جمهوری بنویسم.

تنها برخی از وعده هایی را که به نوعی با اهداف این وبلاگ ارتباط دارد اینجا ثبت می کنم که در صورت انتخاب شدن آن کاندیدا بتوان عملکرد رئیس جمهور آینده را در قبال وعده های پیش از انتخاباتش بررسی کرد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پس از گرگان، در همدان نیز درهاي دانشگاه روي دبيركل حزب اعتماد ملي بسته شد.

اما علي‌رغم اين اقدام كروبي در خيابان و از پشت درهاي بسته با دانشجويان گفت‌وگو كرد و حتي به پرسش‌هاي آنها پاسخ داد.

دانشجویي خواستار جاري شدن اصول 15 و 19 قانون اساسي درخصوص تدريس "زبان‌هاي مادري" شد و نظر كروبي را جويا شد،

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: «كشور متعلق به همه گروه‌ها و اقوامي است كه در آن زندگي مي‌كنند و مسلما قوانيني كه در قانون اساسي است بايد اجرا شود.»‌

نوشته شده توسط اسماعیل در 14:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه هجدهم بهمن 1387

سرانه درآمد شهروندان مازندرانی بسیار پایین تر از میانگین کشوری است.

حجت الاسلام و المسلمین مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور در جمع فعالان کشاورزی استان در ساری ، با اشاره به اینکه سرانه درآمد شهروندان مازندرانی بسیار پایین است ، گفت: این رقم در استان مازندران 2 میلیون و 500 هزار تومان است ، در حالی که میانگین کشوری 3 میلیون و 300 هزار تومان است .

ایشان افزودند : مازندران در صنعت کشاورزی رشد و توسعه داشته؟!! ولی هنوز جای خالی زیادی برای رشد استان وجود دارد .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جا دارد از همین جا به دولت عدالت گستر جناب آقای محمود احمدی نژاد و مسئولین نمایندگان سخت کوش استان مازندران که با تلاش شبانه روزی پس از کسب :

رتبه نخست تورم کشور

رتبه دوم بیکاری کشور

افتخار دیگری برای مازندران کسب کردند تبریک و خسته نباشید عرض کنم.

دولت عدالت گستر بیش از پیش طعم عدالت را بر برنجکاران و باغداران مرکبات چشانید.

کشاورزانی که علی رغم خشک سالی و سرمازدگی سالهای اخیر دست و تورم افسار گسیخته ، دست از تلاش نکشیدند .

اما همزمان با برداشت محصولات و ارائه آنها به بازار با حمایت بی دریغ دولت مواجه شدند.

دولت مهر پرور و عدالت گستر با واردات گسترده و کم سابقه برنج  و مرکبات از پاکستان ، هندوستان ، بنگلادش ، تایلند ، اروگوئه ، آفریقای جنوبی و حدود بیست تا سی کشور دیگر به بهترین شکل ممکن از کشاورزان شمال تقدیر و تشکر کرد.

حالا کشاورزی که برنج پارسال روی دستش مانده و مرکبات امسال را به کمترین قیمت ممکن فروخته است ، باید وام گرفته شده  را پس بدهد.

وام با نرخ بسیار بالای کارمزد (بنویسید کارمزد بخوانید ربا) که بانکها و موسسات اعتباری بر اساس بانکداری اسلامی و  برای حمایت از تولید کنندگان به کشاورز می پردازند.

بنابراین کشاورز مجبور به گرفتن نزول می شود تا بتواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد بلکه سال آینده گشایشی حاصل شود.

اما چه سود که حکایت همچنان باقی است و ....



نوشته شده توسط اسماعیل در 14:10 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه نهم بهمن 1387

محرومیت مازندران

متأسفانه محرومیت استان های شمالی به خصوص مازندران پشت سرسبزی و ویلاهای رنگارنگ از ما بهتران ها پنهان شده است. مشکل اصلی محرومیت نیست بلکه انکار مسئولین عالیرتبه کشوری است.

خوب به خاطر دارم که وزیر کشور سابق در گفتگوی خبری شبکه تبرستان وقتی با این جمله مجری : "محرومیت مازندران پشت سرسبزی آن پنهان است" مواجه شد با حالتی آشفته از مجری خواست که این گونه عبارات را بیان نکند. احتمالا وی مازندران یک استان توسعه یافته می دانست و بیان این گونه عبارات را موجت دلسردی مردم از نظام و بالا رفتن سطح توقع آنها می دانست.

اما آیا با پاک کردن صورت مساله و بیان نکردن حقیقت می توان اصل مساله را که همان عقب افتادگی مازندران است حل کرد.

این جملات را از استاندار مازندران و نماینده ساری در مجلس بخوانید:

استاندار مازندران با اشاره به اینکه سهم مازندران از منابع کشور به اندازه صنعت آن نیست و عقب مانده است گفت : کل شهرداری های استان مازندران که شامل 52 شهر می شود فقط حدود یکصد میلیارد تومان بودجه دارند و این در حالی است که شهر اصفهان به تنهایی دارای 300 میلیارد تومان بودجه است .

شجاعی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر این که محرومیت‌های مازندران کمتر از استان محرومی چون سیستان و بلوچستان نیست افزود: باید نگاه مسوولان عالیرتبه کشور به استان ما عوض شود.

واقعا تاکی این تبعیض و کج بینی مسوولان عالیرتبه باید دامن استانهایی چون مازندران را بگیرد.

نوشته شده توسط اسماعیل در 21:46 |  لینک ثابت   •