یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(1)
در این پست ها به بررسی آمار رشد جمعیت در استانهای مازندران و گیلان، با استفاده از دادههای دو سرشماری اخیر در سالهای 75 و 85 میپردازیم. به علت حجم زیاد مجبور شدم آن ها را در چهار پست بنویسم.برای مطلع شدن از کل نوشته آنها را به ترتیب دنبال کنید.
الف) استان مازندران
در این جدول شهرستانهای استان مازندران بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شدهاند.
جمعیت کل استان مازندران در سال 85 برابر با 2,920,657 نفر می باشد.
|
|
شهرستان |
جمعیت در سال 85 |
جمعیت در سال 75 |
میزان افزایش مطلق |
درصد افزایش نسبی |
رتبه در افزایش نسبی | |
|
1 |
ساری
|
495,360 |
422,463 |
72,897 |
17.26 |
1 | |
|
2 |
بابل
|
469,591 |
421,068 |
48,523 |
11.52 |
7 | |
|
3 |
آمل
|
346,775 |
298,243 |
48,532 |
16.27 |
2 | |
|
4 |
قائمشهر
|
295,135 |
261,692 |
33,443 |
12.78 |
5 | |
|
5 |
بهشهر*
|
195,656 |
176,731 |
18,925 |
10.71 |
9 | |
|
6 |
تنکابن*
|
194,719 |
175,032 |
19,687 |
11.24 |
8 | |
|
7 |
بابلسر*
|
175,302 |
155,265 |
20,037 |
12.90 |
3 | |
|
8 |
چالوس
|
122,863 |
108,861 |
14,002 |
12.86 |
4 | |
|
9 |
نوشهر
|
116,706 |
105,892 |
10,814 |
10.21 |
10 | |
|
10 |
نور
|
105,894 |
94,768 |
11,126 |
11.74 |
6 | |
|
11 |
نکا
|
105,652 |
98,828 |
6,824 |
6.90 |
12 | |
|
12 |
محمودآباد
|
90,502 |
83,436 |
7,066 |
8.47 |
11 | |
|
13 |
جویبار
|
70,419 |
66,892 |
3,527 |
5.27 |
14 | |
|
14 |
رامسر
|
68,163 |
64,440 |
3,723 |
5.78 |
13 | |
|
15 |
سوادکوه
|
67,920 |
69,240 |
-1,320 |
-1.90 |
15 |
* به علت فقدان اطلاعات دقیق جمعیتی ، سه شهرستان جدید التاسیس گلوگاه ،عباسآباد و فریدونکنار در این جدول نیامدهاند. بنابراین جمعیت آنها جزء شهرستانهای اسبق خود یعنی بهشهر ، تنکابن و بابلسر حساب شده است.
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(2)
در این جدول شهرستانهای استان مازندران بر اساس درصد افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.
|
ایران |
17.34 | |
|
مازندران |
12.21 | |
|
ساری |
17.26 | |
|
آمل |
16.27 | |
|
بابلسر |
12.90 | |
|
چالوس |
12.86 | |
|
قائمشهر |
12.78 | |
|
نور |
11.74 | |
|
بابل |
11.52 | |
|
تنکابن |
11.24 | |
|
بهشهر |
10.71 | |
|
نوشهر |
10.21 | |
|
محمودآباد |
8.47 | |
|
نکا |
6.90 | |
|
رامسر |
5.78 | |
|
جویبار |
5.27 | |
|
سوادکوه |
-1.90 |
1. همان طور که مشاهده میکنید، افزایش جمعیت نسبی استان مازندران نسبت به کل کشور کمتر است.
در افزایش نسبی جمعیت دو عامل موثر است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».
با توجه به این که در طی این ده سال 198 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 163 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 35 هزار نفر بوده است.
بنابراین استان مازندران یک استان مهاجرپذیر محسوب میشود.
لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت مازندران نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.
2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.
ساری به عنوان مرکز و قطب سیاسی و اداری استان.
آمل به عنوان قطب صنعتی استان. (با وجود اینکه آمل 12 درصد از جمعیت استان را در خود جای داده است حدود 37 درصد صنایع استان در آن قرار دارد)
چالوس و بابلسر به عنوان قطب های تورستی استان در مراتب بعدی قرار دارند.
قائمشهر قطب اسبق صنعت کشور بود. اما در از کمبود شدید امکانات رنج می برد. قائمشهر متراکم ترین شهرستان کشور بعد از تهران است. می توان گفت در حاضر قائمشهر قطب انسانی استان است. در زمینه های علمی ، فرهنگی ، ورزشی و ... سرآمد می باشد. تنها علت جذابیت آن جمعیت زیاد و تنوع قومیتی است. خیلی ها دوست دارن در شهر بزرگ زندگی کنند حتی اگر امکانات اون شهر بزرگ از یک روستا هم کمتر باشه.
3. اما در رده های پایینی جدول شهرستان های مهاجر فرست قرار دارند، که شامل: محمودآباد ، نکا ، رامسر ، جویبار و سوادکوه اند.
این شهرستان ها به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ مهاجر فرست می شوند.
در قعر این جدول سوادکوه قرار دارد. بی شک سوادکوه از محرومترین مناطق استان همچنین قرار گرفتن در مجاورت شهرستان های بزرگ نیز مزید بر علت است. البته احداث سد البرز که حدود 15 روستا از 30 روستای دهستان تاریخی لفور را زیر آب برده است نیز از دیگر دلایل مهاجرت مردم است. لفور که زادگاه مازیار محل پرورش فریدون است به زیر آب رفت تا مناطق پائین دست آباد گردند. شاید می شد سد را طوری ساخت که چند روستا تخریب شوند نه نیمی از دهستان.یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(3)
ب) استان گیلان
در این جدول شهرستانهای استان گیلان بر اساس جمعیت سال 85 مرتب شدهاند.
جمعیت کل استان گیلان در سال 85 برابر با 2,404,861 نفر می باشد.
|
|
شهرستان |
جمعیت در سال 85 |
جمعیت در سال 75 |
میزان افزایش مطلق |
درصد افزایش نسبی |
رتبه افزایش نسبی | |
|
1 |
رشت |
875,606 |
715,097 |
142,509 |
19.93 |
1 | |
|
2 |
تالش
|
180,485 |
154,367 |
26,118 |
16.92 |
2 | |
|
3 |
لاهیجان
|
162,898 |
152,627 |
10,271 |
6.73 |
3 | |
|
4 |
رودسر
|
146,057 |
152,044 |
-5,987 |
-3.94 |
4 | |
|
5 |
لنگرود
|
133,956 |
136,602 |
-2,646 |
-1.94 |
5 | |
|
6 |
انزلی
|
133,134 |
119,728 |
13,406 |
11.20 |
6 | |
|
7 |
صومعهسرا
|
130,802 |
136,710 |
-5,908 |
-4.32 |
7 | |
|
8 |
آستانه
|
108,092 |
114,483 |
-6,391 |
-5.58 |
8 | |
|
9 |
رودبار
|
104,102 |
113,083 |
-8,981 |
-7.49 |
9 | |
|
10 |
فومن
|
97,400 |
103,190 |
-5,790 |
-5.61 |
10 | |
|
11 |
آستارا
|
79,874 |
63,256 |
16,618 |
26.27 |
11 | |
|
12 |
رضوانشهر
|
64,574 |
58,693 |
5,881 |
10.02 |
12 | |
|
13 |
شفت
|
63,604 |
70,292 |
-6,688 |
-9.51 |
13 | |
|
14 |
ماسال
|
48,091 |
48,929 |
-838 |
-1.71 |
14 | |
|
15 |
سیاهکل
|
47,488 |
51,675 |
-3,887 |
-7.52 |
15 | |
|
16 |
املش
|
46,398 |
50,716 |
-4,318 |
-8.51 |
16 |
یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388
کمی آمار(4)
در این جدول شهرستانهای استان گیلان بر اساس افزایش نسبی جمعیت در سالهای 75 تا 85 مرتب شده اند.
|
ایران |
17.34 | |
|
گیلان |
7.28 | |
|
آستارا |
26.27 | |
|
رشت |
19.93 | |
|
تالش |
16.92 | |
|
انزلی |
11.20 | |
|
رضوانشهر |
10.02 | |
|
لاهیجان |
6.73 | |
|
ماسال |
-1.71 | |
|
لنگرود |
-1.94 | |
|
رودسر |
-3.94 | |
|
صومعهسرا |
-4.32 | |
|
آستانه |
-5.58 | |
|
فومن |
-5.61 | |
|
رودبار |
-7.49 | |
|
سیاهکل |
-7.52 | |
|
املش |
-8.51 | |
|
شفت |
-9.51 |
1. همان طور که مشاهده میکنید، افزایش جمعیت نسبی استان گیلان نسبت به کل کشور کمتر است.
در اینجا نیز افزایش نسبی جمعیت به دو عامل وابسته است: «زاد و ولد» و «مهاجرت».
با توجه به این که در طی این ده سال 202 هزار نفر مهاجر به استان وارد شده و 178 هزار نفر نیز از استان مهاجرت کرده اند پس مهاجرت خالص حدود 24 هزار نفر بوده است.
بنابراین استان گیلان یک استان مهاجرپذیر محسوب میشود.
لذا علت کمتر بودن رشد نسبی جمعیت گیلان نسبت به کل کشور کمبود زاد و ولد است.
2. در بالای این جدول شهرستان های مهاجرپذیر قرار گرفته اند.
آستارا به عنوان قطب تجاری.
رشت به عنوان قطب سیاسی اداری.
انزلی و لاهیجان به عنوان قطب گردشگری در مراتب بعدی قرار گرفته اند.
اما علت حضور تالش و رضوانشهر در بالای جدول، رقابت قومی- مذهبی بین تالش های اهل تسنن و آذری های شیعه. این رقابت ها به عنوان مانعی برای مهاجرت و عامای برای افزایش زاد و ولد عمل می کند.
3. اما د ر این بین تعداد بسیار زیاد شهرستان های دارای رشد منفی جلب توجه می کند.
در این شهرستان ها نیز به دلایل محرومیت و کمبود امکانات و یا به علت کوچک بودن و قرار گرفتن در مجاورت شهرهای بزرگ انگیزه ماندن را از بین میرود و مهاجر فرست می شوند.
نتیجه کلی:
با نگاهی کلی به این آمار و ارقام به عمق محرومیت گیلان و مازندران می توان پی برد. محرومیتی که پشت ظاهر سرسبز زیبای شمال پنهان شده است.
علاوه بر این رشد پائین جمعیت نیز تبعاتی برای شمال خواهد داشت.
در حالت ایده آل رشد پائین جمعیت می تواند عامل رفاه بیشتر نسل های آینده را سبب شود.
اما در شرایطی که برخی استان ها همچون سیستان و بلوچستان با وجود مهاجر فرست بودن رشدی معادل 42 در صد را دارا می باشند، از طرفی سهم درصدی ما در بین سایر قومیت ها کاهش می یابد.
از طرف دیگر با افزایش مهاجرت ها به شمال و اضمحلال فرهنگی- زبانی ما موجودیت ما در معرض خطر قرار می گیرد.
نویسنده: اساره سو
لطفا با نظرات خود در تکمیل و رفع نواقص این مقاله ما را یاری کنید.
دوشنبه نهم شهریور 1388
آزادسازی سواحل دریای مازندران
مانند اجرای سیاست های غلط در بخش کشاورزی به خصوص واردات بیرویه برنج و چای و مرکبات که آسیب های فراوانی را به بخش کشاورزی وارد کرده است.
همچنین سخنان عجیب و غریبی که بعضی وقت ها از ایشان می شنویم، مانند حرف دیروزشان در مجلس در باره مشورت کردن، که گفتد: «من حتی با یک کودکه 5 ساله که با خط خودش نامهای برای من نوشته بود گفتوگو کردم»
اما دور از انصاف است که کارهای مثبتی انجام شده در دولت ایشان را که در هیچ دوره ای سابقه نداشته را نبینیم.
اجرای ناقص اصل پانزدهم قانون اساسی در مورد تدریس زبان های قومی محلی. هر چند سر ما بی کلاه مانده، اما شاید با فعالیت بیشتر بتوانیم زبان های تبری و گیلکی را هم علاوه بر زبانهای آذری، کردی، بلوچی و ترکمنی در رده زبان های قو می که باید تدریس شوند، قرار دهیم.
رفع محدودیت در تاسیس صنایع بزرگ در استان های شمالی. که در واقع ظلم تاریخی در حق مردم بوده است و باعث ایجاد عقب ماندگی های صنعتی سی ساله شده که باید جبران گردد.
و آزاددسازی سواحل دریا که تبدیل به حیاط خلوت از ما بهتران ها شده بود.
در همین زمینه آئین نامه آزادسازی سواحل دریای مازندران به دستگاههای مربوطه صادر شده است، که شرح کامل آن در ادامه مطلب آمده است:
ادامه مطلب
شنبه هفتم شهریور 1388
مازندران و شهر شبکه ای
شهرهای استان مازندران اگرچه از نظر شاخص های توسعـۀ شهری همانند میزان آموزش ، تعداد فارغالتحصیلان دانشگاهی ، حجم فعالیتهای ورزشی ، میزان امنیت ، آرامش اجتماعی و بهداشت ، داشته های فرهنگی در سطح بالایی در کشور قرار دارند.
اما در مقایسه با شهرهای بزرگ کشور ، از جهت میزان امکانات شهری ، درآمد شهروندان
و برخورداریشان از رفاه ، بودجه تخصیص یافته ، توجه به مبلمان و زیبا سازی شهری در
سطح پائینی قرار دارند.
به عبارت دیگر به خاطر وجود سرمایه های خدادادی و استعدادهای ذاتی موجود در استان ، بدون اینکه رشد چشم نوازی از جهت سخت افزاری در ساختار شهری رخ داده باشد ، نتایج در خور توجهی از بعد نرم افزاری هم سو با توسعه شهری حاصل شده است .
در اینجا ممکن است به این جمع بندی رسید که اگر در مازندران که جمعیتی حدود 3
میلیون نفر را در خود جای داده است شهری بزرگ ومتمرکز وجود داشت ، خود به خود
بسترهای توسعه فراهم می گشت .
جمعیت مازندران 12 برابر جمعیت بزرگترین شهر استان یعنی ساری می باشد . ساری حدود
250 هزار نفر جمعیت را در خود گنجانده است. در صورتی که این نسبت در بسیاری
استانها 2 یا 3 برابر می باشد.
اما نمی توان نتیجه گیری کرد که برای برخورداری استان از توسعه ، شهری بزرگ در آن
ایجاد نمود و یا به یکی از شهرها جمعیت تزریق کرد ، زیرا ذاتاََ تمرکز جمعیت
در یک نقطه به مشکلات و معضلات می افزاید.
از طرفی به دلیل پراکندگی و رشد یکنواخت جمعیت در استان و نیز باریک بودن بخش جلگه
ای آن امکان ایجاد شهری پر جمعیت در استان تحقق نمی یابد.
دربخش مرکزی مازندران ، حد فاصل 60 کیلومتری آمل تا ساری و در محدودۀ 40 تا 50 کیلومتری از خط ساحلی ، 9 شهرستان (2 شهرستان با جمعیت حدود 500 هزارنفری ) ، 4 شهر با حدود 200 هزارنفرجمعیت و بیش از15 شهر کوچک و صدها روستا وجود دارد که به خاطر فاصله کوتاه از یکدیگر می توان آنها را به شکل یک بافت یکپارچه تصور کرد.
هر کدام از این شهرستانها با توجه به پتانسیل خود ، کارکرد خاصی را در جهت رفع نیازهای استان ایفا می کنند و اگربه این مجموعه همچون یک شهر شبکه ای با جمعیت حدود 2 میلیون نفر که به طورتقریبی 70 درصد جمعیت استان را در بر گرفته است بنگریم ، آنگاه در می یابیم که همچون دیگر شهرهای بزرگ ایران زمین ، نیروهای بالقوه و بالفعل بسیاری دربطن آن وجود دارد که زمینه ساز رشد و توسعه این خطه می گردد.
اگر به دور از تعصب منطقه ای به این کالبد یکپارچه نگاه شود ، جدل مابین شهرها
برای جذب امکانات از بین می رود و هر پیشرفتی که در گوشه ای از این شهر شبکه ای
روی دهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم باعث توسعه دیگر مناطق می گردد.
البته غرب استان از رامسر تا نور و نیز شرق استان از گلوگاه تا نکا دارای شرایط و
ساختار مشابه و به هم پیوسته با بخش مرکزی استان می باشند. امید است که با هم
افزایی انرژی نهفته در تمام شهرها و روستاها زمینۀ آبادانی جای جای استانمان فراهم
گردد.
منبع : BBN - مهدی فرضی
جمعه یکم خرداد 1388
بچه هاى شمال؛زندگى، كار و ديگر هيچ
ادامه مطلب
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388
96 درصد سواحل درياي مازندران در اختيار 4 درصد مردم ايران است
چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388
اصل پانزدهم
در زیر اصل ۱۲۱ قانون اساسی را می خوانیم:
رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در جلسهای که با حضور رییس قوه قضاییه و اعضای شورای نگهبان تشکیل میشود به ترتیب زیر سوگند یاد میکند و سوگندنامه را امضاء مینماید. بسماللهالرحمنالرحیم "من به عنوان رییس جمهور در پیشگاه قرآن کریم و در برابر ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد میکنم که پاسدار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور باشم و همه استعداد و صلاحیت خویش را در راه ایفای مسوولیتهایی که بر عهده گرفتهام به کار گیرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای کشور، ترویج دین و اخلاق، پشتیبانی از حق و گسترش عدالت سازم و از هر گونه خودکامگی بپرهیزم و از آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است حمایت کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ اقدامی دریغ نورزم و با استعانت از خداوند و پیروی از پیامبر اسلام و اإمه اطهار علیهمالسلام قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم."
حال سوالی اینجا پیش می آید که : چرا با وجود اینکه رئیس جمهور سو گند یاد می کند که پاسدار قانون اساسی باشد ، اجرای برخی از اصول قانون اساسی همچون اصل پانزده سالها نادیده گرفته می شود ؟
برخی از کاندیدا ها قول اجرای این اصل را در برنامه های تبلیغاتی خود می دهند. در صورتی که اجرای کامل قانون اساسی وظیفه رئیس جمهور است. هر کس که رئیس جمهور شود باید شرایط اجرای قانون اساسی را کامل فراهم کند.
در این بین کارشناسان و فعالان فرهنگی در قومیت های مختلف ، باید نظر خود را درباره : الفبا ، گویش معیار ، نحوه تدریس ، محتوی کتب و ... به زبان های قومی بیان کنند تا خدای ناکرده با اجرای ناقص قانون ، از چاله به چاه نیفتیم.
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
مسافران نوروزی
صنعت توریسم می تواند مشکل بیکاری را در منطقه از بین ببرد ، به شرط اینکه درست مدیریت شود.
به طور کلی دو دسته مسافر وجود دارد :
دسته اول : سرمایه داران (از ما بهتران) که زمین های مرغوب را خریداری می کنند و با از بین بردن زمین های کشاورزی ، ویلا های نازیبا و ناسازگار با محیط اطرافشان را در آن می سازند .
در این مر حله کشاورز سرمایه ای بدست می آورد ، اما چون نمی داند با آن سرمایه چه باید بکند اغلب آن را درست مصرف نمی کند و به جای ایجاد یک حرفه ی مناسب و تولیدی ، تنها کالای های مصرفی خریداری می کند و رو به شغل های کاذب و خدماتی رده پایین می آورد . در نیتجه یک تولید کننده به یک مصرف کننده صرف تبدیل می شود . و سر انجام : زمین دار دیروز ، پراید سوار امروز و آواره و حاشیه نشین فردا می شود .
در ضمن تولید کشاورزی که ایجاد درآمد و اشتغال پایدار می کند ، از بین می رود . همچنین مهاجرت به شهر ها باعث ایجاد مشکلات فرهنگی و اقتصادی فراوانی رو برای یک یا دو نسل می گردد.
اما بعد از ساختن ویلا ، از ما بهتران ها سالی یک بار از ویلای خود استفاده می کنند و شاید دو تا تخم مرغ و پفک هم بخرند - البته اکثر اونها مایحتاجشان رو از شهر شان با خود می آورند - این ایجاد شغل و درآمد پایدار نمی کند . این توریسم نیست بلکه استعمار است .
دسته دوم : طبقه متوسط جامعه است . این افراد پول ساختن یا خریدن ویلا را ندارند . بنا بر این اینها باید از امکانات عمومی استفاده نمایند . اگر این افراد درست مدیریت شوند می توانند درآمد و اشتغال پایدار رو برای مردم محلی ایجاد نمایند .
مثلا ساختن متل های های ارزان قیمت با امکانات کافی برای اقامت در محلی مناسب و یا ایجاد رستوران ها و مغازه ها و فروشگاه های صنایع دستی در کنار اماکن دیدنی .
نمونه این امر در ماسوله گیلان و اخیرا در آلاشت مازندران وجود دارد .
تمام آن مشکلاتی که آقای حسن پور در مقاله خود به آن اشاره کردند ناشی از عدم مدیریت صحیح است . ساخت ویلا های شخصی بزرگترین ضربه را به اقتصاد و فرهنگ محلی می زند و البته پیامد های منفی را در سطح ملی برای کل کشور ایجاد می نماید ، مثل از بین بردن کشاورزی و وابستگی به واردات برنج که یکی از غذاهای اصلی مردم ایران است .
بنا بر این این دسته دوم مجبورند یا از مدارس استفاده کنند و یا به علت نبود اماکن اقامتی با قیمت مناسب در مکان مناسب و با امکانات کافی ترجیح بدهند که از چادر استفاده کنند و ره آورد سفرشان خرید چند تا پفک و کلو چه و ایجاد تورم و زباله و از بین بردن آرامش ساکنین منطقه باشد .
شنبه هفدهم اسفند 1387
ثبت در تایخ
تنها برخی از وعده هایی را که به نوعی با اهداف این وبلاگ ارتباط دارد اینجا ثبت می کنم که در صورت انتخاب شدن آن کاندیدا بتوان عملکرد رئیس جمهور آینده را در قبال وعده های پیش از انتخاباتش بررسی کرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پس از گرگان، در همدان نیز درهاي دانشگاه روي دبيركل حزب اعتماد ملي بسته شد.
اما عليرغم اين اقدام كروبي در خيابان و از پشت درهاي بسته با دانشجويان گفتوگو كرد و حتي به پرسشهاي آنها پاسخ داد.
دانشجویي خواستار جاري شدن اصول 15 و 19 قانون اساسي درخصوص تدريس "زبانهاي مادري" شد و نظر كروبي را جويا شد،
دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: «كشور متعلق به همه گروهها و اقوامي است كه در آن زندگي ميكنند و مسلما قوانيني كه در قانون اساسي است بايد اجرا شود.»
جمعه هجدهم بهمن 1387
سرانه درآمد شهروندان مازندرانی بسیار پایین تر از میانگین کشوری است.
ایشان افزودند : مازندران در صنعت کشاورزی رشد و توسعه داشته؟!! ولی هنوز جای خالی زیادی برای رشد استان وجود دارد .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جا دارد از همین جا به دولت عدالت گستر جناب آقای محمود احمدی نژاد و مسئولین نمایندگان سخت کوش استان مازندران که با تلاش شبانه روزی پس از کسب :
رتبه نخست تورم کشور
رتبه دوم بیکاری کشور
افتخار دیگری برای مازندران کسب کردند تبریک و خسته نباشید عرض کنم.
دولت عدالت گستر بیش از پیش طعم عدالت را بر برنجکاران و باغداران مرکبات چشانید.
کشاورزانی که علی رغم خشک سالی و سرمازدگی سالهای اخیر دست و تورم افسار گسیخته ، دست از تلاش نکشیدند .
اما همزمان با برداشت محصولات و ارائه آنها به بازار با حمایت بی دریغ دولت مواجه شدند.
دولت مهر پرور و عدالت گستر با واردات گسترده و کم سابقه برنج و مرکبات از پاکستان ، هندوستان ، بنگلادش ، تایلند ، اروگوئه ، آفریقای جنوبی و حدود بیست تا سی کشور دیگر به بهترین شکل ممکن از کشاورزان شمال تقدیر و تشکر کرد.
حالا کشاورزی که برنج پارسال روی دستش مانده و مرکبات امسال را به کمترین قیمت ممکن فروخته است ، باید وام گرفته شده را پس بدهد.
وام با نرخ بسیار بالای کارمزد (بنویسید کارمزد بخوانید ربا) که بانکها و موسسات اعتباری بر اساس بانکداری اسلامی و برای حمایت از تولید کنندگان به کشاورز می پردازند.
بنابراین کشاورز مجبور به گرفتن نزول می شود تا بتواند به حیات اقتصادی خود ادامه دهد بلکه سال آینده گشایشی حاصل شود.
اما چه سود که حکایت همچنان باقی است و ....
چهارشنبه نهم بهمن 1387
محرومیت مازندران
خوب به خاطر دارم که وزیر کشور سابق در گفتگوی خبری شبکه تبرستان وقتی با این جمله مجری : "محرومیت مازندران پشت سرسبزی آن پنهان است" مواجه شد با حالتی آشفته از مجری خواست که این گونه عبارات را بیان نکند. احتمالا وی مازندران یک استان توسعه یافته می دانست و بیان این گونه عبارات را موجت دلسردی مردم از نظام و بالا رفتن سطح توقع آنها می دانست.
اما آیا با پاک کردن صورت مساله و بیان نکردن حقیقت می توان اصل مساله را که همان عقب افتادگی مازندران است حل کرد.
این جملات را از استاندار مازندران و نماینده ساری در مجلس بخوانید:
استاندار مازندران با اشاره به اینکه سهم مازندران از منابع کشور به اندازه صنعت آن نیست و عقب مانده است گفت : کل شهرداری های استان مازندران که شامل 52 شهر می شود فقط حدود یکصد میلیارد تومان بودجه دارند و این در حالی است که شهر اصفهان به تنهایی دارای 300 میلیارد تومان بودجه است .
شجاعی عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تاکید بر این که محرومیتهای مازندران کمتر از استان محرومی چون سیستان و بلوچستان نیست افزود: باید نگاه مسوولان عالیرتبه کشور به استان ما عوض شود.
واقعا تاکی این تبعیض و کج بینی مسوولان عالیرتبه باید دامن استانهایی چون مازندران را بگیرد.
