جمعه یکم خرداد 1388
جغرافیای تاریخی مازندران
در جلگه های ساحلی مازندران آثار معتبری از ادوار قبل از اسلام به دست نیامده و حتی از شهرهای معتبر صدر اسلام ( دوره پادشاهان طبرستان و دیلم ) هم به جز آمل و ساری یادگاری بجانمانده است. بعداز غلبه آریایی های مهاجم ومهاجرت بومیان، ساکنان جدید پس از مدتها ظاهرا زیرفرمان هخامنشیان قرار گرفتند.
در کتیبه بیستون سرزمین مازندران به نام ’’پشتخوارگر‘‘ ودر اوستا ’’پذشخوارگر‘‘ آمده است و به نظر میرسدکه مازندران جزو قلمرو اشکانیان بوده است. هم زمان بافتوحات مسلمانان از سلسله های پادوسبانان، آل باوند و افراسیابیان نام برده شده است که در طبرستان یا قسمتی از آن حکومت میکرده انـد و استقلال نسبی داشته اند. مورخان درباره اولین حمله مسلمین به طبرستان وحدت نظر ندارند. بنابه قول عده ای ازنویسندگـان در سال 30 هجری قمری ـ زمان خلافت عثمان ـ اولین بار سعد بن عاص حاکم کوفه در صدد فتح تبرستان برآمد و سرانجام سواحل تبرستان، رویان و دماوند رابه تصرف خود درآورد.
درزمان مروان بن محمد(132ـ 126 هـ .ق) آخرین خلیفه بنـی امیه
، اهالی طبرستان علیه حکام عرب سر به شورش برداشتند. دردوره خلافت
ابوالعباس سفاح (136 ـ132 هـ .ق) ـ اولین خلیفه عباسی ـ یکی از عاملان وی
رهسپار طبرستان شد و با اهالی آن منطفه از طریق صلح و مدارا کنارآمد، لیکن
دردوره ـ خلافت ابوجعفر منصور (158 – 136 هـ . ق) ـ دومین خلیفه عباسی
مردم تبرستان برای چندمین بار سر بـه شــــــورش برداشتند. سرانجام
طبرستان کاملاُ تحت اطاعت اعراب درآمده ولی بعد ازآن نیز در سرزمین
طبرستان مانند سابق، مسکوکاتی باخط پهلوی ضرب شد. سرانجام درسال 167 هجری
قمری ’’ونداد هرمزد‘‘ سلسله مستقلی در تبرستان تأسیس کرد.
درقرن چهارم و پنجم هجری، تبرستان میدان کشمکش سلسله آل زیار و آل بویه از یک طرف و سامانیان و غزنویان ازطرف دیگر شده بود، اغلب اوقات طبرستان تحت اداره آل زیار بود. درسال 426 هجری قمری، سلطان مسعــود غزنـــوی ازطریق گرگان
وارد تبرستان شد و صدمات و خسارات جانی و مالی زیادی به اهالی آن سامان
وارد آورد. هنوز این خرابه ـ ها ترمیم نشده بود که طغرل اول مؤسس سلسله سلجوقی به گرگان وتبرستان حمله ورشد ودرسال 606 هجری قمــــری تبرستان ازجمله ’’کبود جامه ‘‘ به دست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و اسپهید کیودجامه به نام ’’رکن الدین کبودجامه ‘‘ و فرزندانش به دست سلطان محمد خوارزمشاه اسیر شدند.
زمانی که سلطان محمد خوارزمشاه از نبرد با سپاهیان مغول فــرار می کرد، رکن الدین ، مغولان را به جایگاه سلطان محمد هدایت کرد و به اثر این خوش خدمتی، از طرف مغولان به حکومت کبود جامه رسید و سرانجام توسط تیموریان بساط حکمرانی آنها نیز برچیده شد. بعد از درگذشت امیرتیمور ، ســــادات ـ مرعشی با کسب اجازه از شاهرخ میرزا (850 – 807 هـ . ق ) به مازندران برگشتند و به عنوان باج گزار این نواحی سلطنت کردند. سرانجام در زمان سلطنت شاه عباس اول به طور کلی قدرت سادات مرعشی از بین رفت. پس ازبرچیده شدن بساط حکومت ملوک الطوایفی تبرستان که تا سال 1006 هجری قمری ادامه داشت، این منطقه تحت نظارت شاه عباس اول و سلاطین بعدی سلسله صفوی تأمین قرار گرفت. شاهان صفوی درطول هرسال به کرات به عنوان شکار و یا پس ازاحـداث فرحآباد جهت استراحت به این منطقه سفرمی کردند.
نارشاه افشار برای مقابله بادشمنان به ویژه دشمنان شمالی وروس هـا، درمازندران یک کارخانه کشتی سازی دایرکرد و به رونق هرچه بیشتر منطقه افزود. ازدوره فتحعلی شاه قاجار، به منطقه سـرسبز و زیباو دل انگیزمازندران ، به عنوان یک منطقه استراحتی ـ تفریحی توجه شد و ناصرالدین شاه طی دوسفر دستور تعمیر راه ها و کاروان سراها را صادر کرد.
دردوران سلطنت پهلوی منطقه مازندران مانند سایرمناطق کشور از راه های ارتباطی برخوردار و به علت شرایط محیطی و آب وهوای معتدل ، چشم اندازهای زببا نزدیکی اش به تهران ، محل استراحت و تفریح قسمت اعظم مردم کشور شد.(mazandnume)