اِساره سو _ نور ِستاره
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387
شعر تبری از نیما
همه نیما یوشیج شاعر را به عنوان پدر شعر نو فارسی میشناسند اما کمتر کسی از اشعار تبری نیما مطلع است. در این پست یکی از اشعار تبری نیما را برای شما می نویسم.
روجـا بيمو تلا ويشـار بوِی یه
روشن دنی یه چش، تار بوی یه
نيما شه اسپ سر سوار بوی یه
دنی یه نيك و بـــد يار بوی یه
روجـا بيمو تلا ويشـار بوِی یه
روشن دنی یه چش، تار بوی یه
نيما شه اسپ سر سوار بوی یه
دنی یه نيك و بـــد يار بوی یه
Rujaa bimu telaa vishaar bavi-ye
Rushan doni ye chesh, taar bavi-ye
Nimaa she aspe sar, sevaar bavi-ye
Doni ye nik u bad e yaar bavi-ye
ستاره روجا آمد و خروس بيدار شد.
چشم دنياي تاريك، روشن شد.
نيما بر اسب خود، سوار شد.
يار و همدم، نيك و بد دنيا شد.
نوشته شده توسط اسماعیل
در 11:34 | لینک ثابت
•
